گنجور

قطعات

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع چیست از روزگار حاصل من؟ مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ن» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ج | چ | ح | خ | د | ر | ز | س | ش | ع | ق | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

شمارهٔ ۱ - فی شهاب الدّین عزیزان: جهان دانش و معنی ، شهاب الدّین تویی آنکس

شمارهٔ ۲ - وله ایضا: دی چو بشنیدم که کرد از ناگهان اسبت خطا

شمارهٔ ۳ - ایضا له: ای که بر خدمت تو کردم وقف

شمارهٔ ۴ - ایضا له: ایا صدری که شد پیش ضمیرت

شمارهٔ ۵ - ایضا له: فنون لطف خداوند صدر مجدالملک

شمارهٔ ۶ - وله ایضا: ای به حکم تو اقتدا کرده

شمارهٔ ۷ - ایضاً له: ای بتدبیر اختیار ملوک

شمارهٔ ۸ - ایضا له: عنایتهای خواجه در حق من

شمارهٔ ۹ - وله ایضا: خطی بنوشته بودی بهر من پار

شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا: ای به یاد خلق تو در بزم چرخ

شمارهٔ ۱۱ - ایضا له: ای ترا عرض خوار و مال عزیز

ب

شمارهٔ ۱۲ - ایضا له: ای عزم تیز تار تو چون عمر درشتاب

شمارهٔ ۱۳ - ایضا له: مخدوم بزرگ، صدر منعم

ت

شمارهٔ ۱۴ - وله ایضا: نور دین ای ذات تو کان هنر

شمارهٔ ۱۵ - وله ایضا: ای سروری که مخزن اسرارغیب رابهتر

شمارهٔ ۱۶ - ایضا له: عالم لطف و کرم سرور ارباب هنر

شمارهٔ ۱۷ - وله ایضا: ندانم چه افتاد مال ترا

شمارهٔ ۱۸ - ایضا له: سپهر شعبده باز از درون پردۀ غیب

شمارهٔ ۱۹ - ایضا له: اگرچه وعدۀ تو خاطرم را

شمارهٔ ۲۰: مرد رک باش و بختی خو کن

شمارهٔ ۲۱ - وله ایضا: از برای محقری ادرار

شمارهٔ ۲۲ - این قطعه در مدح شمس الملّة و الدین شمس الدّین خوارزمی گوید:: ای کریمی که پایۀ قدرت

شمارهٔ ۲۳ - ایضاً له: سپهر مجد و کرم عزّدین یگانة دهر

شمارهٔ ۲۴ - وله ایضا: صدر احرار شهای الدّین ، ای گاه سخا

شمارهٔ ۲۵ - وله ایضا: ای که با الفاظ گوهر بار تو

شمارهٔ ۲۶ - وله ایضا: هر که در احمقی تمام بود

شمارهٔ ۲۷ - وله ایضا: ای بزرگی که از میا من و تو

شمارهٔ ۲۸ - وله ایضا: جانم که در شکنجۀ هجران معذّبست

شمارهٔ ۲۹ - اضآ له: بخدایی که قمّۀ گردون

شمارهٔ ۳۰ - وله ایضا: در دام رهی فتاد امروز

شمارهٔ ۳۱ - وله ایضا: منعم بهاء دین که به ذات تو قائمست

شمارهٔ ۳۲ - ایضا له: بخدایی که وصف بیچونیش

شمارهٔ ۳۳ - ایضا له: صدر آزادگان و خواجۀ دهر

شمارهٔ ۳۴ - وله ایضا: خدا یگان شریعت پناه اهل هنر

شمارهٔ ۳۵ - و له ایپاً: زهی بلند جنایی که سایۀ جاهت

شمارهٔ ۳۶ - وله ایضا: چون چناری میان تهیست فلان

شمارهٔ ۳۷ - ایضاًله: امیر مقبل عالم که تا جهان بودست

شمارهٔ ۳۸ - وله ایضا: صدر آزادگان کریم الدّین

شمارهٔ ۳۹ - ایضا له: پناه و پشت مکارم خدایگان صدور

شمارهٔ ۴۰ - بمدح الملک شمس الدّین ایتغمش: خسرو تاج بخش شاه جهان

شمارهٔ ۴۱ - ایضا له: به نرد باختن اندر بلا و درد سرست

شمارهٔ ۴۲ - وله ایضا: در شعر من بعیب نگیرند اهل فضل

شمارهٔ ۴۳ - وله ایضا: ای کریمی که گاه فیض نوال

شمارهٔ ۴۴ - وله ایضا: آیا صدری که مغز اهل معنی

شمارهٔ ۴۵ - ایضا له: نور دین ای که در افاق جهان

شمارهٔ ۴۶ - وله ایضا: نور دین ای که در فنون هنر

شمارهٔ ۴۷ - وله ایضا: هر جا سبکی حرام خواریست

شمارهٔ ۴۸ - وله ایضا: فلک جنابا در تو کجا رسد سخنم

شمارهٔ ۴۹ - وله ایضا: به ماه روزه ترا تهنیت از آن کردم

شمارهٔ ۵۰ - وله ایضا: خواجه وقت ستدن سخت پیست

شمارهٔ ۵۱ - ایضا له: عمل دادی و پس معزول کردی

شمارهٔ ۵۲ - ایضا له: سپهر قدرا! شوق رهی بخدمت تو

شمارهٔ ۵۳ - وله ایضا: نظم و نثر سخن برابر نیست

شمارهٔ ۵۴ - فی السّفینة الصاحب نظام الدّین: درین سفینه نگه کن به چشم معنی بین

شمارهٔ ۵۵ - وله ایضا: بهار ار چه بهشتی راسیتنست

شمارهٔ ۵۶ - وله ایضا: ایا صدری که آمد چرخ نیلی

شمارهٔ ۵۷ - وله ایضا: بزگوارا هر چند طبع من در نظر

شمارهٔ ۵۸ - ایضا له: ای خداوندان انبار علف

شمارهٔ ۵۹ - ایضا له: همه در پای مرگ پست شدند

شمارهٔ ۶۰ - ایضا له: بزرگوارا دانی که نه ز تقصیرست

شمارهٔ ۶۱ - وله ایضا: صدرا ما ثل رضیّ دین که بتحقیق

شمارهٔ ۶۲ - وله ایضا: نظر می کنم در جهان بخت را

شمارهٔ ۶۳ - وله ایضا فی استدعا التّبن: اسبم دی گفت می روم من

شمارهٔ ۶۴ - ایضاً له: ای خداوندی که پیرامون حصن سرّ غیب

شمارهٔ ۶۵ - فی الشّکایه: مرا که هیچ نصیی ز شادمانی نیست

شمارهٔ ۶۶ - وله ایضا: خدایگان کریمان مشرق و مغرب

شمارهٔ ۶۷ - ایضا له: در آرزوی تو از عمر من دو سال گذشت

شمارهٔ ۶۸ - ایضا له: صدرا چو آرزوی دعا گو به خدمتت

شمارهٔ ۶۹ - ایضا له: آمد رهی به خدمت و تادیر گه نشست

شمارهٔ ۷۰ - وله ایضا: شب من روز در کنار گرفت

شمارهٔ ۷۱ - وله ایضا: به خدمت آمدم دی بامدادان

شمارهٔ ۷۲ - وله ایضا: ای نشاط دل خرد نامت

شمارهٔ ۷۳ - وله ایضا: زهی به ذروة کیوان رسیده ایوانت

ج

شمارهٔ ۷۴ - ایضا له: ای لطف تو در تن هنرجان

چ

شمارهٔ ۷۵ - وله ایضا: صدرا روا مدار ز انعام خود مرا

ح

شمارهٔ ۷۶ - دو دست قبول اندر آغوش کرد: هر گه شعری برم بر ممدوح

خ

شمارهٔ ۷۷ - ایضا له: ای ز ظلم تو همچو لاله ستان

د

شمارهٔ ۷۸ - وله ایضا: عالم لطف علاء الدّین معلومت هست

شمارهٔ ۷۹ - وله ایضا: عشّاق که قدر دل شناسند

شمارهٔ ۸۰ - وله ایضا: هر آن سعادت کاندر ضمیر افلاکست

شمارهٔ ۸۱ - ایضا؛ له: زان پس که هزار غصّه خورم

شمارهٔ ۸۲ - ایضا له: هر که این هر دو قطعه بر خواند

شمارهٔ ۸۳ - وله ایضا: دوش خر بنده کرد پیشم یاد

شمارهٔ ۸۴ - وله ایضا: خواجه از بخل در مسلمانی

شمارهٔ ۸۵ - این قطعه در پشت تقویم نویسد و با ناصرالّدین منگلی نورّالله قبره فرستد.: جهان پناها،سال نوت همایون باد

شمارهٔ ۸۶ - وله ایضا: بزرگوارا ایّام نیک خواه تو باد

شمارهٔ ۸۷ - وله ایضا: ای بزرگی که در جهان کرم

شمارهٔ ۸۸ - وله ایضا: سرفرازا خدای عزّ وجل

شمارهٔ ۸۹ - ایضاً له: تا از این نام ازل برره دل دام نهد

شمارهٔ ۹۰ - ایضا له: ای که از عدل تو هر مظلومی

شمارهٔ ۹۱ - ایضا له: کریم طبع سخی دل کسی بود کانعام

شمارهٔ ۹۲ - وله ایضا: همچو ابرست دست خواجه فلان

شمارهٔ ۹۳ - و له ایضاً: ستم نوردا نزدیک شد در ایّامت

شمارهٔ ۹۴ - ایضاً له: دل که با یادش آشنا گردد

شمارهٔ ۹۵ - ایضا له: خواجۀ خواجگان خطیر الرّین

شمارهٔ ۹۶ - ایضا له: خدایگان اکابر که پادشاه نجوم

شمارهٔ ۹۷ - وله ایضا: به عمرهای چنین تیز تاز زود گذر

شمارهٔ ۹۸ - و له ایضاً: ای بلند اختری که همت تو

شمارهٔ ۹۹ - وله ایضا: گرچه در عقل ناپسندیده ست

شمارهٔ ۱۰۰ - وله ایضا: گل باز طراوتی دگر دارد

شمارهٔ ۱۰۱ - ایضا له: ای آنکه همای همّت تو

شمارهٔ ۱۰۲ - وله ایضا: هجا گفتن ار چه پسندیده نبود

شمارهٔ ۱۰۳ - ایضاً له: ای کریمی که نفحۀ خلقت

شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضا: نیک درخط شده ام از قلمت

شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضا: نکنی رای مردمی هرگز

شمارهٔ ۱۰۶ - ایضاً: صدر ملّت که دعا گویی تو

شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا له: چون محرّم رسید و عاشورا

شمارهٔ ۱۰۸ - ایضا له: شنیدم که مخدوم اهل هنر

شمارهٔ ۱۰۹ - ایضاً له: زهی ستوده خصالی که با کفایت تو

شمارهٔ ۱۱۰ - وله ایضا: اینت سردی که این زمستان کرد

شمارهٔ ۱۱۱ - وله ایضا: ای سخا پیشه یی کامید مرا

شمارهٔ ۱۱۲ - ایضا له فی صفة الفرس: صوفی نهاد عادت اسبم تو کّلست

شمارهٔ ۱۱۳ - ایضا له: ای صدر روزگار به عهد تو روزگار

شمارهٔ ۱۱۴ - جواب نامهٔ صدر صفی الدّین یزدی: به من رسید مقالی که گر بکوه رسد

شمارهٔ ۱۱۵ - وله ایضا: همیشه نعمت دنیا بسوی آن یا زد

شمارهٔ ۱۱۶ - وله ایضا فی الشّکایة: دل مرا چو سپهر از غمی بپردازد

شمارهٔ ۱۱۷ - و له ایضاً: ای که گر لطف تو فرماندۀ ایّام شود

شمارهٔ ۱۱۸ - وله ایضا: مژده ای دل که کار دیگر شد

شمارهٔ ۱۱۹ - وله ایضا: می کنی دوستیّ دشمن من

شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا له: ای بزرگی که بر علم تو ظاهر باشد

شمارهٔ ۱۲۱ - وله ایضا: بنزد خواجه رفتم بهر کاری

شمارهٔ ۱۲۲ - ایضا له: دانی که طمع چه گفت با من

شمارهٔ ۱۲۳ - ایضاً له: دست آن به که خود قلم باشد

شمارهٔ ۱۲۴ - ایضا له: زهی سرفرازی که در پیش حکمت

شمارهٔ ۱۲۵ - وله ایضا: سرو را وعده های چنان باید

شمارهٔ ۱۲۶ - و له ایضاً: ای آنکه فلک سغبۀ ایّام تو باشد

شمارهٔ ۱۲۷ - وله ایضا فی صفة الفرس: مرا اسبیست الحق این چنین اسب

شمارهٔ ۱۲۸ - ایضا له: فرستادم بتو شعری که با آن

شمارهٔ ۱۲۹ - ایضا له: صدرا ز برای خدمت تو

شمارهٔ ۱۳۰ - وله ایضا: توقّف چون بود در آنچه صاحب

شمارهٔ ۱۳۱ - ایضاً له: ای سروری که زیبد ، کز نعل مرکب تو

شمارهٔ ۱۳۲ - ایضا له: مفتی مشکلات شرع کرم

شمارهٔ ۱۳۳ - وله ایضا: ز دریای دست توای نامدار

شمارهٔ ۱۳۴ - ایضا له: صورت به جهان زشت تر از گور نبودی

شمارهٔ ۱۳۵ - ایضا له: گفتم اکنون میوه های خوش خوریم

شمارهٔ ۱۳۶ - وله ایضا: تو به علم نجوم فخر کنی

شمارهٔ ۱۳۷ - و له ایضاً: ای که جزیاد مخلوق تو نخورد

شمارهٔ ۱۳۸ - ایضا له: به ذات خویش اگر چند مرد نیک بود

شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا: کسی که او نظر عقل در زمانه کند

