ای یار! دوش همدم و یار که بودهای؟
لبها گزیده شب به کنار که بودهای؟
آشفته موی زلف به دست که دادهای؟
سر پُرخمار دفع خمار که بودهای؟
با چشم نیممست کجا مست خفتهای؟
با زلف بیقرار قرار که بودهای؟
ما بیتو همنشین غم و یار محنتیم
تو همنشین و همدم و یار که بودهای؟
با رنگ لاله و قدّ شمشاد و بوی گل
ای نوبهار حُسن، بهار که بودهای؟
با ابروی کمان وش و مژگان چون خدنگ
ای من شکار تو، تو شکار که بودهای؟
با دشمنان نشسته علیرغم دوستان
بنگر گل که گشته و خار که بودهای ؟
روزم چو شام تیره گذشت از فراق تو
تو روشنایی شب تار که بودهای ؟
من دلفگار مرهم لعل لب توام
تو مرهم درون فگار که بودهای ؟
بر خود جلال پیرهن از غصّه چاک زد
بر رغم او تو وصلهٔ کار که بودهای؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یاد یاری میافتد که در کنار او بوده و در فقدانش احساس غم و تنهایی میکند. او از زیباییهای یار با ویژگیهایی چون لبانی گزیده، مویی آشفته و چشمانی نیمه مست یاد میکند. همچنین به دلشکستگی و دلتنگی خود اذعان دارد و حسرت کوچکیهای یار را میکشد. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که یار نه تنها زیبایی و روشنی زندگیاش بوده، بلکه در غمها و مشکلات نیز بسیار در کنار او بوده است. با این حال، در غیاب یار، زندگیش به شب تار میماند و او احساس میکند که جراحتهای درونیش بیمرهم مانده است.
هوش مصنوعی: ای دوست! شب گذشته همدم و یار کی بوده است؟ کسی که در کنار تو بوده، لبهایم را گاز گرفته و از درد آن چه کسی بوده است؟
هوش مصنوعی: وقتی تو موهای آشفتهی زلفت را به کسی میسپاری، چطور میتوانی آرامش داشته باشی؟ کسی که همیشه در حال مستی و بیخیالی است، چه کسی میتواند او را از این حالت خارج کند؟
هوش مصنوعی: با چشمان نیمهبسته و حالتی مست، کجا خوابیدهای؟ و با گیسوانی بیقرار، در کجا آرامش یافتهای؟
هوش مصنوعی: ما بدون تو همواره در غم و درد هستیم، تو چه کسی هستی که همسفر و همراه ما نبودهای؟
هوش مصنوعی: ای بهار زیبایی با رنگ لاله و قامت راست و بوی خوش گل، بهار واقعی کجاست؟
هوش مصنوعی: تویی که با ابروئی خوش فرم و مژههایی مانند تیر، دل من را هدف قرار دادهای، اما آیا خودت هم طعمه کسی بودهای؟
هوش مصنوعی: با وجود دوستان، به دشمنان نشستهای، به گل نگاه کن که چگونه تغییر کرده و به خار که بودهای توجه کن.
هوش مصنوعی: روز من مانند شب تاریک و بینور به خاطر دوری تو سپری شد. تو روشنایی آن شب تاریک بودی که حالا من بینور و خاموش ماندهام.
هوش مصنوعی: من که دلbroken و زخمدار هستم، درمانم لبهای سرخ تو هستند. تو چه کسی هستی که مرهمی برای درون زخمدار من باشی؟
هوش مصنوعی: نشان دیری از غم و اندوه بر خود آشکار کرده است. با این حال، تو چه کسی هستی که در این مسائل دخالت میکنی و کار را اصلاح میکنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر در خمار، شب به کنار که بوده ای؟
لبها فگار، همدم و یار که بوده ای؟
سنبل به تاب رفته و نرگس به خواب ناز
شب تا به روز باده گسار که بوده ای؟
شمع مراد من نشدی یک شبی تمام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.