گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای در دعای جان تو اجرام یک زبان

وی در هوای مهر تو خورشید یک دله

در ظلمت حوادث عقل از برای خلق

افروخته ز رای تو صد گونه مشعله

از کوی آرزو بدر خانۀ کرم

کلکت کشیده باشد از انعام سلسله

رای تو و سپهر بهم شمع و شمعدان

دست نیاز و حلقۀ تو گوی و انگله

باما بوعده یی که نهادی وفا نمای

دانی که نیست رسم کریمان مماطله

چون من نخواهم و تو نیاری مرا بیاد

کاری بود درازتر از راه قافله

چون با تو از طریق مروّت من گدا

بر مردمی نهادم اساس معامله

چو با همه بزرگی و فرزانگی خویش

لایقق بود که این کنی اندر مقابله؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: سیاوش جعفری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.