گنجور

 
نشاط اصفهانی

دلگشا بی یار زندان بلاست

هر کجا یار است آنجا دلگشاست

صورتی بی حاصل اندر سینه است

حاصل معنی دل ما دلرباست

درد و درمان را بهم آمیختند

درداز درمان جدا کردن خطاست

در دیار ما خرد را راه نیست

عشق آنجا حاکم و فرمانرواست

هر صوابی را عتابی از پی است

هر خطایی را عطایی از قفاست

کفر از ایمان جدا نبود ولی

مذهب عاشق ز مذهبها جداست

چشم حق بینی زحق بینان مدار

هر کرا بیخود ببینی با خداست

باد از آن جان به که مغلوب تن است

خاک از آن دل به که مفتون هواست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خواجه عبدالله انصاری

مرغ ایمانرا دو پر خوف و رجاست

مرغ را بی‌پر پرانیدن خطاست.

مسعود سعد سلمان

ای نگارین چون تو از خوبان کجاست

نیست کس را آنچه از گیتی تراست

قد و روی و زلف،سرو و ماه مشک

مشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست

تا مرا مهر تو اندر دل نشست

[...]

قوامی رازی

«ای قوامی هر که چون تو نانباست

تا قیام الساعه فخر شهر ماست »

«گندم فضل خدای از بهر تو

کشته اندر دستگرد کبریاست »

«تخمش از تقدیس عرش ایزدیست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قوامی رازی
انوری

رتبت و تمیکن صدر موئتمن

همچو قدر و همتش بی‌منتهاست

آفتابش در سخاوت مقتدیست

واسمان را در کفایت مقتداست

طبع شد بیگانه با آز و نیاز

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

عشق تو همچون قضا فرمانرواست

وصل تو همچون قدر مشکل گشاست

لعل میگونت بسرخی میزند

سرخیش زانست کاندر خون ماست

عشق تو زرد کرد رنگ روی من

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه