ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست
و از مطرب آرزوی سرود رباب توست
جانم فتاده همچو سکندر ز تشنگی،
در ظلمتی که چشمه حیوانش آب توست
معمور مسکنی است، که ویران پذیر نیست
آن خانه دلی که به طغیان خراب توست
من، مرغ آشیان کمالم، ولی چه سود
بال و پرم شکسته سنگ عتاب توست
مرغ شب است، چشم جهان بین آفتاب
آنجا که عکس پرتوی از آفتاب توست
دلدار را ز افسر بی دل خبر دهید،
کان رند مست عاشق بیخورد و خواب توست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میپردازد. او از طمع و اشتیاق به شراب محبوب سخن میگوید و خود را تشنهای میداند که در ظلمت، تنها چشمه حیاتش آب معشوق است. شاعر به ویرانی دل و بیپناهی ناشی از طغیان عشق اشاره میکند و خود را همچون پرندهای که بال و پرش شکسته، در جستجوی کمال میداند. او همچنین بر این موضوع تأکید میکند که معشوق، مثل آفتابی است که روشنیاش در دلهای عاشقان میتابد. در پایان، از عاشقانی که بیخواب و بیخوراک هستند، یاد میکند که تحت تأثیر عشق بیپایان معشوق قرار دارند.
هوش مصنوعی: ما امیدوار به لبهای مینوشی تو هستیم و آرزوی شنیدن نغمههای ساز تو را داریم.
هوش مصنوعی: روح من به شدت تشنه است، مانند سکندر که در تاریکی افتاده و تنها راه نجاتش آب وجود توست.
هوش مصنوعی: خانهای که دل آن ساکن عشق و محبت است، هرگز ویران نخواهد شد، حتی اگر طغیان و مشکلاتی آن را تهدید کند.
هوش مصنوعی: من، پرندهای هستم که به زیبایی و کمال پرواز میکنم، اما افسوس که به خاطر سختیها و انتقادات تو، نتوانستهام بال و پر بزنم.
هوش مصنوعی: مرغ شب در اینجا نشاندهندهٔ یک موجود خفته یا غنی از خواب است و به نوعی به تاریکی و تنهایی اشاره دارد. در مقابل، چشم جهان بین به معنای آگاهی و بینش عمیق است. آفتاب به عنوان نمادی از روشنایی و حقیقت به کار رفته و تصویر پرتویی از آفتاب نماد امید و زیبایی است. در مجموع، این جمله به ارتباط بین شب و روز و تأثیرات نور و آگاهی بر زندگی و وجود اشاره دارد، و همچنین به جستجوی روشنایی و حقیقت در دنیای تاریکی و خواب.
هوش مصنوعی: به محبوب بگویید که از حال عاشق بیخبر باشد، چرا که او در حال عشق ورزی و سرگشتگی است و نه غذایی خورده و نه خوابی را تجربه کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توست
دزدی است این که پرده گلیمش ز خواب توست
چشم سفید کرده خود را عزیز دار
کان یوسفی که می طلبی در نقاب توست
از کوشش تو می رود از پیش کار ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.