صبا آمد به من بوی تو آورد
نسیم زلف دلجوی تو آورد
همی جستم دو عالم را بهایی
صبا یک تاره موی تو آورد
بر آن نقّاش قدرت آفرین باد
که خم در طاق ابروی تو آورد
میازار آن غریب ناتوان را
که بختش بر سر کوی تو آورد
به مهرت پشت بر روی جهان کرد
ز عالم روی در روی تو آورد
بسی زحمت کشیدم در فراقت
هم آخر دولتم سوی تو آورد
به هجرانت جلال از جان بری بود
تنش را باز جان بوی تو آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نسیم و صبا میگوید که بوی محبوبش را به او میآورند. او در جستجوی بهایی برای دو عالم است، اما صبا تنها یک تار موی محبوبش را میآورد. شاعر به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و از هنرمندی که ابروهای او را به زیبایی ترسیم کرده، تشکر میکند. او از درد و رنجی که در دوری محبوب کشیده، سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق و محبّت او باعث آرامش و امید در زندگیاش شده است.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی به سراغ من آمد و عطر حضور تو را با خود آورد، همانطور که نسیم لطیف موهای دلنشین تو را به همراه داشت.
هوش مصنوعی: من دو جهان را هر لحظه جستجو میکردم، ولی نسیم صبحگاهی تنها یک تار موی تو را به من هدیه آورد.
هوش مصنوعی: آفرین بر هنرمندی که توانسته است خم زیبایت را در طاق ابروی تو به تصویر کشد.
هوش مصنوعی: به آن شخص بیچاره و ناتوانی که تقدیرش او را به نزدیک تو رسانده، آزار نرسان.
هوش مصنوعی: به خاطر محبت تو، پشت به دنیای خود کردم و همه توجهام را به تو معطوف کردم.
هوش مصنوعی: برای دوری تو بسیار تلاش کردم، اما در نهایت خوشبختی من تنها در نزدیکی تو به دست آمد.
هوش مصنوعی: در فراق تو، جلالی به دل زنده است؛ حتی تن او نیز جانش را از بوی تو میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.