گنجور

 
نشاط اصفهانی

آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام

عاقل آنست که خاطر ننهد بر ایام

سخت شد کار و دریغا که هوسها همه سست

سوخت جان از غم و آوخ که طعمها همه خام

ره بپایان شد و دردا که ندانیم هنوز

بکجا میرود این اشتر بگسسته زمام

توسن عمر ازین دشت سراسر بگذشت

تا زنی چشم بهم بگذرد این یک دو سه گام

پرتو مهر که در ساحت این خانه نماند

شک نباشد که دوامی نکند بر لب بام

این گل تازه که سر بر زده امروز ز شاخ

یک دو روز دگرش بر سر خاک است مقام

کس از این انجمن حادثه سودی نبرد

که ذهاب است و ایاب است و قعود است و قیام

در بر باد دمادم نکند شمع ثبات

در ره سیل پیاپی نکند خانه دوام

آخر این ریشه به بن آید و این تیشه بسنگ

آخر این می زسبو ریزد و این شهد زجام

خیز و بفروز چراغ خرد از آتش عشق

آبی از اشک بزن بر رخ و برشو زمنام

دل یکی مرکب ره جوست رکابش بطلب

راه این سوست نشاط از اثر دل بخرام

کوش کاین جان مقدس رهد از محبس تن

تا کی این طایر فرخنده بماند در دام

کوش کاین مهر فروزان که نهان است بمیغ

همچو تیغ شه آفاق بر آید ز نیام

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

به رکوع آر صراحی را در قبلهٔ جام

چون فرو ناله شود، باز درآور به قیام

از سجودش به تشهد بر و آنگه به سلام

زو سلامی و درودی ز تو بر جمع کرام

امیر معزی

هست زلف و دهن و قد تو ای سیم اندام

جیم و میم و الف و قامت من هست چو لام

من یکی ام ز جمال تو مرا دور مکن

که جمالت نبود بی من بیچاره تمام

زلف مشکین تو دامی است پر از حلقه و بند

[...]

سوزنی سمرقندی

شاه برهان نسب آنست امام بن امام

خسرو شرع ملک زاده حسام بن حسام

آن حسام بن حسامی که حسام نظرش

هرگز از خصم بالزام نشد باز نیام

به حسامی ز نیام آخته شد زنده به مرگ

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
انوری

مرحبا نو شدن و آمدن عید صیام

حبذا واسطهٔ عقد شهور و ایام

خرم و فرخ و میمون و مبارک بادا

بر خداوند من آن صدر کرم فخر کرام

مجد دین بوالحسن عمرانی آنکه به جود

[...]

ظهیر فاریابی

ای ترا گشته کرم ذاتی و احسان لازم

بی مقولات تو منطق ندهد داد کلام

جنس آن فصل که می رفت به هر نوع که هست

اگر از خاصه بود آن عرضی باشد عام

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه