سرو سیمین که دیده در چمنی
و آفتابی میان انجمنی
گلبن بزم و شاهد چمنی
زینت باغ و زیب انجمنی
نشنیدی زمانهان سخنی
فاش خواهی شنید از انجمنی
از اسیران غربتش چه خبر
آنکه با دوست خفته در وطنی
عقل با عشق بر نمی آید
با سلیمان نپاید اهرمنی
یار میآید از میان برخیز
خار راهی غبار انجمنی
هر طرف طایری پر افشان هست
کس نیفتد بفکر همچو منی
ناله ای میکشم مگر صیاد
گذر آرد بگوشه ی چمنی
بیخودی و شکستگی نشاط
چشم مستی و زلف پر شکنی
چه عجب فاش کرد اگر رازم
که نگنجد در آن دهن سخنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره زیبایی و جذابیت یک دختر به نام سرو سیمین است که در میان جمعی از دوستانش مانند آفتابی در چمن میدرخشد. شاعر احساس تنهایی و غربت را بیان میکند و از چالشهای عشق و عقل صحبت میکند. او به شرکت در جمع و جلب توجه معشوق دعوت میکند و از پرندگان آزاد میگوید که حالش را درک نمیکنند. در نهایت، شاعر به نالهای میپردازد که ممکن است توجهی را جلب کند، و از شکست و بیخودیش در عشق سخن میگوید. رازهایش را با همه در میان میگذارد، حتی اگر نتواند بهخوبی بیان کند.
هوش مصنوعی: دختری با زیبایی بینظیر، که در میان گلها قرار دارد و در جمعی از دوستان و آشنایان زیر نور آفتاب حضور دارد.
هوش مصنوعی: باغ گل و میوه با حضور یک دوست زیباتر و دلنشینتر میشود و فضای جمعهای دوستانه را رونق میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر تا به حال خبری نشنیدهای، به زودی از یک جمع یا محفل خاص، چیزی را خواهی شنید.
هوش مصنوعی: از سرنوشت کسانی که در دوری از وطن به خواب رفتهاند و در آغوش دوستان خود هستند، چه خبر؟
هوش مصنوعی: عقل و عشق نمیتوانند با هم پیش بروند و عشق برتر از عقل است. همچنین، اگر عقل بخواهد تنها به تصمیمات خود تکیه کند، نمیتواند در مقابل قدرت و جذابیت عشق مقاومت کند.
هوش مصنوعی: دوست میآید از دور، پس باید از جا بلند شوی و راه را از خاری که در مسیر است پاک کنی تا در جمع دوستان خوشبختی را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: در هر گوشهای پرندههایی با بالهای باز در حال پرواز هستند، اما هیچکس به اندازه من در این فکر نیست و به عمق آن نمیاندیشد.
هوش مصنوعی: من صدایی از دل برمیآورم تا شاید صیادی به گوشهی چمنی بیاید.
هوش مصنوعی: بیت به حالت خوشی و بیخیالی اشاره دارد که در آن، شکست و آسیبپذیری عملاً باعث ایجاد شادی و نشاط میشود. به نوعی میخواهد بگوید که حتی در مواقعی که انسان احساس ضعف میکند، میتواند از زیباییها و لذتهای زندگی بهرهمند شود. این حس شبیه به حالتی است که وقتی انسان در حال مستی و سرخوشی است، زلف و زیباییهای دیگران را با چشمانی پر از شوق مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: چه عجیب است که اگر کسی رازم را فاش کند، آنقدر بزرگ است که در هیچکدام از دهانها نمیتواند بگنجد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خروس ایچ ندانم چه کسی
نه نکو فعلی و نه پاک تنی
سخت شوریده طریقیست تو را
نه مسلمانی و نه برهمنی
طیلسان داری و در بانگ نماز
[...]
ساکن خانقاه «اَوْ اَدْنی»
سالک شاهراه «اَرْسَلْنا»
هر چه موی سپید بینی تو
دست در دامن بهانه زنی
برکنی گوئی این ز سودا بود
من ندانم که را همی شکنی
پنبه زاری شد آن بناگوشت
[...]
لشکر شب رسید تن چه زنی؟
حبشی دست یافت بر ختنی
چون تو را خوان و کاسه نبود
بیهده کوس مهتری چه زنی
بی مروت تو را منی نرسد
ای منی چند از این منیّ و منی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.