گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

خدایگان اکابر که پادشاه نجوم

طریق بندگی او به چشم دل سپرد

فلک که بر سر عالم رواست فرمانش

ز حدّ طاعت او پای ز استر نبرد

به حکم بنده نوازی چو فرصتی باشد

به چشم لطف به احوال من فرو نگرد

چو ماجرای من و روزگار می داند

که در شماتت اعدا چگونه می گذرد

حدیث منصب شغل و عمل نمی گویم

به قرض خاصه اگر در خورد غمی بخورد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: سیاوش جعفری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.