گنجور

 
نشاط اصفهانی
 

حاجت بعرض حاجت و اظهار حال نیست

آنجا که جود اوست مجال سؤال نیست

از پیشگاه عشق مثالی رسیده است

جستم زعقل چاره بجز امتثال نیست

دل داده ایم و سر بکمندت نهاده ایم

سر را مجال از تو و دل را ملال نیست

سرتاسر جهان همه دشمن اگر بود

ما را بغیر دوست کسی در خیال نیست

با زلف و خال عاریتی دل همی برد

دنیا عجوزه ایست که او را جمال نیست

این یار پنجره و زه غم آرد نشاط او

دل با کسی سپار که او را زوال نیست