شمارهٔ ۱۴۰ - ایضا له: زهی تازه رویی که خلق لطیفت

شمارهٔ ۱۴۱ - ایضا له: در نگر در صدر دیوان و ببین

شمارهٔ ۱۴۲ - وله ایضا: صاحبا عمریست تا از عدل تو

شمارهٔ ۱۴۳ - وله ایضا: رمضانست همین دهن دربند

شمارهٔ ۱۴۴ - وله ایضا: ای دل ای دل سخن سخن بیهده را کار مبند

شمارهٔ ۱۴۵ - کتب الی امیر عزّالدّین علی شیر ابن بابویه: ای آنکه خاک پای ترا روشنان چرخ

شمارهٔ ۱۴۶ - و له ایضاً: زهی سپهر محلّی که گرچه تیزروند

شمارهٔ ۱۴۷ - ایضا له: مشو ایمن ز کید خصم ضعیف

شمارهٔ ۱۴۸ - وله ایضا: کی بود؟کی؟ که باز صدر جهان

شمارهٔ ۱۴۹ - ایضا له: عصای کلیمست این شعر من

شمارهٔ ۱۵۰ - ایضا له: ای که خورشید بی رضای تو سر

شمارهٔ ۱۵۱ - وله ایضا: گفته بودی که مرا کسبی نیست

شمارهٔ ۱۵۲ - وله ایضا: از رضی الملک الحق شرمساری حاصلست

شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضا: از علامتها که در آخر زمان

شمارهٔ ۱۵۴ - وله ایضا: ای آنکه از مدارج مدح تو قاصرست

شمارهٔ ۱۵۵ - وله ایضا: دور گردون با همه کس بد فعالی می کند

شمارهٔ ۱۵۶ - وله ایضا: ای پیشوای شرع که ایناء روزگار

شمارهٔ ۱۵۷ - ایضا له: خواجه در تحسین فزاید چون ببیند کز پیش

شمارهٔ ۱۵۸ - وله ایضا: ایا شگرف نوالی که در زمین و زمان

شمارهٔ ۱۵۹ - ایضا له: مرا چه حاصل ازین خواجگان بی حاصل

شمارهٔ ۱۶۰ - وله ایضا: بزگوارا این خواجگی همه آنست

شمارهٔ ۱۶۱ - ایضا له: چو عادتست که ابنای دهر در هر قرن

شمارهٔ ۱۶۲ - وله ایضاً: دوش مخدوم من که تا جاوید

شمارهٔ ۱۶۳ - وله ایضا فی التّجرید: اندرین مرغزار کشت و درود

شمارهٔ ۱۶۴ - وله ایضا: مولی قوام دین که بر اقلیم حلّ و عقد

شمارهٔ ۱۶۵ - وله ایضا: صدر کبیر عالم عادل ضیاء دین

شمارهٔ ۱۶۶ - وله ایضا: در مدح تو اگر چه مجالی فسیح بود

شمارهٔ ۱۶۷ - وله ایضا: ز مرگ ناخوشتر چیز اگر تواند بود

شمارهٔ ۱۶۸ - وله ایضا: قدری شراب از رضیّ الّدین بخواستم

شمارهٔ ۱۶۹ - ایضا له: چنان سزد که کسی را که رتبتی باشد

شمارهٔ ۱۷۰ - ایضا له: هر کرا جای این نگارستان بود

شمارهٔ ۱۷۱ - وله ایضا: بهاء الدّین که تا دور جهان بود

شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضا: ای کریمی که با لطافت تو

شمارهٔ ۱۷۳ - وله ایضا: خورشید ذرّه پرور، شاه هنر نواز

شمارهٔ ۱۷۴ - ایضا له: مکن ملامت من گر به خدمت خواجه

شمارهٔ ۱۷۵ - وله ایضاً: بزرگوارا آنی که پیش رأی تو خور

شمارهٔ ۱۷۶ - ایضا له: سرورا عرضها نمی باید

شمارهٔ ۱۷۷ - ایضاً له: ای بزرگی که خدمت تو کند

شمارهٔ ۱۷۸ - ایضا له: خدایگان شریعت امام روی زمین

شمارهٔ ۱۷۹ - وله ایضا: هر کرا رسم و عادت آن باشد

شمارهٔ ۱۸۰ - ایضا له: مدحتی گفتمت که چون زیور

شمارهٔ ۱۸۱ - وله ایضا: امام ملّت و مفتیّ مشرق و مغرب

شمارهٔ ۱۸۲ - ایضا له: اگر به کم ز منی داد شغل من خواجه

شمارهٔ ۱۸۳ - وله ایضا: نیم مستست چشم دلبر من

شمارهٔ ۱۸۴ - وله ایضاً: فصل دیماه بخوارزم اندر

شمارهٔ ۱۸۵ - وله ایضا: جهان صدرا لقای فرّخ تو

شمارهٔ ۱۸۶ - ایضا له: ز وجود عام تو ای شاه شرع حاصل من

شمارهٔ ۱۸۷ - وله ایضا: سروریش تو هر دو زحمت ماست

شمارهٔ ۱۸۸ - وله ایضا: نیاز و آرزوی من به روی فخرالدّین

شمارهٔ ۱۸۹ - ایضا له: مرا سخن چو بیاد تو بر زبان آید

شمارهٔ ۱۹۰ - وله ایضا: سحرگهان که دل از بند خود برون آید

شمارهٔ ۱۹۱ - ایضا له: این واقعۀ هایل جانسوز ببینید

شمارهٔ ۱۹۲ - وله ایضا: الحق این مطرب اگر چه زند چنگی بد

ر

شمارهٔ ۱۹۳ - وله ایضا: زهی زرفعت تو خورده آسمان تشویر

شمارهٔ ۱۹۴ - ایضا له: کاه وجو خواستم ز تو من خر

شمارهٔ ۱۹۵ - ایضا له: دوش با طبع خویشتن گفتم

شمارهٔ ۱۹۶ - وله ایضا: اندیشه بکردم از سپاهان

شمارهٔ ۱۹۷ - وله ایضا: ای رتبت تو ورای مقدار

شمارهٔ ۱۹۸ - ایضا له: حسن رایت دانم ار آگه شود

شمارهٔ ۱۹۹ - وله ایضا: منم ان چرب دست شیرین کار

شمارهٔ ۲۰۰ - وله ایضا: ای ترا کرده لطف حق مخصوص

شمارهٔ ۲۰۱ - وله ایضا: ای دل سیه لطیف دیدار

شمارهٔ ۲۰۲ - وله ایضا: گفته بودی مرا که چیزی گوی

شمارهٔ ۲۰۳ - وله ایضا: ای کریم جهان، خبر داری

شمارهٔ ۲۰۴ - ایضا له: ز بعد مدّت سالی که من نیاسودم

شمارهٔ ۲۰۵ - ایضا له: خسروا نکته یی ز من بشنو

شمارهٔ ۲۰۶ - وله ایضا: ایا صدری که بی عون سخایت

شمارهٔ ۲۰۷ - ایضا له: سر فرازا چرا رها کردی

شمارهٔ ۲۰۸ - ایضا له: زهی سپهر پناهی که فضل و دانش را

شمارهٔ ۲۰۹ - وله ایضا: دختران سخن که دارمشان

شمارهٔ ۲۱۰ - وله ایضا: جناب عالی نزدیک و من بخدمت دور

شمارهٔ ۲۱۱ - وله ایضا: ای کاینات در نظر همّتت حقیر

شمارهٔ ۲۱۲ - وله ایضا: ای نکرده بعهد خویش از بخل

شمارهٔ ۲۱۳ - وله ایضا: تا توانی به صید دلها کوش

ز

شمارهٔ ۲۱۴ - ایضا له: صدر مطلق کمال دین که چو تو

شمارهٔ ۲۱۵ - وله ایضا: ای ترا جمع گشته در ره آز

س

شمارهٔ ۲۱۶ - ایضا له: ای ضمیر تو غیب را جاسوس

ش

شمارهٔ ۲۱۷ - ایضا له: شب سیاه به تاریکی ار نشینم به

شمارهٔ ۲۱۸ - وله ایضا: بزرگوارا، خّط و عبارتت ماند

شمارهٔ ۲۱۹ - ایضا له: مرا گفتند مولانا چنین گفت

ع

شمارهٔ ۲۲۰ - ایضا له: ای بزرگی که ریش قهر ترا

ق

شمارهٔ ۲۲۱ - ایضا له: زهی ز لفظ تو بازار فضل را رونق

ل

شمارهٔ ۲۲۲ - ایضا له: در جستن رضای تو عمری بقدر وسع

شمارهٔ ۲۲۳ - ایضا له: هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست

شمارهٔ ۲۲۴ - وله ایضا: کمال الدّین که چرخ پیر نارد

شمارهٔ ۲۲۵ - ایضا له: ای جبین تو مطلع اقبال

شمارهٔ ۲۲۶ - ایضا له: بنده ات بود گرسنه پیرار

شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا له: ای شده ذات تو مستجمع انواع کمال

