ز ما گمگشتگان پرسید از آن کوی
سراغ تشنگان جویید از جوی
میی بی غش، بتی دلکش، دلی خوش
لب ساقی، لب ساغر، لب جوی
فسونگر نو گلی، جزعی نظر باز
زبان دان بلبلی، لعلی سخنگوی
دگر از هر چه گویی، لب فروبند
دگر از هر چه جویی، دل فروشوی
و گر زین جمله جز غم حاصلت نیست
نشاط آسا دل دیوانه ای جوی
در ویرانه ی دل کوب و زانجا
سراغ بیدلان می پرس و میپوی
سری پر فتنه و کاری خطرناک
دلی بی باک و یاری مصلحت جوی
نشاط از یمن خاک پای خسرو
که آراید ملک زان لب فلک روی
از این صحرا مگر بیرون کشی رخت
ازین میدان مگر بیرون بری گوی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از گم شدن در عشق و جستجوی شفافیت و حقیقت صحبت میکند. او از تشنگان دل و جویای زندگی میگوید و به می و زیباییها اشاره میکند. شاعر به اهمیت سکوت و عدم پرداختن به سخنان بیهوده تأکید میکند و از حالاتی چون غم و دیوانگی سخن میگوید. او به عشق و جستجوی دل شجاع و یاری نیازمند اشاره دارد و به روحیهای شاداب و نشاطآور از خاک یک پادشاه اشاره میکند. در نهایت، او به ضرورت خروج از مشکلات و چالشهای زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: شخصی از گمشدگان ما دربارهی جایی سوال کرد، برای افرادی که از آب تشنهاند باید سراغی از یک جوی بگیرد.
هوش مصنوعی: نوشیدنی پاک و بیتزویر، معصومی زیبا که دل را میرباید، دل خوشی که ساقی به ما میدهد، لبی که به کنار جام و جوی میرسد.
هوش مصنوعی: عاشقانهای در توصیف گل تازهای است که زیبایی و جذابیتش به گونهای خاصی جلب توجه میکند. همچنین به زبان بلبل اشاره دارد که با نغمهسراییهای خود، احساسات و زیباییهای عشق را منتقل میکند. بلبل به بلاغت و شیرینی کلام خود معروف است و در اینجا نمادی از عشق و زیبایی است که با کلمات خود دلها را تسخیر میکند.
هوش مصنوعی: دیگر از هر چه صحبت میکنی، سکوت کن و دیگر از هر چه میخواهی، دلخوری نکن.
هوش مصنوعی: اگر از این همه چیزی جز غم نصیبت نیست، پس با حال دل دیوانهات سر شاد بودن را بجوی.
هوش مصنوعی: در خرابهی دل، به جستجوی خبر از دلیسوزان بپرداز و از آنجا نشانی از آنها بگیر.
هوش مصنوعی: سری که پر از شور و هیجان است و کارهایی پرخطر انجام میدهد، دلی شجاع دارد و رفیقی که به دنبال منافع و حفظ مصالح است.
هوش مصنوعی: شادی و سرزندگی ناشی از زمین و خاک پای پادشاهی است که برکت و زیبایی را به سرزمینها میآورد و از لبهای او، آسمان جذابیتی میگیرد.
هوش مصنوعی: آیا میتوانی از این بیابان لباس خود را بیرون بکشی یا از این میدان به راحتی جای خود را ترک کنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو جادوچشمْ چُون گلبوی و مینوی؛
سِرِشته از گُل و مِی هر دو را روی.
زبان بگشاد شاپورِ سخنگوی
سخن را بهره داد از رنگ و از بوی
چنان گستاخ شد با آن سمن بوی
که نبود وصف آن کار سخن گوی
گل است آن یا سمن یا ماه یا روی
شب است آن یا شبه یا مشک یا موی
لبت دانم که یاقوت است و تن سیم
نمیدانم دلت سنگ است یا روی
نپندارم که در بستان فردوس
[...]
در ایامش مغل ره یافت این سوی
به تاراج بضاعت گشت ره جوی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.