گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

زهی حرّی که ثابت کرد جودت

بر ارباب هنر دست ایادی

زمین با قوّت حلمی که اوراست

ز بار حلم تو کرده تفادی

بحمدالله همه معنیت جمعست

کریمیّ و بزرگی و جوادی

ز روی مرتبت صعب المرامی

بگاه مکرمت سهل القیادی

دعا گو را همی دانی که باشد

و لا و خدمت تو اعتقادی

چو تشریفی نمی فرمایی او را

مفرما سعیش اندر نامرادی

به حرمان رهی چندین چه کوشی

که نه با کافران اندر جهادی

چرایی بر خلاف ظنّ خادم

چو هر کس را بجای اعتمادی

درین معنی که افتادست ما را

دو بیت آمد بخاطر در مرادی

واخوان حسبتهم دروعا

فکانوها و لکن للاعادی

و خلتهم سهاماً صایبات

فکانوها و لکن فی فؤادی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.