بشکست سنگ محنت عشق تو نام من
دردا، که ریخت آب رخ و ننگ و نام من
تا من شدم غلام سگ پاسبان دوست
شد ماه، شمع محفل و کیوان غلام من
یک بوس از آن دو لعل ندارم طمع فزون
سویش کسی بود که رساند پیام من؟
ای باد چون روی به طواف حریم او،
با عجز و انکسار، رسانی سلام من
بعد از درود و عرضِ سلام و دعا بگو،
کی پر غرور دلبر با احترام من
آن قدر از غم تو بگریم، که خون اشک
بستاند از عقیق دو لعل تو کام من
گفتم ؛ شبی چُو شمع ، بسوزم ز پرتُوَت،
شد پخته از وصال تو سودای خام من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنجی که از عشق معشوق میآید، میپردازد. شاعر از شکستن دلش به خاطر عشق معشوق سخن میگوید و از نگرانیاش دربارهی نام و ننگی که به واسطهی این عشق بر او تحمیل میشود، ابراز ناراحتی میکند. او همچنین نشان میدهد که چه اندازه با عشق از خودگذشتگی میکند و خود را به عنوان غلام معشوق معرفی میکند. شاعر از بوسههای معشوق آرزو میکند و از باد میخواهد که پیامش را به معشوق برساند. در نهایت، به غم شدیدش اشاره میکند و بیان میکند که در اثر عشق و وصال معشوق چگونه میسوزد و شیدا میشود.
هوش مصنوعی: عشق تو درد و رنجی را ایجاد کرد که به شکستن سنگها انجامید. افسوس که این سختی باعث شد آبرو و نام من زیر سوال برود.
هوش مصنوعی: زمانی که من به خاطر دوستی به صورت کامل تسلیم و خدمتگزار او شدم، در عوض او به مانند یک ماه در شب، شمع در محفل و ستارهای در آسمان برای من شد.
هوش مصنوعی: من هیچ امیدی به بوسهای از آن لبهای زیبا ندارم. آیا کسی هست که بتواند پیام من را به او برساند؟
هوش مصنوعی: ای باد، وقتی که به دور حریم او میچرخید، با حالت ناتوانی و فروتنی، سلام من را به او برسان.
هوش مصنوعی: پس از سلام و دعای خیر، بپرس که کی معشوق مغرور با احترام به من توجه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: من به اندازهای از غم تو میگریم که اشکهایم از زیبایی لعلهای تو رنگینتر خواهند شد و از آن گوهری به دست میآید.
هوش مصنوعی: گفتم که یک شب مانند شمع از روشنایی تو بسوزم، ولی عشق تو باعث شد که فکر ناپختۀ من به کمال برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای باد یاد روضه بغداد تازه کن
تا تازه گردد از تو دل خویش کام من
یک صبحدم به فال همایون سفر گزین
وانگه دعای سدره گذار و پیام من
از روی مکرمت سوی آن خواجه بر که هست
[...]
با یار کوچ کرده که گوید پیام من
وانجا به جز صبا که رساند سلام من
من کیستم که نامه فرستم به سوی او
در نامه سگانش نویسید نام من
جانم ستد که از لب شیرین عوض دهم
[...]
زین سان که تند میگذرد خوشخرام من
کی ملتفت شود به جواب سلام من
گفتم بگو از آن لبِ شیرین حکایتی
سد تلخ گفت دلبر شیرینکلام من
آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت
[...]
از پا فتاد سرو صنوبر خرام من
پرواز کرد طایر دولت ز بام من
یک رشحه از تراوش لعلت به کام من
خوشتر که ریزد آب خضر جم به جام من
شیر و شراب و شکر و شهدم به کار نیست
تا کوثر دهان تو باشد به کام من
رسواییم ز عشق تو افزود و ننگ نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.