گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

در مدح تو اگر چه مجالی فسیح بود

وین بنده را زبان عبارت فصیح بود

چندان که خواستم که کنم نظم مدحتی

نه معنی غریب و نه لفظی ملیح بود

چون بادپای خوشرو اندیشه گرم کرد

از عجز درسر آمد و عیبی قبیح بود

گفتی قلم شدست مرا دست با قلم

وین از کسل نبود که عجز صریح بود

بسیار گرد طبع پریشان برآمدم

نه پاسخی بجای و نه عذری صحیح بود

تا عاقبت زعقل شنیدم که موجبش

این بود و بس که قدر تو بیش از مدیح بود