گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
افسر کرمانی

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «آیا بوّد که روزی از دوستان بشیری» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ی» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
د
ر
ز
س
ش
ق
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: ای صورت تو معنی والشمس والضحی

شمارهٔ ۲: ای لب لعل تو روح بخش مسیحا

شمارهٔ ۳: بیا که بی تو، مرا روزگار شد، یارا

شمارهٔ ۴: برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را

شمارهٔ ۵: در پیرهن ای ماه نهفتی بدنی را

شمارهٔ ۶: ای که داری هوس لعل لب جانان را

شمارهٔ ۷: به غم دوست فکندیم دل خرّم را

شمارهٔ ۸: در بزم چمان آمده سرو چمن ما

شمارهٔ ۹: از دیده چکد قطره خون جگر ما

شمارهٔ ۱۰: بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را

شمارهٔ ۱۱: بهر پا بستن دل زلف گره‌گیر دوتا

شمارهٔ ۱۲: ای مایه خرّمی جهان را

شمارهٔ ۱۳: در دام گرفتند و شکستند پرم را

شمارهٔ ۱۴: به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را

شمارهٔ ۱۵: هر آن مرغی که می‌بندند در گلزار بالش را

شمارهٔ ۱۶: بیا ساقی کرم کن جام می را

شمارهٔ ۱۷: در آن گلشن، که آرند از قفس بیرون هزارش را،

شمارهٔ ۱۸: گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را

شمارهٔ ۱۹: خوش آن بلبل که بگشایند در گلزار دامش را

شمارهٔ ۲۰: عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را

شمارهٔ ۲۱: بگو صیاد ما، در دام ریزد دانه ما را

شمارهٔ ۲۲: بر قتل من خسته، اگر بسته میان را

شمارهٔ ۲۳: جز ماه من که هشته به تارک کلاه را

شمارهٔ ۲۴: تا گریزد طرب از کلبه ویرانه ما،

شمارهٔ ۲۵: ای کرده بنا چشم تو عاشق فکنی را

شمارهٔ ۲۶: زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا

شمارهٔ ۲۷: ای سایه سعادت و ای مایه شکیب

شمارهٔ ۲۸: ای آفتاب از مه رویت در التهاب

شمارهٔ ۲۹: ای که به کوی مهوشان بار فتاده در گلت

شمارهٔ ۳۰: ای که نرسته در چمن سرو به دلربائیت

شمارهٔ ۳۱: ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامت

شمارهٔ ۳۲: آن کو به تو بخشید چنین لطف و صباحت

شمارهٔ ۳۳: غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است

شمارهٔ ۳۴: ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت

شمارهٔ ۳۵: امروز همه خرّمی دولت دین است

شمارهٔ ۳۶: ای که لبت کوثر و رویت بهشت

شمارهٔ ۳۷: خوش میرود بناز و صدش دیده در قفاست

شمارهٔ ۳۸: زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است

شمارهٔ ۳۹: ما را به سراپرده گل رفت اشارت

شمارهٔ ۴۰: ساقی به سر ما هوس شرب مدام است

شمارهٔ ۴۱: عید است و مرا در طلب باده شتاب است

شمارهٔ ۴۲: شکر شده عالمی ز قندت

شمارهٔ ۴۳: ای چرخ زمین آستانت

شمارهٔ ۴۴: ای ماه وشان همه غلامت

شمارهٔ ۴۵: گشتیم همه عالم و جای دگری نیست