شمارهٔ ۲۲۸ - وله ایضا: محقّق است که چیزی که آن رسد بکمال

شمارهٔ ۲۲۹ - ایضا له: دو نشان ماند از مروّت و بس

شمارهٔ ۲۳۰ - وله ایضا: دی در اسباب سیّدالوزرا

شمارهٔ ۲۳۱ - این قطعه در مدح ملک السّیادة و النّقابه سیّد مجدالدّین گوید: زندگانیّ مجلس عالی

شمارهٔ ۲۳۲ - ایضا له: قطعه ای نزد تو فرستادم

م

شمارهٔ ۲۳۳ - ایضا له: بنا میزد دلی چون شیر دارم

شمارهٔ ۲۳۴ - ایضا له: شعر کی نزد تو فرستادم

شمارهٔ ۲۳۵ - وله ایضا فی استدعاالّتبن: بدرگاه خواجه شدم دی سوار

شمارهٔ ۲۳۶ - وله ایضا: شبی به خوان تو حاضر شدم به ماه سیام

شمارهٔ ۲۳۷ - وله ایضا: ای صاحبی که از نفحات شمایلت

شمارهٔ ۲۳۸ - وله ایضا: صدرا اگر چه تو ز من آزاد و فارغی

شمارهٔ ۲۳۹ - ایضا له: من از تشریف مولانا چنان تنگ آمدم الحق

شمارهٔ ۲۴۰ - وله ایضا: نسیب و مدح و تقاضا فزون زده قطعه

شمارهٔ ۲۴۱ - ایضا له: ای خدمت تو ذخیرة عمرم

شمارهٔ ۲۴۲ - ایضا له: اگر چه مدّتی شد تا ز سالوس

شمارهٔ ۲۴۳ - ایضا له: گر عزیزست سیم بر مردم

شمارهٔ ۲۴۴ - ایضا له: یزرگوارا دانی که بهر خدمت تو

شمارهٔ ۲۴۵ - ایضا له: ایا رسیده ز فضل و هنر بدان رتبت

شمارهٔ ۲۴۶ - وله فی نجم الدّین همگر رحمه الله و اباقکم: جهان فضل و کرم نجم دین که در خاطر

شمارهٔ ۲۴۷ - ایضا له: حکیم عهد و فرید زمانه مجدالدّین

شمارهٔ ۲۴۸ - ایضا له: گفتم چو بسته ام کمر بندگیّ تو

شمارهٔ ۲۴۹ - وله ایضا: ای بزرگی که کرامند بود گر بمثل

شمارهٔ ۲۵۰ - ایضا له: زبزرگوارا! من ترک مدح گفتن تو

شمارهٔ ۲۵۱ - وله ایضا: سرورا من بفّر دولت تو

شمارهٔ ۲۵۲ - وله ایضا: من بر آن بودم کزین پس منصب صدر کبیر

شمارهٔ ۲۵۳ - وله فی التّوبیخ: من که شب و روز گنه می کنم

شمارهٔ ۲۵۴ - ایضا له: من بی برگ از تو این یک بار

شمارهٔ ۲۵۵ - ایضاً له: ای بزرگی که کامرانی تو

شمارهٔ ۲۵۶ - وله ایضا: من که در خانه منزوی شده ام

شمارهٔ ۲۵۷ - وله ایضا: گر خواجه ز بهر ما بدی گفت

شمارهٔ ۲۵۸ - وله ایضا: ز روزگار بیک ره کرانه می جویم

شمارهٔ ۲۵۹ - ایضا له: پریر جود تو با من حدیث بخشش کرد

ن

شمارهٔ ۲۶۰ - ایضاله: صاحب عادل شهاب ملک و دین

شمارهٔ ۲۶۱ - این قطعه در مدح صدر جمال الدّین گوید و او را وسیلت بخدمت شمس الدّین خوارزمی کند: مجلس محترم جما الدّین

