گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای بزرگی که در جهان کرم

کس چو تو داد اصطناع نداد

بدهد سر ز دست آنکه ترا

گردن از روی امتناع نداد

بودم از تو بسی توقّعها

بخت توفیق اجتماع نداد

با که گویم که خواجه شعر مرا

بیش تشریف استماع نداد؟

به سخنهای همچو آب زلال

قیمت شربتی فقاع نداد

نه ز تقصیر بود اگر خادم

در چنین حالتت صداع نداد

زانکه یک روی در تقاضا داشت

خر دم رخصت وداع نداد

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.