تا چند جفا باما، یک ره ز وفا دم زن
با خیل وفاکیشان، دستان جفا کم زن
جمعیت دلها را، آشفته اگر خواهی،
دستی ز سر شوخی، بر طرّه پر خم زن
دل در خم گیسویت، کارش به جنون پیوست
بر پای ، گِران بَندیش ، زین سلسله محکم زن
در دایره ای کانجا، خوبان جهان جمعند
بنمای یکی جلوه، وآن دایره بر هم زن
بر گردن دلها بند، از زلف مسلسل نه
بر تارک جانها، تیغ، زابروی موسّم زن
زآن رایت فیروزی، کت قامت موزون است
بروی ز دو چین زلف، همواره دو پرچم زن
از سنبل مشکینت، تاری به چمن بفرست
طغرای سیه رویی، بر خط سپرغم زن
گر ملک سخن افسر، در زیر نگین خواهی
روزی چو سلیمان دم، زآن لعل چو خاتم زن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوق خود خطاب میکند و از او میخواهد که با وفا و لطافت، لحظاتی از جفا را فراموش کند. او بیان میکند که دلها در تلاطم و آشفتگی قرار دارند و حضور معشوق میتواند این آشفتگی را کاهش دهد. شاعر به زیباییها و جذابیتهای ظاهری معشوق اشاره میکند و خواهان آن است که او جلوهای از خود را به نمایش بگذارد. همچنین، تزیینات موهای معشوق و تأثیر آن بر دلها را به تصویر میکشد و او را دعوت به شکوه و زیبایی میکند. در پایان، شاعر به ارزش کلام خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که با نشان دادن زیباییهایش، او را به اوج هنر وصل کند.
هوش مصنوعی: چرا مدام ما را آزار میدهی؟ یک بار هم که شده از صداقت و وفا سخن بگو و با دیگران که وفادارند، رفتار خوبی داشته باش.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دلها را در هم بریزی و شلوغ کنی، کافی است که با ناز و شوخی، دستی به موهای پر پیچ و خم او دراز کنی.
هوش مصنوعی: دل در چنگ گیسوان تو به جنون دچار شده است؛ بنابراین، با دقت و احتیاط رفتار کن و این پیوند را محکم نگهدار.
هوش مصنوعی: در یک دایره که در آن نیکان و خوبان دنیا گرد آمدهاند، یک جلوه زیبا را به نمایش بگذار و آن دایره را به هم بزن.
هوش مصنوعی: دلها به زنجیر محبت گره خوردهاند، پس از زلفی که مانند زنجیر است نه بر سر جانها، تیغی از ابروهای خوش حالت برانگیز، زن.
هوش مصنوعی: به خاطر رنگ موی تو که مانند فیروزه است، قامت تو به طرز زیبایی درست و موزون است و بر روی دو چین مویت، مانند دو پرچم همیشه به اهتزاز در آمده است.
هوش مصنوعی: از گل زیبای تو، نشانی به باغ بفرست و دلنوشتهای از دلبر سیاهمو، بر کاغذ بگذار.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دنیای شعر و سخن به مقام و منزلت بالایی دست یابی، باید مانند سلیمان با جدیت و هوش عمل کنی و از استعداد و زیبایی کلمات بهره ببری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای یار مقامر دل پیش آی و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
در پاکی و بیباکی جانا چو سراندازان
چون کم زدی اندر دم آن کمزده را کم زن
اشغال دو عالم را در مجلس قلاشان
[...]
ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده
[...]
مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن
خصلی که نهی پر نه نقشی که زنی کم زن
هر دم چو فلک لعبی از پرده برون آری
این شعبده یک سو نه وین معرکه برهم زن
گر مهر نهی بر دل از شوق پیاپی نه
[...]
تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
جامی کش و پشت پا بر مملکت جم زن
منت زملک بیجاست کز عشق بود خالی
جهدی کن و دست و دل بر دامن آدم زن
اول علم تجرید بر گنبد گردون کش
[...]
جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن
یک شعله از این آتش بر عالم و آدم زن
از سوز جگر دل را آتشکده غم کن
بر آتش دل آبی از اشک دمادم زن
رخت از دو جهان برکن در ساحت عشق افکن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.