شمارهٔ ۴۶: مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست

شمارهٔ ۴۷: آن که در عشق بتان هر نفسش فریاد است

شمارهٔ ۴۸: روی و لب و تن و ذقن یار نازک است

شمارهٔ ۴۹: ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت

شمارهٔ ۵۰: خرم دلی که کشته تیغ جفای توست

شمارهٔ ۵۱: ما را هوای باده یاقوت‌فام توست

شمارهٔ ۵۲: ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست

شمارهٔ ۵۳: در کنگر سپهر، هنر داستان ماست

شمارهٔ ۵۴: جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست

شمارهٔ ۵۵: چون سرو دلارای قدت در چمنی نیست

شمارهٔ ۵۶: ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت

شمارهٔ ۵۷: حق انصاف عجب مملکتی مسکن ماست

شمارهٔ ۵۸: نوبهار آمد و هرکس به هوای چمن است

شمارهٔ ۵۹: ماه ما را آسمانی دیگر است،

شمارهٔ ۶۰: مهر و وفا سرشته به آب و گل تو نیست

شمارهٔ ۶۱: هیچ می‌دانی مرا در بوته دل تاب نیست؟

شمارهٔ ۶۲: ای که چون چشم بت من، حال بیماریت هست

شمارهٔ ۶۳: بی زلف تو، چون قرار ما نیست،

شمارهٔ ۶۴: زآن چشم پرخمار و از آن لعل می پرست،

شمارهٔ ۶۵: تا شدم شیفته زلف تو آرامم نیست

شمارهٔ ۶۶: شمشیر تو چشمه حیات است

شمارهٔ ۶۷: زلف، در آتش روی تو، چو در تاب شود

شمارهٔ ۶۸: باز باد سحری بوی خوش یار آورد

شمارهٔ ۶۹: زنده آن را نتوان گفت که جانی دارد

شمارهٔ ۷۰: آن که در بزم نه ساقی و نه جامی دارد

شمارهٔ ۷۱: ای خوش آن دیده، که از اشک نگاری دارد

شمارهٔ ۷۲: از درم باز کی آن دلبر طناز آید

شمارهٔ ۷۳: آن گروهی که ز جان و دل ما خوب‌ترند

شمارهٔ ۷۴: این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنند

شمارهٔ ۷۵: وه که اگر پیام ما، صبحدمی صبا برد

شمارهٔ ۷۶: تو را با لعل خندان آفریدند

شمارهٔ ۷۷: روی پاک تو، در آیینه ادراک افتاد

شمارهٔ ۷۸: نه به دستگاه شهنشهی، نه به خوبیت ضرری رسد

شمارهٔ ۷۹: با صبا نفحه جان از بر جانان آید

شمارهٔ ۸۰: هیچ گلستان، به روی یار نماند

شمارهٔ ۸۱: این خون عاشق است همانا به جام شد

شمارهٔ ۸۲: عاشق نتوان گفت که در بند نباشد

شمارهٔ ۸۳: به هر محفل که شمعی زآتش پروانه می‌سوزد

شمارهٔ ۸۴: آنچه در مدرسه آموختن ایامی چند

شمارهٔ ۸۵: مرغ دل ما در قفست دانه ندارد

شمارهٔ ۸۶: زلف سیه منه که حجاب قمر شود

شمارهٔ ۸۷: عقرب سر زلفت، با قمر قرین باشد

شمارهٔ ۸۸: حاجتم از روی خوبان، جز تماشایی نباشد

شمارهٔ ۸۹: زین شعله که رخسار تو افروخته دارد

شمارهٔ ۹۰: خط تو هاله‌صفت، ماه در میان دارد

شمارهٔ ۹۱: غمی دارم به دل مدغم که در عالم نمی‌گنجد

شمارهٔ ۹۲: زین سان که آن پیمان‌گسل، آغاز دستان می‌کند

شمارهٔ ۹۳: وقت شد کاسکندر گل لشکر آرایی کند

شمارهٔ ۹۴: ماه من از شرم بر خورشید اختر پرورد

شمارهٔ ۹۵: خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند

شمارهٔ ۹۶: مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد

شمارهٔ ۹۷: شبی به شوخیم، آن ترک سیمتن بکشد

