جانا! تو سوز و درد دل ما ندیدهای
از ما سؤال کن که تو اینها ندیدهای
بر های های گرم و دم سرد ما مخند
طفلی و گرم و سرد جهان را ندیدهای
از سرّ عشق بیخبری، عیب ما مکن
ما غرقه گشتهایم و تو دریا ندیدهای
راهیست راه عشق و تو آن ره نرفتهای
ملکیست ملک ما که تو آنجا ندیدهای
ای سستعهدِ سختدل! از من بپرس حال
تو سخت و سست بیشتر از ما ندیدهای
گیرم که حال با تو بگویم ترا چه غم
تو درد دل شنیدهای، امّا ندیدهای
ای آن که وصف سرو سهی میکنی همه
معلوم شد که آن قد و بالا ندیدهای
معذوری ار ملامت وامق همی کنی
زیرا که حُسن چهرهٔ عذرا ندیدهای
گر جان به پای دوست فشانم عجب مدار
تو ، جانفشانِ مردمِ شیدا ندیدهای
بیداری جلال چه دانی که در فراق
روزی درازی شب یلدا ندیدهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به درد و مشکلات عاطفی و انسانی شاعر اشاره دارد. شاعر از شخصی میخواهد که به او و احساساتش توجه کند، زیرا او خود تجربهی واقعی این احساسات را نداشته است. شاعر از عشق و ارتباطات عمیق سخن میگوید و میگوید که کسی که درک عمیق از عشق و جدایی ندارد، حق قضاوت دربارهی دیگران را ندارد. همچنین، او به زیبایی و جذابیتها اشاره کرده و نشان میدهد که کسانی که تنها در مورد آنها صحبت میکنند، نمیتوانند عمق احساسات را درک کنند. در نهایت، شاعر به اهمیت تجربه و درک عمیق زندگی و عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: عزیزم! تو درد و رنج دل ما را ندیدهای، پس از ما بپرس تا از احساساتمان آگاه شوی.
هوش مصنوعی: به ما که در این دنیای پر از گرما و سرما هستیم، نخرند و مسخره نکن. تو که هنوز نوجوانی و تجربهای از تغییرات دنیای اطرافت نداری، نمیفهمی چه میگذرد.
هوش مصنوعی: اگر تو از راز عشق آگاهی نداری، لطفاً ما را سرزنش نکن. ما در عشق غرق شدهایم و تو حتی دریا را هم ندیدی.
هوش مصنوعی: عشق مسیری است که هنوز آن را نرفتهای و سرزمین ما جایی است که تو هرگز آن را ندیدهای.
هوش مصنوعی: ای بیوفا و سنگدل! از من بپرس که حال تو چقدر سخت و بیرحمانه است، زیرا تو بیشتر از ما هیچکس را در چنین شرایطی مشاهده نکردهای.
هوش مصنوعی: اگرچه اکنون در کنار تو هستم و درباره حال و روزم صحبت میکنم، اما تو هیچگاه نتوانستهای عمق درد و غم من را به درستی درک کنی، چون هرگز آن را از نزدیک تجربه نکردهای.
هوش مصنوعی: ای کسی که دربارهی زیبایی و قامت فردی مانند سرو سخن میگویی، واضح است که هرگز آن قد و زیبایی را از نزدیک ندیدهای.
هوش مصنوعی: اگر تو به خاطر معذوریت من مرا سرزنش میکنی، باید بدانی که این به خاطر زیبایی چهره عذرا است که آن را ندیدهای.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر دوست جانم را فدای او کنم، شگفتزده نشو؛ زیرا تو هرگز کسی را که با عشق و شیدایی جانش را فدای دوست میکند، ندیدهای.
هوش مصنوعی: بیداری جلال به معنای حالتی از آگاهی و شعور است، اما تو نمیدانی که در دوری و جدایی، چه شب طولانی و طاقتفرسایی مثل شب یلدا را تجربه نکردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.