شمارهٔ ۲۶۲ - ایضا له: کیست همخانۀ؟ زبان؟ دندان

شمارهٔ ۲۶۳ - وله ایضا: ای که در خانۀ تو بیگه و گاه

شمارهٔ ۲۶۴ - وله ایضا: گشت یکباره حضرت خواجه

شمارهٔ ۲۶۵ - وله ایضا: آن که سخت نشده هرگز سیر

شمارهٔ ۲۶۶ - وله ایضا: نگشته هیچ مرادی مرا ز تو حاصل

شمارهٔ ۲۶۷ - وله ایضا: امام عالم و قطب جهان جمال الّدین

شمارهٔ ۲۶۸ - ایضا له: ای سروری که در دهن نفس ناطقه

شمارهٔ ۲۶۹ - ایضا له: ز من بشنو حدیث بخل خواجه

شمارهٔ ۲۷۰ - ایضاً له: ای همه عادت تو لطف و مواسا کردن

شمارهٔ ۲۷۱ - وله ایضا: ما نه مردان سرپنحه و بازوی توایم

شمارهٔ ۲۷۲ - وله ایضا: قدوۀ اهل مهانی ای که هست

شمارهٔ ۲۷۳ - ایضا له: مجلس سامیّ مجد الدّینی ای کان هنر

شمارهٔ ۲۷۴ - وله ایضا: آه از این زندگیّ ناخوش من

شمارهٔ ۲۷۵ - وله ایضا: مژده کاقبال تو ز ناگه داد

شمارهٔ ۲۷۶ - وله ایضا: بجز از غصّه های مشکل من

شمارهٔ ۲۷۷ - ایضا له: سرورا رسم تصوّف آن بود

شمارهٔ ۲۷۸ - ایضا له: برون رفتم از خانه دی نگهبان

شمارهٔ ۲۷۹ - و له ایضاً: ای کف راد تو معمار جهان

شمارهٔ ۲۸۰ - وله ایضاً: ای ز تو کار همه کس بر مراد

و

شمارهٔ ۲۸۱ - و له ایضاً: ای به گه جود چو گل تازه رو

شمارهٔ ۲۸۲ - وله ایضا: ای ز گردون بشرف برده سبق

شمارهٔ ۲۸۳: دو چیز من بدعا خواستم همی ز خدای

شمارهٔ ۲۸۴ - ایضاً له: ای خداوندی که هر ساعت دل و دست ستم

شمارهٔ ۲۸۵ - ایضا له: ای خبر داری که شوخان جهان

شمارهٔ ۲۸۶ - ایضا له: بس کن ای سرد ناخوش احمق

شمارهٔ ۲۸۷ - .له ایضا: آن زن که پریر آمد در عقد نکاحت

شمارهٔ ۲۸۸ - ایضا له: خواجه مختص ز بس که مختصرست

ه

شمارهٔ ۲۸۹ - ایضا له: هر کو به هنر کند مباهات

شمارهٔ ۲۹۰ - ایضا له: خواجگانی که پیش ازین بودند

شمارهٔ ۲۹۱ - وله ایضا: بغربت اندر اگر صد هزار سیم و زرست

شمارهٔ ۲۹۲ - و له ایضا فی صفة صندوقچه: ای از پی حلّ و عقد دایم

شمارهٔ ۲۹۳ - ایضا له: ای خواجه بدیدمت دل تو

شمارهٔ ۲۹۴ - ایضا له: ای همه انصاف عالم تعبیه در حکم تو

شمارهٔ ۲۹۵ - وله ایضا: پسر زر دوز آن کندۀ شوخ

شمارهٔ ۲۹۶ - و له ایضاً: ای سرا پرده بر فلک برده

شمارهٔ ۲۹۷ - وله ایضا: ای دل و جان بیاد تو زنده

شمارهٔ ۲۹۸ - وله ایضا: پناه زمرۀ دانش شکوه اهل هنر

شمارهٔ ۲۹۹ - وله ایضاً: ای زبیم تو در تن اعداد

شمارهٔ ۳۰۰ - ایضا له: ای بر محکّ عقل وجود تو ناسره

شمارهٔ ۳۰۱ - وله ایضا: تادر دشت هست و جو باره

شمارهٔ ۳۰۲ - ایضا له: من نه مردار خوارم ای خواجه

شمارهٔ ۳۰۳ - و له ایضاً: ای در دعای جان تو اجرام یک زبان

شمارهٔ ۳۰۴ - ایضا له: ای همه سروران روی زمین

شمارهٔ ۳۰۵ - وله ایضا: جود خواجه سیاه رویم کرد

شمارهٔ ۳۰۶ - وله فی صفة القحط و التماس الغلّه: ای خداوندی که اندر خشک سال قحط جود

