عیب جنونِ من مکن ای که ندیدهای پری
گر تو ببینیش چو من جامه عقل بردری
ای بدن تو همچو جان رفته به جسم پیرهن
حیف که با چنین بدن سنگدل و ستمگری
از در سعی دیده ام خرد و بزرگ شهر را
چون تو همی ندیده ام مایه ناز و دلبری
دور کن این نقاب را از رخ آفتاب گون
پرده مه نمی درد تا به نقاب اندری
عیش و بهار و بوستان بر دگران نهاده ام
تا تو ز چشم و قد و رخ لاله و سرو و عبهری
ای مه سرو قد من، از رخ و قد دلنشین
غیرت ماه نخشب و حسرت سرو کشمری
از رخ خوب تر ز گل وز تن پاک تر ز جان
جام جهان نمای جم، آیینه سکندری
طرّه تو بهر خمی مار کلیم پرورد
آه که هندوی کند معجزه پیمبری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و زیبایی محبوبش سخن میگوید و به او میگوید که عیوب خود را مورد قضاوت قرار ندهد، زیرا او زیباییهای محبوبش را بیشتر از دیگران دیده است. او زیبایی محبوبش را با زیباییهای طبیعی مقایسه میکند و از چهرهاش به عنوان آفتاب و از قامتش به عنوان سرو یاد میکند. شاعر میخواهد که محبوبش نقاب را از چهره بردارد تا زیباییاش بهتر نمایان شود. در نهایت، او به جذابیت و کمال محبوب اشاره میکند و حسرتی بر زیباییهایش دارد.
هوش مصنوعی: عیب جنونم را ایراد نگیر، ای کسی که آن پری را ندیدهای. اگر تو هم او را مثل من ببینی، حکم عقل را کنار میگذاری.
هوش مصنوعی: ای بدن تو مانند روحی است که از جسم خارج شده، افسوس که با این بدن سرد و سنگدل زندگی میکنی.
هوش مصنوعی: در تلاشهایم، تجربههای زیادی از افراد کوچک و بزرگ شهر داشتهام، اما کسی را مانند تو که باعث دلربایی و زیبایی است، ندیدهام.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و روشنایی اشاره دارد و بیان میکند که اگر پردهای که بر چهره آفتاب گرفتهای را کنار بزنی، زیبایی واقعی آن آشکار خواهد شد. در واقع، poet میخواهد بگوید که برای دیدن زیباییها باید موانع را کنار زد و اجازه داد که حقیقت نمایان شود.
هوش مصنوعی: من زندگی خوش و زیبایی فصل بهار و باغ را به دیگران واگذار کردهام تا تو را ببینم و از زیباییهای چشمت، قامتت، و رخسارت مانند گلهای لاله و درختان سرو لذت ببرم.
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا و قد بلند من، تو با چهره و قد دلفریبات غیرت ماه و آرزوی قد و قامت زیبای سرو را برمیانگیزی.
هوش مصنوعی: چهرهاش از گل زیباتر و وجودش از جان پاکتر است؛ این جامی که جمال جهان را به نمایش میگذارد، همچون آینهای از زیبایی سکندر است.
هوش مصنوعی: موهای تو مانند خمهای مار، زیبایی و جذابیت خاصی دارد. آه، که چهرهی تو همچون معجزهای است که پیامبری را به یاد میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
داشتمت به خون دل خون دلم چرا خوری
از سر غیرت هوا چشم ز خلق دوختم
پردهٔ روی تو شدم پردهٔ من چرا دری
وصل تو را به جان و دل میخرم و نمیدهی
[...]
هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
میبرمد از او دلم چون دل تو ز مقذری
هر هنری و هر رهی کان برسد به ابلهی
نیست به پیش همتم زو طربی و مفخری
گر شکر است عسکری چون برسد به هر دهن
[...]
دانمت آستین چرا پیش جمال میبری
رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری
معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمیکند کز پس و پیش بنگری
آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم
[...]
ای نفس سپیده دم جان دهمت بخدمتی
گر بجناب حضرت آصف عهد بگذری
بحر سحائب کرم کان مواهب نعم
مهر سپر مهتری اختر برج سروری
خواجه عماد ملک و دین آنکه بکلک درفشان
[...]
پیش که شاه اختران، تیغ کشد به لشکری؛
خیز مگر به برق می، برقع صبح بردری
پیش که صبح از طرب، خنده کند به زیر لب؛
خیز که در وداع شب، جام به گریه آوری
پیش که پرتو افگند، مهر به دشت خاوران؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.