گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای ز تو کار همه کس بر مراد

تا کی آخر کار ما باشد چنین ؟

خود روا داری تو از روی کرم

کین دعا گو بی نوا باشد چنین

من نگویم هیچ و تو باشی خموش

کار ما پس دایما باشد چنین

چون نباشد روی دخلی وانگهم

خرج خلقی در قفا باشد چنین

پس گدایی کردنم لازم شود

از تو پرسم سرورا باشد چنین؟

هم تو اهل جود و هم من اهل فضل

پس میان ما چرا باشد چنین ؟

نان من بروام و خدمت بر دوام

رسم و آیین کجا باشد چنین؟

من چنین محروم و هر بی حاصلی

از تو در نعمت ، سزا باشد چنین ؟

چون جز از تو کس نخواهد کر دراست

کار من، گر سالها باشد چنین

گر ازین بهتر همی باید بکن

ورچنین نیکست تا باشد چنین

با چو تو مخدوم حال چون منی

هم تو فتوی ده روا باشد چنین؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
منبع اولیه: سیاوش جعفری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.