آن کو به تو بخشید چنین لطف و صباحت
آموخت مرا شاعری و رسم فصاحت
تا مردم چشمم صدف در تو بیند
چون آدم آبی شده در غوص و سباحت
هم چشمه خضری تو و هم جام سکندر
هم معدن حسنی تو هم کان ملاحت
هم مایه جادویی و هم سایه اعجاز
هم آفت آرامی و هم فتنه راحت
هم داروی دردی تو و هم محنت جان ها
هم مرهم زخمی تو و هم داغ جراحت
بسیار دل ما هوس بوس تو را کرد
نشنید جواب از لب لعلت به صراحت
با روی تو، کان جلوه ده صبح مصفاست
خورشید برون آمد و نشناخت قباحت
افسر، مکش از رنج طلب پای به دامن
کاین خسرو ما، صاحب جود است و سماحت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و لطفی که محبوبش به او بخشیده صحبت میکند و میگوید که این زیبایی او را به شاعری و فصاحت آموخته است. محبوبش را به گونهای توصیف میکند که هم چشمهای زنده و هم معجون شفا بخش است. او همچنین از عشق و دلبستگیاش به محبوب میگوید و بیان میکند که دلش خواهان بوسیدن اوست، اما محبوب به صراحت پاسخی نداد. در نهایت، شاعر از رنج طلبی و نیکوخو بودن محبوبش یاد میکند و او را به عنوان خسرو سخاوت و بخشندگی معرفی مینماید.
هوش مصنوعی: آن کسی که لطف و زیبایی را به تو عطا کرد، به من نیز هنر شاعری و شیوه بیان را آموخت.
هوش مصنوعی: چشم من مانند صدفی است که در تو زیبایی را میبیند، مانند آدمی که در دریا غوطهور شده و از تماشای زیباییهایش لذت میبرد.
هوش مصنوعی: تو هم مثل چشمههای زلال و سبز و خنک زیبایی و هم مانند جام سکندر که نماد قدرت و زیبایی است. همچنین تو منبع خوبیها و زیباییها هستی و گنجینهای از جذابیت و دلربایی.
هوش مصنوعی: تو هم خود یک نیروی جادویی هستی و هم سایهای از شگفتی، هم مایه آرامش هستی و هم سبب ایجاد چالش و اضطراب.
هوش مصنوعی: شما هم درمان دردها هستید و هم دلیلی برای رنجهای جانها، هم تسکین زخمها هستید و هم نشانهای از جراحتها.
هوش مصنوعی: دل ما بارها آرزوی بوسیدن تو را کرده، اما از لب زیبای تو پاسخی روشن دریافت نکرده است.
هوش مصنوعی: با چهرهی تو که مانند صبح زیباست، خورشید هم که بیرون آمده، نتوانسته زشتیها را بشناسد.
هوش مصنوعی: افسر، از سختیها دست بردار و به کسانی که در صفای دل و بخشندگی این شاه ما هستند، اقتدا کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای درد تو درمان دل و رنج تو راحت
اشکم نمک آب و جگر خسته جراحت
موج ار چه زند لاف تبحر نزند دم
با مردمک چشم من از علم سباحت
یکدم نشود نقش تو از دیده ما دور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.