حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابت
که نام عشق بسوزد سر قلم ز مهابت
زهی سعادت آن کس که پای بند کسی شد
بریده از همه پیوند و خویش و اهل و قرابت
به شب رسید دگر بار روزم از غم هجران
بسان تیغ شود موی بر تنم ز صلابت
برآر کامم از آن لعل بی کرشمه و ابرو
که خود سؤال گدا را چه حاجت است کتابت
دهد فروغ جمال جهان فروز تو هر روز
جهان فروزی خود را به آفتاب نیابت
میان عاشق و معشوق شهوتی ست نظر را
کز آب دیده خونین کنند غسل جنابت
جلال اگرچه همیشه دعای وصل تو خواند
ولی چه سود که مقرون نمی شود به اجابت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و پیچیده عشق اشاره دارد. شاعر از دشواریهای عشق و جدایی میگوید و اینکه چگونه این احساسات میتوانند انسان را تحت فشار قرار دهند. او بیان میکند که عشق فراتر از کلمات و نوشتههاست و فقط کسانی که به این احساس عمیق پایبند هستند، میتوانند حقیقت آن را درک کنند. شاعر با اشاره به غم جدایی و زیبایی معشوق، حسرت و درد درونی خود را به تصویر میکشد و به این واقعیت اشاره میکند که دعاها و آرزوها همیشه به خواستهها پاسخ نمیدهند. در کل، شعر تصویری از عشق، شهوت، و غم جدایی را ترسیم میکند.
هوش مصنوعی: عشق آنقدر عمیق و بزرگ است که نمیتوان آن را به راحتی در کلمات و نوشتهها جا داد. واژه عشق به قدری با اهمیت و باشکوه است که به تصور میآید نوشتن آن ممکن است باعث سوختن قلم شود.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که به محبت و نزدیکی یک نفر وابسته شود و از تمام ارتباطات و روابط خانوادگی و آشناییهای دیگر جدا گردد.
هوش مصنوعی: شب دوباره فرا رسید و روز من به خاطر غم جدایی خیلی تند و نافذ شده است، مانند تیغی که بر تنم مینشیند و حس سردی و سختی را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: ای کاش مرا از آن لبهای زیبا و نازک خود سیراب کنی، زیرا نیازی به سوال و درخواست ندارم، که زیبایی و جذابیت تو، خود پاسخگوی دل من است.
هوش مصنوعی: هر روز زیبایی و درخشش تو جهان را روشنتر میکند و تو با وجود این زیبایی، خود را به مانند خورشید میدرخشی.
هوش مصنوعی: در میان عشق و علاقه میان عاشق و معشوق، شور و شوقی وجود دارد که چشمها را از اشک پر میکند و باعث میشود که انسان خود را به نوعی پاک کند، انگار که از گناهی رها شده است.
هوش مصنوعی: جلال هرچند همیشه به دعا و خواسته ی وصال تو مشغول بود، اما چه فایده که این دعا به اجابت نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا حدیث شکفتی است در کمال غرابت
که از گدای طریقت بشه رسید مهابت
بکوی عشق عجب میکنی زعجز سلاطین
گدای او بشه از عجز کرده شد زغرابت
نثار خاک در دوست میکند دو جهانرا
[...]
شوم فدای تن بیکفن به روی ترابت
به خواب جان برادر که گشته موسوم خوابت
پی وداع تو با اشک و آه آمده زینب
ز من بپرس که خواهر که برده است نقابت
اگر کفن ننهادم به پیکر تو و رفتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.