شمارهٔ ۹۸: از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر

شمارهٔ ۹۹: تهی شد کاسه از می، کیسه از زر

شمارهٔ ۱۰۰: ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار

شمارهٔ ۱۰۱: نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر

شمارهٔ ۱۰۲: کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار

شمارهٔ ۱۰۳: ای ز شرم عارضت در کاستن جرم قمر

شمارهٔ ۱۰۴: ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار

شمارهٔ ۱۰۵: بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر

شمارهٔ ۱۰۶: ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر

شمارهٔ ۱۰۷: ای پناه هر فقیر و هر اسیر

شمارهٔ ۱۰۸: چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور

شمارهٔ ۱۰۹: ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور

شمارهٔ ۱۱۰: ساقی بیار باده که آمد بهار باز

شمارهٔ ۱۱۱: پرورده نهان به مشک و کافور

شمارهٔ ۱۱۲: جان است اگر گرامی و عمر است اگر عزیز،

شمارهٔ ۱۱۳: در کشورم کشید سپه پادشاه باز

شمارهٔ ۱۱۴: تا هست در تن من افسرده جان نفس،

شمارهٔ ۱۱۵: پروانه را ز آتش دلها خبر بپرس

شمارهٔ ۱۱۶: بود بیمار چشم یار و جان من پرستارش

شمارهٔ ۱۱۷: کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش

شمارهٔ ۱۱۸: هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش

شمارهٔ ۱۱۹: وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش

شمارهٔ ۱۲۰: آن که قرار ما بود قصه آشنائیش

شمارهٔ ۱۲۱: آتش زنم ز عشق گر اینسان به جان خویش

شمارهٔ ۱۲۲: روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش

شمارهٔ ۱۲۳: هرکه نبود گل نورسته به گلشن چو منش

شمارهٔ ۱۲۴: آن که حیرانیم افزود ز پا تا به سرش

شمارهٔ ۱۲۵: آن که در دیده بینای من آمد جایش

شمارهٔ ۱۲۶: بنازم خاک اقلیم سلیمان را که هر مورش،

شمارهٔ ۱۲۷: دارم هوای آن که روم در دیار خویش

شمارهٔ ۱۲۸: آتش زنم ز عشق گر اینسان به جان خویش

شمارهٔ ۱۲۹: آیم از دیر مغان سرخوش و مست و مدهوش

شمارهٔ ۱۳۰: چشمه حیوان بر ارباب هوش

شمارهٔ ۱۳۱: بر دوش فکند زلف را دوش

شمارهٔ ۱۳۲: دوش دیدم بر در میخانه پیر می فروش

شمارهٔ ۱۳۳: خوشا سودای عشق و روزگارش

شمارهٔ ۱۳۴: ای که تو را ز شام مو، روی دمیده چون فلق

شمارهٔ ۱۳۵: ای ماه پریچهر مطبوع خصایل

شمارهٔ ۱۳۶: ماه من، ای بدر آفتاب شمایل

شمارهٔ ۱۳۷: ای که در فکر مهندس، دهنت سرّ محال

شمارهٔ ۱۳۸: تیری که زد به دشمن، ما را نشست بر دل

شمارهٔ ۱۳۹: مرحبا ای برید باد شمال

شمارهٔ ۱۴۰: حالت چشم تو و قصه بیماری دل

شمارهٔ ۱۴۱: که می‌گوید که من دلبر ندارم

شمارهٔ ۱۴۲: من که سودا زده روی توام

شمارهٔ ۱۴۳: ای که بی کام لبت یک نفس آرام ندارم

شمارهٔ ۱۴۴: یاد آن شب‌ها که در زلف تو ماهی داشتیم

شمارهٔ ۱۴۵: یاد ایامی که در کوی تو کاری داشتیم

شمارهٔ ۱۴۶: چو ماه روی تو را در خیال می نگرم

