گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل

ای بزرگی که بر علم تو ظاهر باشد

هر چه مدفون زوایای سرایر باشد

هر زمان کلک تو چون آب فرو می خواند

هر چه بر صفحة اسرار ضمایر باشد

گام بر تارک خورشید گزارد ز شرف

گر عطارد نفسی با تو مناظر باشد

در نفسهای تو هرگه که کنی نشر علوم

هست بویی که در انفاس مجاهر باشد

اقتضغی همه اسباب سعادات کند

هر تاره که بدان رای تو ناظر باشد

از پی فایده در حلقة درست برجیس

چون جواب تو بسی خواست که حاضر باشد

بنده را نیز خیالست که بی استحقاق

اندر آن حلقه هم از جمع اصاغر باشد

گرچه در خدمت صدر تو هنرمندانند

وین رهی باردل و زحمت خاطر باشد

لیک شرطست که برخوان ملوک از پی رسم

تره اول و حلوا آخر باشد

آهن ارچند ندارد خطری،بازرسرخ

در ترازو بگه وزن مجاور باشد

جنبش هفت فلک بر نهنج کام تو باد

تا که اجسام مرکّب ز عناصر باشد

 
 
نسکبان اندروید
کمال‌الدین اسماعیل

در جهان تو کرا خو سر منبر باشد؟

یا کرا خاطر علم و دل دفتر باشد؟

تاج منبر چو ازاین ماتم در خاک افتاد

خاک زیبد که کنون سر بر منبر باشد

مسند شرع سیه پوشد و لایق اینست

[...]

صائب

قبله زن صفتان آینه زر باشد

مرد را آینه زندان سکندر باشد

از خموشی دهن غنچه پر از زر باشد

صدف از بسته لبی مخزن گوهر باشد

در سپرداری سیمین بدنان آفتهاست

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
سیدای نسفی

میل خوبان ز اسیران به توانگر باشد

در چمن غنچه گل را سخن از زر باشد

هر که دارد لب خاموش توانگر باشد

دهن غنچه همه عمر پر از زر باشد

روز و شب در نظر زنده دلان یکرنگ است

[...]

جویای تبریزی

خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد

آبرو شمع نهانخانه گوهر باشد

صبح از صدق صفا فیض جهانگیری یافت

هر که دل را کند آیینه سکندر باشد

اینقدر خاک تمنا چه فشانی بر دل؟

[...]

نورس دماوندی

دلم آسوده در آن زلف معنبر باشد

پنبه ی داغ من از دامن محشر باشد

دل چو در آتش سودای تو مجمر باشد

آه چون سنبل خط تو معطر باشد

تا عرق ناظر آن چهره ی انور باشد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه