آنکه کین ورزد به من آگه ز مهر من نشد
ورنه کس بیموجبی با دوستان دشمن نشد
گر مراد خویش خواهی بر مراد دوست باش
من به کام او نبودم او به کام من نشد
عشق گستاخی طلب جو تا انالله بشنوی
ورنه صحن کعبه کم از وادی ایمن نشد
آتش نمرود گل آورد گرنه بر خلیل
خاک قدس و آب زمزم هیچگه گلشن نشد
باش تا سر برزند خورشید ما از باختر
کلبهٔ ما گر ز مهر خاوری روشن نشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع عشق و دوستی میپردازد و بر این باور است که عشق واقعی نیازمند تلاش و خلوص نیت است. او میگوید که اگر کسی علیه او دشمنی کند، بدون دلیل نیست و باید برای به دست آوردن محبت دیگران، خود را به مراد آنها نزدیک کند. همچنین اشاره میکند که عشق باید با شجاعت همراه باشد و افراد باید با عشق و وفاداری با یکدیگر برخورد کنند. در ادامه، شاعر به قدرت و معجزه عشق اشاره میکند، که میتواند از ظلمات به روشنی برساند، و سرانجام بر این نکته تأکید میکند که امید به آینده و نور در دل انسان قصه عشق را زنده نگه میدارد.
هوش مصنوعی: کسی که با من دشمنی میکند، نمیداند که من چقدر او را دوست دارم. اگر او آگاه بود، هرگز با دوستانم دشمنی نمیکرد.
هوش مصنوعی: اگر خواهان رسیدن به آرزوهایت هستی، باید به خواستههای دوستت اهمیت بدهی. من هیچگاه به آرزوی او نرسیدم و او نیز به آرزوی من دست نیافت.
هوش مصنوعی: عشق را جرأت طلب کن تا به حقیقت مادی و روحانی برسید، وگرنه اینکه در خانه خدا باشید، از محیط امن و پاک هم کمتر نخواهد بود.
هوش مصنوعی: آتش نمرود سبب به وجود آمدن گل و گیاه شد، در حالی که خاک مقدس و آب زمزم هیچ تأثیری در شکوفایی و سرسبزی نداشت.
هوش مصنوعی: بگذار تا خورشید ما از سمت غرب کلبهمان طلوع کند، حتی اگر از عشق شرقیام روشن نشده باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.