گنجور

 
نشاط اصفهانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «اگر اینست غم عشق فزون خواهد شد» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ح
خ
د
ر
ز
س
ش
ط
غ
ق
ک
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: صبح شد برخیز و برزن دامن خرگاه را

شمارهٔ ۲: بر سو کوی خرابات مقامیست مرا

شمارهٔ ۳: صبح است و گشادند در دیر مغان را

شمارهٔ ۴: هر بلایی کزو رسید مرا

شمارهٔ ۵: ای فروغ ماه از شمع شبستان شما

شمارهٔ ۶: تهی کردیم از نامحرمان هم دیده و دل را

شمارهٔ ۷: نشناخت دل از زلف تو ویرانه ی خود را

شمارهٔ ۸: دادم بغمت شادی این هر دو جهان را

شمارهٔ ۹: بگذر ای ناصح فرزانه ز افسانهٔ ما

شمارهٔ ۱۰: نام تو کلید بستگی‌ها

شمارهٔ ۱۱: درد چون نیست چه تأثیر بود درمان را

شمارهٔ ۱۲: جز بجان کس نشناسد صفت جانان را

شمارهٔ ۱۳: منع نظاره روا نیست تماشایی را

شمارهٔ ۱۴: آب گو بگذر ز سر این خانه را

شمارهٔ ۱۵: یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه را

شمارهٔ ۱۶: بیاد آرید یاران مردن حسرت نصیبی را

شمارهٔ ۱۷: پیداست سر وحدت از اعیان اماتری

شمارهٔ ۱۸: شمیم باد بهاری ببین و فیض سحاب

شمارهٔ ۱۹: حل العزام خلو اذا مهجة کئیب

شمارهٔ ۲۰: از عاشقان چه خوشتر رسوایی و ملامت

شمارهٔ ۲۱: گاه کاخ است نه وقت چمن است

شمارهٔ ۲۲: حلقه ای خواهم بگوش ای عشق از زنجیر دوست

شمارهٔ ۲۳: رخی بغیر رخ دوست در مقابل نیست

شمارهٔ ۲۴: خار از آن باغ بپای دل ماست

شمارهٔ ۲۵: بر آستان بنشین گر بخانه راهی نیست

شمارهٔ ۲۶: در دلم جلوه نما یا شمری فرسنگ است

شمارهٔ ۲۷: فرخنده پیکریست که سر در هوای تست

شمارهٔ ۲۸: تنها نه من که چشم جهانی بروی تست

شمارهٔ ۲۹: صبح است و بهار است و گل و نقل و نبید است

شمارهٔ ۳۰: دلگشا بی یار زندان بلاست

شمارهٔ ۳۱: کشور دل از جهانی دیگر است

شمارهٔ ۳۲: بیا که نوبت مستی عشق و شرب مدام است

شمارهٔ ۳۳: سرتاسر عالم به تن امروز سری نیست

شمارهٔ ۳۴: هر کرا دل، دلبری را منزل است

شمارهٔ ۳۵: در عشق هیچ مرحله جای درنگ نیست

شمارهٔ ۳۶: قرارگاه جهان بر مدار تقدیر است

شمارهٔ ۳۷: بهر جا بنگرم بالا و گرپست

شمارهٔ ۳۸: زنده بی عشق کسی در همه ی عالم نیست

شمارهٔ ۳۹: گر چه ما را پای تا سرجرم و سر تا پا خطاست

شمارهٔ ۴۰: حاصل هر دو جهان خوشه ای از خرمن ماست

شمارهٔ ۴۱: روز طرب و خرمی دولت و دین است

شمارهٔ ۴۲: این سرما و آن خم زنجیر اوست

شمارهٔ ۴۳: غم بجایی فکند رخت که غمخواری هست

شمارهٔ ۴۴: شمشیر بدست آمد سر مست زجام است

شمارهٔ ۴۵: از خواجگان کرامت و از بندگان خطاست

شمارهٔ ۴۶: فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست

شمارهٔ ۴۷: مهی امشب مگر در خانه ی ماست

شمارهٔ ۴۸: راه بیرون شدن از هر دو جهانم هوس است

شمارهٔ ۴۹: سرم خوش است و دو عالم بمدعای من است

شمارهٔ ۵۰: جانم بلب و جام لبالب ز شراب است

شمارهٔ ۵۱: خاک بادا بسری کش اثر از سنگی نیست

شمارهٔ ۵۲: بستم ز دعا لب که دعا بی هوسی نیست

شمارهٔ ۵۳: زاهد ار ره ندهد خانه ی خماری هست

شمارهٔ ۵۴: جان و جانان، دل و دلبر بهم است

شمارهٔ ۵۵: آگاه کسی ز کار ما نیست

شمارهٔ ۵۶: شاهد ما چه غم ار پرده دروقلاش است

شمارهٔ ۵۷: فرخنده طایری که گرفتار دام تست

شمارهٔ ۵۸: گر بسوزیم بآتش همه گویند سزاست

شمارهٔ ۵۹: وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست

شمارهٔ ۶۰: گر شهر حرام است و گرماه صیام است

شمارهٔ ۶۱: مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است

شمارهٔ ۶۲: عشق آفت و حسن دلفریب است

شمارهٔ ۶۳: شمشیر تو چشمه ی حیات است

شمارهٔ ۶۴: رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست

شمارهٔ ۶۵: اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست

شمارهٔ ۶۶: جز بر این در سری بسامان نیست

شمارهٔ ۶۷: درد ما را نوبت بهبودی است

شمارهٔ ۶۸: نوبت عیداست و عید دولت و دین است

شمارهٔ ۶۹: حاصل انجام جز کشته ی آغاز نیست

شمارهٔ ۷۰: نوبت خرمی بستان است

شمارهٔ ۷۱: عالمی در شادی و ما را غم است

شمارهٔ ۷۲: سر نهادیم بسودای کسی کاین سر ازوست

شمارهٔ ۷۳: زان شعله که در دلم نهان است

شمارهٔ ۷۴: قاصدی مژده رسان در راه است

شمارهٔ ۷۵: ای جمالت شمع هر جا محفلی ست

شمارهٔ ۷۶: چشم صاحبنظران خیره بر آن ایوان است

شمارهٔ ۷۷: این چه دشت است که سرتاسر آن گردی نیست

شمارهٔ ۷۸: دوست می‌گفتم ترا زاول نه آن می‌بینمت

شمارهٔ ۷۹: چه شتابی از پی من تو که رنجه شد سمندت

شمارهٔ ۸۰: هر کرا دل با خدای مطلق است

شمارهٔ ۸۱: حاجت بعرض حاجت و اظهار حال نیست

شمارهٔ ۸۲: پیوند غمت گسستنی نیست

شمارهٔ ۸۳: بعد از این فارغ ز غوغای جهان می‌خواهمت

شمارهٔ ۸۴: مثال هستی با نیستی روان و تن است

شمارهٔ ۸۵: بدردم ننگرد درمانم این است

شمارهٔ ۸۶: ما هم چو پرده برفکند آفتاب چیست

شمارهٔ ۸۷: سلسله ای ساخته کاین جعد موست

شمارهٔ ۸۸: روز آسایش و آرایش و دین و دنیاست

شمارهٔ ۸۹: من نه آن غرقه که از بحر برندش بکنار

شمارهٔ ۹۰: کشتن عاشق مباحستی مباح

شمارهٔ ۹۱: هم سبزه سر زد از چمن و هم سمن ز شاخ

شمارهٔ ۹۲: حاجتی دارم و حاشا که بگفتار آید

شمارهٔ ۹۳: من و از خون دل پیمانه ای چند

شمارهٔ ۹۴: من و دل را بکویی منزلی بود

شمارهٔ ۹۵: دل از سر کویت هوس خانه ندارد

شمارهٔ ۹۶: نه دست من همین بهر هلاکم دامنت گیرد

شمارهٔ ۹۷: اگر اینست غم عشق فزون خواهد شد

شمارهٔ ۹۸: دل عاشق اگر غمگین پسندند

شمارهٔ ۹۹: این نکویان که بلای دل اهل نظرند

شمارهٔ ۱۰۰: از سر کوی سلامت سفری میاید

شمارهٔ ۱۰۱: هر چه جز ذکر تو افسانه ی لاطایل بود

شمارهٔ ۱۰۲: هر نفس مجلس ما دوش معطر میشد

شمارهٔ ۱۰۳: شادمان غمزده و غمزدگان دلشادند

شمارهٔ ۱۰۴: پنجه از خون دل ماست که رنگین دارد

شمارهٔ ۱۰۵: دو چشم مست تو فرهنگ هوشیارانند

شمارهٔ ۱۰۶: تن بجان زنده و جان زنده بجانان باشد

شمارهٔ ۱۰۷: سوی جانان جانم از تن می‌برند

شمارهٔ ۱۰۸: تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد

شمارهٔ ۱۰۹: عشق از اول رخنه در تن میکند

شمارهٔ ۱۱۰: روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد

شمارهٔ ۱۱۱: دفتر دانش سراسر سوختند

شمارهٔ ۱۱۲: گذری باد بر آن زلف معنبر دارد

شمارهٔ ۱۱۳: بدین درگه یکی را سر شکستند

شمارهٔ ۱۱۴: عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند

شمارهٔ ۱۱۵: دل از پی خطا شد و گامی خطا نکرد

شمارهٔ ۱۱۶: ای مبارک شب فیروز امید

شمارهٔ ۱۱۷: طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

شمارهٔ ۱۱۸: مژده ای دل که شهنشاه جهان باز آمد

شمارهٔ ۱۱۹: گر آزرده گر مبتلا می پسندد

شمارهٔ ۱۲۰: باده ی عشق ترا دل جام شد

شمارهٔ ۱۲۱: رفت خیالش زدیده کو بدر آمد

شمارهٔ ۱۲۲: بوی جان از نفس باد صبا می آید

شمارهٔ ۱۲۳: باز صحن باغ را مرآت محفل کرده‌اند

شمارهٔ ۱۲۴: بهار و موکب منصور شه ردیف هم آمد

شمارهٔ ۱۲۵: آمد این سیل که بنیاد من از جا ببرد

شمارهٔ ۱۲۶: دوش با یاد توام باز حکایت‌ها بود

شمارهٔ ۱۲۷: آنکه کین ورزد بمن آگه زمهر من نشد

شمارهٔ ۱۲۸: دل بدلبر، جان بجانان میرسد

شمارهٔ ۱۲۹: هر کرا بر سر آن کو گذری میباید

شمارهٔ ۱۳۰: ستم آخر شد و بیداد به بنیاد آمد

شمارهٔ ۱۳۱: عشق است کاگهان را غافل همی پسندد

شمارهٔ ۱۳۲: ناصح اگر بر آن رخ نیکو نظر کند

شمارهٔ ۱۳۳: شدی از قصه ی ما گر ملول افسانه ای دیگر

شمارهٔ ۱۳۴: بصید ما نظر افکند شهسوار دگر

شمارهٔ ۱۳۵: باز صبح است ای ندیم آن راح ریحانی بیار

شمارهٔ ۱۳۶: وقت است که تن جان شود و جان همه دلدار

شمارهٔ ۱۳۷: طفلی پی دیوانه زهر خانه درین شهر

شمارهٔ ۱۳۸: دل از قید دو عالم رسته خوشتر

شمارهٔ ۱۳۹: در چشمهٔ خضر شعلهٔ طور

شمارهٔ ۱۴۰: شکرانه ی بازوان پر زور

شمارهٔ ۱۴۱: عقل با عشق کی شود دمساز

شمارهٔ ۱۴۲: زلف بر پا فکنده از سر ناز

شمارهٔ ۱۴۳: ابر بر طرف گلستان گوهر افشان است باز

شمارهٔ ۱۴۴: چون بعکس آری نظر خورشید تابان است و بس

شمارهٔ ۱۴۵: نگه مست و چشم هشیارش

شمارهٔ ۱۴۶: زین گرفتاری چه می‌جویی دلا آزاد باش

شمارهٔ ۱۴۷: در کف عشق نهادیم عنان دل خویش

شمارهٔ ۱۴۸: دیده ام و شنیده ام عاشقی و ملامتش

شمارهٔ ۱۴۹: نتوان داشت نگه باز زچشم سیهش

شمارهٔ ۱۵۰: مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش

شمارهٔ ۱۵۱: شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش

شمارهٔ ۱۵۲: یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش

شمارهٔ ۱۵۳: جوی شهد است لعل سیرابش

شمارهٔ ۱۵۴: هیچ عاقل بخانه بندد نقش

شمارهٔ ۱۵۵: لبم از آتش دل میزند جوش

شمارهٔ ۱۵۶: اگر چه ناصح ما مشفق است و خیر اندیش

شمارهٔ ۱۵۷: زبان بعرض نیازی مگر گشودم دوش

شمارهٔ ۱۵۸: افکنده سبزه بر کنف بوستان بساط

شمارهٔ ۱۵۹: آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغ

شمارهٔ ۱۶۰: خدا بر لب ولی دل در هوا غرق

شمارهٔ ۱۶۱: بگیر دست دل و سر بر آور از افلاک

شمارهٔ ۱۶۲: بی عشق کس بدوست نیابد ره وصول

شمارهٔ ۱۶۳: روشن از طلعت خورشید شود خانه ی گل

شمارهٔ ۱۶۴: این خیال خود پرستانند غافل کان جمال

شمارهٔ ۱۶۵: عاشقان را عشق بس باشد کفیل

شمارهٔ ۱۶۶: دیوانه و مست و باده نوشیم

شمارهٔ ۱۶۷: هوای خود چو نهادم رضای او چو گزیدم

شمارهٔ ۱۶۸: زشست شهسواری ناوکی تعویذ پر دارم

شمارهٔ ۱۶۹: وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم

شمارهٔ ۱۷۰: عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارم

شمارهٔ ۱۷۱: روز کی چند پی زهد و سلامت گیرم

شمارهٔ ۱۷۲: سلطان ملک فقرم و عشق است لشکرم

شمارهٔ ۱۷۳: هر چه جویند زما در طلب آن باشیم

شمارهٔ ۱۷۴: نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم

شمارهٔ ۱۷۵: جز رنج خمار ابدی نشأه ندیدیم

شمارهٔ ۱۷۶: بازو مساز رنجه که ما خود فتاده‌ایم

شمارهٔ ۱۷۷: جان چو میرفت چرا زیست تنم

شمارهٔ ۱۷۸: من که دارای جهان سخنم

شمارهٔ ۱۷۹: پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم

شمارهٔ ۱۸۰: ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم

شمارهٔ ۱۸۱: از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم

شمارهٔ ۱۸۲: نه هشیارم توان گفتن نه مستم

شمارهٔ ۱۸۳: ما بندگان نه در خور این پایه بوده ایم

شمارهٔ ۱۸۴: نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم

شمارهٔ ۱۸۵: چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم

شمارهٔ ۱۸۶: دوشینه بر مراد دل آمد بسر شبم

شمارهٔ ۱۸۷: ای از صباح رویت روشن شب امیدم

