گنجور

 
نشاط اصفهانی

حاصل هر دو جهان خوشه ای از خرمن ماست

ساحت کون و مکان گوشه ای از مسکن ماست

چشم بر بند و به ظلمتکده ی فقر در آی

تا ببینی که فروغ فلک از روزن ماست

چشمه ی کوثر و آن باغ دلارای بهشت

نمی از مشرب ما، نکهتی از گلشن ماست

چه اثر بود درین دشت که بی زحمت کشت

یک جهان ریزه خور و خوشه بر از خرمن ماست

سر بمخدومی آفاق نیاریم فرود

زانکه از خدمت شه سلسله در گردن ماست

همه بگذار که با اینهمه اینک در شهر

کودکی باز بمژگان سیه رهزن ماست

هم قصاص دل مارا مگر از ما طلبند

زآنکه با خون دل آلوده همی دامن ماست

دشمن و دوست نداند کس اگر طالب اوست

خلق بیهوده یکی دوست یکی دشمن ماست

گفتمش هیچ اثری بود در این ره ز نشاط

گفت سر گشته غباری ز پی توسن ماست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نشاط اصفهانی

دوش میگفت کسی گفت فلان خواجه مرا

که فلان از پی جاه و خطر و مسکن ماست

گفتم ار باز ببینیش بگو کای خواجه

مال و جاهت چه بود خون تو در گردن ماست

خواجه هشدار و میندیش و میاسا که فلان

[...]

افسر کرمانی

حق انصاف عجب مملکتی مسکن ماست

پیر ما، پیرو ما، رهبر ما، رهزن ماست

ما در این شهر امیریم که از همت دوست

آفتاب فلکی، کودکی از برزن ماست

ما به بازار غمش، جوهریان عجبیم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه