سلطان ملک فقرم و عشق است لشکرم
ترک دو کون تاجم و کونین کشورم
هم غرق بحر نیستیم ساخت عشق و هم
در حفظ فلک هستی کونین لنگرم
آلایشی بظاهرم ارهست باک نیست
زیرا که اصل پاکم و از نسل حیدرم
حق را ولی مطلق و دین را صراط حق
گر غیر حق بدانمش الحق که کافرم
افکنده بودم از ره ازین پیش دیو نفس
ظل خدا براه هدا گشت رهبرم
فردا که پرده دور شود از جمال قرب
یا رب مدار دور زآل پیمبرم
هرچ آن سزای آل علی نیست در جهان
گر گنج عالم است مبادا میسرم
جز با هوای دوست نهم سر اگر نشاط
از خاک سر بر آورم ای خاک بر سرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حال و وضعیت شاعر به عنوان یک عاشق و عارف است. او خود را به عنوان "سلطان ملک فقر" معرفی میکند و بیان میکند که عشق برای او بزرگترین دارایی است. شاعر از این که جهان مادی را ترک کرده و در جستجوی حقیقت و عشق الهی است سخن میگوید.
او اشاره به پاکی و اصل خود دارد، در حالی که به ظواهر زندگی اهمیت نمیدهد. در اینجا، او از حق و دین به عنوان راستای زندگیاش یاد میکند و بر این باور است که هر چیزی غیر از حق را نمیتواند بپذیرد.
شاعر همچنین به آینده و نزدیکی به خدا اشاره میکند و آرزومند است که در روز قیامت، از خاندان پیامبر جدا نشود. در نهایت، او میگوید که اگر بخواهد از خاک برخیزد، فقط با عشق و هوای دوست خواهد بود و بر سرش خاک میریزد، انگار که عشق برای او در اولویت است.
هوش مصنوعی: من در دنیای فقر و عشق سلطان هستم و عشق به عنوان ارتش من عمل میکند. از ترک، دو جهان برایم تاجی ساخته شده و دو جهان سرزمین من است.
هوش مصنوعی: ما در عشق غرق نشدهایم و در عین حال، در نگهداری آسمان و جهان نیز ناتوانی داریم.
هوش مصنوعی: اگرچه ظاهراً در من نواقصی دیده میشود، اما نگران نیستم چون اصل و نسب من پاک و اصیل است و از نسل حیدر (علی) میباشم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم حق را نماینده مطلق و دین را راه راست بدانم و اگر غیر از این را بیابم، حقاً که من کافر هستم.
هوش مصنوعی: در گذشته، تحت تأثیر وسوسههای نفس بودم و از مسیر راست دور شده بودم، اما اکنون در سایهی خداوند هدایت شدم و راهنمایی میشوم.
هوش مصنوعی: بیا تا آن زمان که روزی پرده از زیبایی محبوب کنار برود، ای پروردگار، من را دور از نسل پیامبرت قرار نده.
هوش مصنوعی: هرچه که شایسته خاندان علی نیست، حتی اگر گنجینههای جهان نیز در دسترس باشد، هرگز برای من مقدر نشود.
هوش مصنوعی: اگر به عشق و محبت معشوق نپردازم، هرچقدر هم که در زندگی شاد و سرزنده باشم، باز هم مثل خاکی که روی سرم ریخته شده، به چیزی نمیارزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
. . . ری به . . . ن خر سر خمخانه در برم
تا عاقبت کجا رسد اینکار بنگرم
آن خر سری که شعر سراید بلحن خر
پالیز شاعری را گوید . . . ر خرم
یعنی ز من بجوشد هر شاعری که هست
[...]
تا آمد از عدم به وجود اصل پیکرم
جز غم نبود بهره ز چرخ ستمگرم
خون شد دلم در آرزوی آنکه یک نفس
بیخار غم ز گلشن شادی گلی برم
پیموده گشت عمر به پیمانهٔ نفس
[...]
ای طالع نگون ز تو تا کی قفا خورم
وی چرخ واژگون ز تو تا کی جفا برم
روزی بخشم بشکنم این مهر مهر تو
وین پرده کبود تو بر یکدگر درم
از دور تو چه باک که من قطب ثابتم
[...]
هر شب که سر به جیب تحیر فرو برم
ستر فلک بدرم و از سدره بگذرم
اندر بها ز گوهر عالم فزون بود
هر در که من ز بحر تفکر بر آورم
عنقا شوم به مغرب عزلت که آفتاب
[...]
داند جهان که قره عین پیمبرم
شایسته میوه دل زهرا و حیدرم
دریا چو ابر بار دگر آب شد ز شرم
چون گشت روشنش که چه پاکیزه گوهرم
دری پر از عجایب دریا شود به حکم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.