شمارهٔ ۱۸۸: من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شوم

شمارهٔ ۱۸۹: بندگان را بکف از جود تو حکمیست قدیم

شمارهٔ ۱۹۰: آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام

شمارهٔ ۱۹۱: شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم

شمارهٔ ۱۹۲: من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم

شمارهٔ ۱۹۳: بیاد نیست جز انیم که من بیاد تو باشم

شمارهٔ ۱۹۴: روزی که نبینند نشانی بجهانم

شمارهٔ ۱۹۵: تا چه گفتند که خاموش شدیم

شمارهٔ ۱۹۶: از جان گذشته ایم و بجانان رسیده ایم

شمارهٔ ۱۹۷: منم کاکنون بعالم غم ندارم

شمارهٔ ۱۹۸: طلعت دوست عیان میخواهم

شمارهٔ ۱۹۹: بر چشمه ی نوش لبش افتاد چو راهم

شمارهٔ ۲۰۰: ز آتش عشق نخستین قسم

شمارهٔ ۲۰۱: غم عالم نبرد ره به دلم

شمارهٔ ۲۰۲: زبان بر بند ای ناصح زپندم

شمارهٔ ۲۰۳: اگر ره است و اگر بیره از قفای تو باشم

شمارهٔ ۲۰۴: بر آن سرم که به پیمانه دست بگشایم

شمارهٔ ۲۰۵: بی تو میل گل و گلشن نکنم

شمارهٔ ۲۰۶: چه غم ار نه برگ و باری و نه زاد راه دارم

شمارهٔ ۲۰۷: همین نه بنده ی حکم و مطیع فرمانم

شمارهٔ ۲۰۸: هوسی کرده‌ام امروز که دیوانه شوم

شمارهٔ ۲۰۹: گفتم از میکده یک چند سوی خانه شوم

شمارهٔ ۲۱۰: زتست پای گریزم ز تست دست ستیزم

شمارهٔ ۲۱۱: آمدم تا رسم تو در عاشقی پیدا کنم

شمارهٔ ۲۱۲: در دست نفس سرکش مقهور و مضطریم

شمارهٔ ۲۱۳: تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم

شمارهٔ ۲۱۴: تا در پناه درگه خاقان اکبریم

شمارهٔ ۲۱۵: دهر خرم از چه از عید کیان

شمارهٔ ۲۱۶: گفتم که فاش میکند از پرده راز من

شمارهٔ ۲۱۷: گویند جان خواهد زمن این جان و این جانان من

شمارهٔ ۲۱۸: خرم آنان کافرید از نور خود یزدانشان

شمارهٔ ۲۱۹: چند گویی که سرانجام چو خواهد بودن

شمارهٔ ۲۲۰: صبح باز آمد و شب گشت نهان

شمارهٔ ۲۲۱: صبح عید و دهر خرم از بهار است اینچنین

شمارهٔ ۲۲۲: ماه بزم افروزم امشب بی نقاب است آنچنان

شمارهٔ ۲۲۳: دگرانند بهر سو نگران

شمارهٔ ۲۲۴: لله الحمد نمردیم و بدیدیم چنین

شمارهٔ ۲۲۵: گر نمیخواهی غمینم ساختن،شادم مکن

شمارهٔ ۲۲۶: دل بدست آرو هر چه خواهی کن

شمارهٔ ۲۲۷: خیر مقدم عشق آمد باز و غم رفت از میان

شمارهٔ ۲۲۸: شب آمد و دل باز نیامد ز در او

شمارهٔ ۲۲۹: او میرود ز پیش و من اندر قفای او

شمارهٔ ۲۳۰: شاها هلال ماه نو از آفتاب خواه

شمارهٔ ۲۳۱: دوش آمد ببرم می زده خواب آلوده

شمارهٔ ۲۳۲: توانایی چه جویی، خستگی به

شمارهٔ ۲۳۳: بهار و عید مبارک ببخت شاهنشاه

شمارهٔ ۲۳۴: دیدیم کرانه تا کرانه