شمارهٔ ۱۴۷: چو یاد خوی تو آید در آتش سخنم

شمارهٔ ۱۴۸: وقت آن است که از خانه به میخانه روم

شمارهٔ ۱۴۹: عاشق و رند و میخواره من از عهد قدیم

شمارهٔ ۱۵۰: تا به دامان تو من دست تولا زده‌ام

شمارهٔ ۱۵۱: غیر آن زلف پر از سلسله زنجیر ندارم

شمارهٔ ۱۵۲: تذرو باغ توام، دل به شاخ سرو که بندم

شمارهٔ ۱۵۳: به ترک ساقی و صهبا، هزار توبه ببستم

شمارهٔ ۱۵۴: برق عشقت را، چنان در استخوان آورده‌ام

شمارهٔ ۱۵۵: بسکه لعل و گهر دیده به دامن دارم

شمارهٔ ۱۵۶: من دیوانه، که در حلقه عشاق توام

شمارهٔ ۱۵۷: با تو صنوبر خرام، کرده قیامت قیام

شمارهٔ ۱۵۸: قدح را در کف ساقی، ز حسرت خون جگر کردم

شمارهٔ ۱۵۹: از نوا کم نکنم، تا نکند آزادم

شمارهٔ ۱۶۰: ما که از صهبای جام عشق تو مستیم

شمارهٔ ۱۶۱: عیبم مکن امروز که دستار ندارم

شمارهٔ ۱۶۲: ای چشمه خورشید تو، آسایش جانم

شمارهٔ ۱۶۳: تا به روی تو شد دیده بازم

شمارهٔ ۱۶۴: تا عشق را قدم بسرکو نهاده ایم

شمارهٔ ۱۶۵: چه حاجتم بود از جام باده من که مدامم

شمارهٔ ۱۶۶: ای صبا از ره یاری سوی یارم گذری کن

شمارهٔ ۱۶۷: دوش از درم درآمد، آن سرو سیمتن

شمارهٔ ۱۶۸: تا چند جفا باما‌، یک ره ز وفا دم زن

شمارهٔ ۱۶۹: تا چند سخن از عقل، از عشق دلا دم زن

شمارهٔ ۱۷۰: زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن،

شمارهٔ ۱۷۱: ای بوستان لاله رویت بهار من

شمارهٔ ۱۷۲: ای ذره های کوی تو خورشید منظران

شمارهٔ ۱۷۳: باورم نیست که باشد چمنی بهتر از این

شمارهٔ ۱۷۴: خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این

شمارهٔ ۱۷۵: بشکست سنگ محنت عشق تو نام من

شمارهٔ ۱۷۶: گیسو به رخ بیفکن و مه را نقاب کن

شمارهٔ ۱۷۷: ای صنم نازنین، ناز تو بر جان من

شمارهٔ ۱۷۸: بیا، تصرف در صنعت سکندر کن

شمارهٔ ۱۷۹: بوسی به من از آن لب و رخسار عطا کن

شمارهٔ ۱۸۰: خلاف تلخ‌کامی‌های دیرین

شمارهٔ ۱۸۱: گر آن دو زلف عنبرین به رخ شود نقاب تو

شمارهٔ ۱۸۲: بهار آمد و در باغ، لاله شد چو پیاله

شمارهٔ ۱۸۳: خم ابروی تو، هم کعبه و هم میخانه

شمارهٔ ۱۸۴: یار ما، برماه از عنبر نقاب انداخته

شمارهٔ ۱۸۵: مرا امروز کاخ از بوستان به

شمارهٔ ۱۸۶: خوش تر است از دولت دنیا و عقبی وصل یاری

شمارهٔ ۱۸۷: شود آیا که ز ما حرف وفا گوش کنی

شمارهٔ ۱۸۸: دلم به یک نظر امد اسیر چشم سیاهی

شمارهٔ ۱۸۹: صبا، به جانان اگر توانی،

شمارهٔ ۱۹۰: ای که اندر زلف مشکین پیچ و تاب انداختی

شمارهٔ ۱۹۱: هوای حلقه دامی، مرا نشاند به بامی

شمارهٔ ۱۹۲: داری ز چمن گر هوس حلقه دامی

شمارهٔ ۱۹۳: چه خوش باشد شبی در سرزمینی،

شمارهٔ ۱۹۴: هرجا که تو بنشینی، صد فتنه برانگیزی

شمارهٔ ۱۹۵: عیب جنون من مکن ای که ندیده ای پری

شمارهٔ ۱۹۶: ای که از قامت و رخ، حسرت سرو و قمری

شمارهٔ ۱۹۷: ای سرو چه، ای ماه که، ای شوخ کدامی؟

شمارهٔ ۱۹۸: گفتم قرین به روحی و با جان مقابلی

شمارهٔ ۱۹۹: نه در شرار رخ افکنده ای ز خال سپندی

شمارهٔ ۲۰۰: آیا بوّد که روزی از دوستان بشیری