ی

شمارهٔ ۳۰۷ - ایضاً له: کریم عرصۀ عالم جهان لطف و کرم

شمارهٔ ۳۰۸ - ایضا له: منم آن چشمۀ خورشید گاه نظم سخن

شمارهٔ ۳۰۹ - ایضا له: شهاب دین که زبانم پر از مدایح تست

شمارهٔ ۳۱۰ - ایضا له: آدمی را چهار حالت هست

شمارهٔ ۳۱۱ - وله ایضا: زهی شکوه تو از روی ملک رنگ زدای

شمارهٔ ۳۱۲ - وله ایضا: مرا سیّ و دو خدمتکار بودند

شمارهٔ ۳۱۳ - وله ایضا: دیدۀ عقل راه دان بگشای

شمارهٔ ۳۱۴ - این قطعه در مدح صاحب عمیدالدّین پارسی گوید: ای قاصر از ستایش تو هر عبارتی

شمارهٔ ۳۱۵ - وله ایضا: دریا دلا تو آنی، کز فیض طبع روشن

شمارهٔ ۳۱۶ - و له ایضاً: زهی حرّی که ثابت کرد جودت

شمارهٔ ۳۱۷ - وله ایضا: ای کریمی که در آفاق جهان

شمارهٔ ۳۱۸ - وله ایضا: چون شدی خشمناک بر بنده

شمارهٔ ۳۱۹ - ایضا له: جهان لطف و کرم افتخار اهل قلم

شمارهٔ ۳۲۰ - در مدح صدر قوام الملّة و الّدین ابراهیم بنداری گوید و به دمشق فرستد.: نسیم باد صبا هیچ عزم آن داری

شمارهٔ ۳۲۱ - وله ایضا: این همه سرکشی مکن بر من

شمارهٔ ۳۲۲ - وله ایضا: در ضمیرم اگر چه کم گویم

شمارهٔ ۳۲۳ - وله ایضا فی مذمة الدّنیا: تا کی این رنج روزگار بری

شمارهٔ ۳۲۴ - وله ایضا: ایا حرّی که دستت گاه بخشش

شمارهٔ ۳۲۵ - ایضاً له: ای که دایم بسر انگشت دها

شمارهٔ ۳۲۶ - ایضا له: ایا صدری که در بازار دانش

شمارهٔ ۳۲۷ - وله ایضا: بزرگی را همی دانم که هرگز

شمارهٔ ۳۲۸ - ایضا له: بر سر ما آمد ابر بهمنی

شمارهٔ ۳۲۹ - وله ایضا: ای لطف تو آب زندگانی

شمارهٔ ۳۳۰ - وله ایضا: بجان آفرینی که نزدیک عملش

شمارهٔ ۳۳۱ - ایضا له: آن ریش فلان مزد قانی

شمارهٔ ۳۳۲ - ایضا له: جو همی خواستم پریر به شعر

شمارهٔ ۳۳۳ - ایضا له: کرده یی ژار با من انعامی

شمارهٔ ۳۳۴ - وله ایضا: جهان فضل و فضایل امام ربّانی

شمارهٔ ۳۳۵ - وله ایضا: ای صفات کرمت روحانی

شمارهٔ ۳۳۶ - ایضاً له: ای صاحبی که گر بمثل رای باشدت

شمارهٔ ۳۳۷ - ایضا له: اگر کسی پسری را از آن تو بکشد

شمارهٔ ۳۳۸ - و قال ایضاً: بلند قدرا آنی که در علاج نیاز

شمارهٔ ۳۳۹ - وله ایضا: دوستی دارم چون ناخن گیر

شمارهٔ ۳۴۰ - وله ایضا فی التوبیخ: ای که پی حرص و هوا می روی

شمارهٔ ۳۴۱ - وله ایضا: پیشوای علما خسرو دانشمندان

شمارهٔ ۳۴۲ - ایضا له: فرستادم بخدمت کاردی خوب

شمارهٔ ۳۴۳ - وله ایضا: صاحبا عدّت قیامت را

شمارهٔ ۳۴۴ - وله ایضا: ای مقادیر فضل و افضالت

شمارهٔ ۳۴۵ - فی مدح ابن بدرالدّین باسمعیل: بنامیزد چنان فرّخ لقایی

شمارهٔ ۳۴۶ - ایضا له: مخدوم کمال ملّت و دین

شمارهٔ ۳۴۷ - ایضا له: ز ابر چون برف سیم باریدی

شمارهٔ ۳۴۸ - ایضا له: ای آنکه از افاضت انوار معنوی

شمارهٔ ۳۴۹ - ایضا له: ای آفتاب ملک که از پرتو کرم

شمارهٔ ۳۵۰ - وله ایضا: ای خواجه سال و ماه تو تلوین همی کند