خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این
پدری نیست که آرد پسری بهتر از این
گرچه من میوه فرو ریزم و او سنگ زند
نیست بر نخل وجودم ثمری بهتر از این
سوزد ار بال و پرم، زآتش هجرش شادم
در گلستان نزدم، بال و پری بهتر از این
دل دیوانه که سر در قدم عشق تو بست
نیست در ملک جنون، تاجوری بهتر از این
هیچ دانی که چرا پیش تو سوزم، چون شمع
طاقتم نیست که سوزد دگری بهتر از این
روی بنما، ز پس زلف شبه گون که مرا،
در شب تیره نباشد قمری بهتر از این
زر رخساره افسر نگر و سیم سرشک
که گدا را نبود سیم و زری بهتر از این
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او بیان میکند که هیچ چیزی نمیتواند به اندازه عشق و محبتش به محبوبش ارزشمند باشد. حتی اگر او دچار درد و رنج شود، باز هم از این عشق شادمان است و اعتقاد دارد که در دنیا چیزی بهتر از این عشق وجود ندارد. شاعر همچنین از زیبایی محبوب و تاثیر آن بر دل و جان خود سخن میگوید و تصریح میکند که هیچ دلیلی برای مقایسه زندگیاش با دیگران وجود ندارد، زیرا عشق او بینظیر است.
هوش مصنوعی: ما با دقت مشاهده کردیم و هیچ نظری بهتر از این نیست که پدر همیشه فرزندی بهتر از خود به دنیا نمیآورد.
هوش مصنوعی: هرچند من میوههایی از دست میدهم و او سنگی به سمت من میزند، اما در نخل وجود من، ثمرهای بهتر از این وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر بال و پرم از آتش فراق او بسوزد، باز هم خوشحالم. در گلستانی که من هستم، بال و پر بهتری از این ندارم.
هوش مصنوعی: دل دیوانهای که خود را در عشق تو تسلیم کرده، در دنیای جنون چیزی باارزشتر از این وجود ندارد.
هوش مصنوعی: آیا میدانی چرا مانند شمع در حضورت میسوزم؟ زیرا تحمل من به قدری نیست که اجازه دهم کسی دیگر بهتر از من در این حالتی که دارم بسوزد.
هوش مصنوعی: به من نشان بده که چه زیبایی پس از زلفهای تاریک تو نهفته است، زیرا در این شب تاریک هیچ چیز برای من بهتر از این قمر نیست.
هوش مصنوعی: به زیبایی چهره و جلوه افسر نگاه کن و به درخشندگی اشک نقرهگون. زیرا برای درویش، هیچ چیز باارزشتر از این زیباییها وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این
بر در میکده میکن گذری بهتر از این
در حق من لبت این لطف که میفرماید
سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این
آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید
[...]
خادم دیر مغانم، هنری بهتر از این
بی خبر از دو جهانم، هنری بهتر از این
ساقی نوش لبم دوش به یک باده نواخت
کس ندادهست به مستان شکری بهتر از این
چشم امید ز خاک در میخانه مپوش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.