شمارهٔ ۲۳۵: ساقیا برخیز کز پیمانه ای

شمارهٔ ۲۳۶: بیا بصاحب ما بین که تاعیان نگری

شمارهٔ ۲۳۷: دارد شب نومیدی ما صبح امیدی

شمارهٔ ۲۳۸: ز ما گمگشتگان پرسید از آن کوی

شمارهٔ ۲۳۹: هوسی میبردم سوی کسی

شمارهٔ ۲۴۰: نه جا بسایه ی شاخی نه پا بحلقه ی دامی

شمارهٔ ۲۴۱: در اول جذب عشق از جانب جانانه بایستی

شمارهٔ ۲۴۲: هم ز کارم منع کردی هم بکارم داشتی

شمارهٔ ۲۴۳: خامش ای دل منشین کو بودش رحم بسی

شمارهٔ ۲۴۴: مگو مرگ است بی او زندگانی

شمارهٔ ۲۴۵: نشاید ار چو تویی در کنار من باشی

شمارهٔ ۲۴۶: چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی

شمارهٔ ۲۴۷: ای شیفته ی روی نکوی تو جهانی

شمارهٔ ۲۴۸: برون از خویشتن یک ره اگر گامی دو بگذاری

شمارهٔ ۲۴۹: گر نه رخسار وی آشوب جهان بایستی

شمارهٔ ۲۵۰: دل دگر با که سپارم که تو در جان منی

شمارهٔ ۲۵۱: در همه کون و مکان نیست جز اینم هوسی

شمارهٔ ۲۵۲: ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی

شمارهٔ ۲۵۳: تا بکی افزایش تن کاهش جان تا بکی

شمارهٔ ۲۵۴: بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی

شمارهٔ ۲۵۵: در بلورین خانه عکس طلعت داراستی

شمارهٔ ۲۵۶: سرو سیمین که دیده در چمنی

شمارهٔ ۲۵۷: پای سروی و گوشه ی چمنی

شمارهٔ ۲۵۸: موکب شاه جهان آمده است و از پی

شمارهٔ ۲۵۹: من و اندیشه ی باری که ندارد یاری

شمارهٔ ۲۶۰: بیا دور ساقی بگیریم جامی

شمارهٔ ۲۶۱: تو بدین شکل و شمایل که بخود مینگری

شمارهٔ ۲۶۲: ای روی دلارایت آرایش زیبایی

شمارهٔ ۲۶۳: من در این جمع و پریشان دلم از غوغایی

شمارهٔ ۲۶۴: بیا از دور ساقی گیر جامی

شمارهٔ ۲۶۵: مرهم دلهای ریش از مشک ناب آورده ای

شمارهٔ ۲۶۶: سرم خوش است برآنم که از سر مستی

شمارهٔ ۲۶۷: من فاش کنم غم نهانی

شمارهٔ ۲۶۸: زهر سو بر بن در بینوایی

شمارهٔ ۲۶۹: روزها رفت و نکردی بسوی ما نظری

شمارهٔ ۲۷۰: ای جم از این می اگر جامی زنی

شمارهٔ ۲۷۱: یک بار نخواندند و نگفتند کجایی

شمارهٔ ۲۷۲: شب تیره وره سخت، چنین سست چرایی

شمارهٔ ۲۷۳: این شهد نمیرسد بکامی

شمارهٔ ۲۷۴: ای نفس اگر بخود نفسی نیک بنگری

شمارهٔ ۲۷۵: در عشق روانیست نه دعوی نه گواهی

شمارهٔ ۲۷۶: ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی

شمارهٔ ۲۷۷: نه دل بدست یاری نه سر بزیر باری

شمارهٔ ۲۷۸: نبود عجب ار برقی در خرمن ما بینی

شمارهٔ ۲۷۹: با ما سخن ز نیک و بد کار می‌کنی

شمارهٔ ۲۸۰: با بنده ی صادق چه عتابی چه عطایی

شمارهٔ ۲۸۱: پیوند عهدهاست که از هم گسسته‌ای

شمارهٔ ۲۸۲: یک شب نهان ز غیر بر ما نیامدی

شمارهٔ ۲۸۳: سقی من وابل لامن طلالی