دلگشا بی یار زندان بلاست
هر کجا یار است آنجا دلگشاست
صورتی بی حاصل اندر سینه است
حاصل معنی دل ما دلرباست
درد و درمان را بهم آمیختند
درداز درمان جدا کردن خطاست
در دیار ما خرد را راه نیست
عشق آنجا حاکم و فرمانرواست
هر صوابی را عتابی از پی است
هر خطایی را عطایی از قفاست
کفر از ایمان جدا نبود ولی
مذهب عاشق ز مذهبها جداست
چشم حق بینی زحق بینان مدار
هر کرا بیخود ببینی با خداست
باد از آن جان به که مغلوب تن است
خاک از آن دل به که مفتون هواست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی احساس گمشدگی و دلتنگی است. شاعر میگوید که دل بدون یار، در زندان بلاست و فقط در کنار یار، دل شاداب و خوشحال است. او به وجود درد و درمان پیوندی اشاره میکند و میگوید که این دو را نمیتوان از هم جدا کرد. در دیار شاعر، عقل راهی ندارد و عشق حاکم است. همچنین بیان میشود که هر خوبی، عتابی و هر خطایی، پاداشی دارد. شاعر به ارتباط بین ایمان و کفر اشاره میکند و میگوید که مذهب عشق، با دیگر مذاهب متفاوت است. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که برتری جان بر تن و دل بر هوای نفس اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: هرجا که یار وجود داشته باشد، دل انسان شاد و خوشحال است، اما در غیاب یار، زندگی مانند زندانی سخت و پر از درد میشود.
هوش مصنوعی: در دل ما یک زیبایی عمیق وجود دارد که شاید به ظاهر نمایانی نداشته باشد، اما در واقع آن زیبایی و دلربایی واقعی است که حس و حال ما را شکل میدهد.
هوش مصنوعی: درد و درمان به هم پیوستهاند و جدایی آنها نادرست است.
هوش مصنوعی: در سرزمین ما جایی برای عقل و اندیشیدن نیست و عشق در آنجا فرمانروایی میکند.
هوش مصنوعی: هر عمل نیکی که انجام دهیم، ممکن است با برخی مشکلات یا انتقادات روبهرو شویم و هر اشتباهی که مرتکب شویم، ممکن است سرانجامی خوش یا فرصتی جدید به ما بدهد.
هوش مصنوعی: کفر و ایمان همیشه در کنار هم وجود دارند و از یکدیگر جدا نیستند، اما عشق به خدا و سیر و سلوک در راه عشق، کاملاً متفاوت و منحصر به فرد است.
هوش مصنوعی: چشم خود را به دیدن حقیقت باز کن و از نیکان و حقدیدگان درس بگیر. هر کس را که بیخود و غافل میبینی، بدان که او در ارتباطی عمیق با خداوند است.
هوش مصنوعی: باد به جان بهتر است که بر تن غالب باشد، و خاک بهتر است که دل را به خود مشغول کند تا به دنیای هوا و هوس.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرغ ایمانرا دو پر خوف و رجاست
مرغ را بیپر پرانیدن خطاست.
ای نگارین چون تو از خوبان کجاست
نیست کس را آنچه از گیتی تراست
قد و روی و زلف،سرو و ماه مشک
مشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست
تا مرا مهر تو اندر دل نشست
[...]
«ای قوامی هر که چون تو نانباست
تا قیام الساعه فخر شهر ماست »
«گندم فضل خدای از بهر تو
کشته اندر دستگرد کبریاست »
«تخمش از تقدیس عرش ایزدیست
[...]
رتبت و تمیکن صدر موئتمن
همچو قدر و همتش بیمنتهاست
آفتابش در سخاوت مقتدیست
واسمان را در کفایت مقتداست
طبع شد بیگانه با آز و نیاز
[...]
عشق تو همچون قضا فرمانرواست
وصل تو همچون قدر مشکل گشاست
لعل میگونت بسرخی میزند
سرخیش زانست کاندر خون ماست
عشق تو زرد کرد رنگ روی من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.