به غم دوست فکندیم دل خرّم را
خرّم آن دل، که گزیده است غم عالم را
خنک آن دم که زند بردل ریشم خنجر
زخم اگر دوست زند خود چه کنم مرهم را
من دیوانه پری زاده بسی دیدم لیک،
نیست این حسن و بها، هیچ بنی آدم را
ما سیه روز و رخت مهر و دمت عیسی صبح
رو به ما کن که غنیمت شمریم این دم را
تا پریشان نکنی خاطر ما شیفتگان،
هر دم آشفته مکن طرّه خم در خم را
قطره خون دلم شبنم و رویت خورشید
پرتو مهر فروزان چه کند شبنم را؟
دهنت قطره و در سینه دلم قلزم خون
عجب این است که این قطره نجوید یم را
شادمان زیسته ام با غم عالم عمری
تا مگر خاطر دلدار نبیند غم را
عشق یک روزه اگر کارگر آید، افسر
کمتر از کودک یک ساله کند رستم را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و به حال و هوای دل خرم خود اشاره میکند که به خاطر غم و درد عشق آکنده شده است. او به صورت تمثیلی از زخمهای اشتیاق و عشق شکایت میکند و میگوید که هیچ یک از زیباییهای انسانی نمیتواند به پای زیبایی معشوقش برسد. همچنین به تنگناهای عاشقانه و سردرگمیهای دل میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که عشق، حتی اگر موقت باشد، میتواند تأثیری عمیق و دگرگونکننده بر زندگی فرد داشته باشد. نهایتاً شاعر به شادمانی با وجود غم اشاره میکند و میگوید که عشق ممکن است خالق آرامش و آشفتهحالی همزمان باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر غم دوست، دل شاداب و خوشحالمان را به غم و اندوه سپردهایم. دل خوشحال ما، که در زندگی درد و غمهای بسیاری را تجربه کرده، اکنون تحت تأثیر غم دوست قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: زمانی را خوشا که از دوستی زخم دل را با خنجر بزنند. اگر این زخم از طرف دوست باشد، من چه کار میتوانم بکنم که مرهمی بر آن بگذارم؟
هوش مصنوعی: من دیوانههای زیادی را که به خاطر زیباییهای پریزادهها دچار عشق شدهاند دیدهام، اما هیچکدام از این زیباییها و ارزشها به هیچیک از انسانها نمیرسد.
هوش مصنوعی: ما روزهای سخت و تیرهای را میگذرانیم و تویی که چهرهات همچون مهر و دم عیسایی، لطف کن و صبحی مانند آن به ما هدیه کن تا از این لحظههای زندگی استفاده و بهرهبرداری کنیم.
هوش مصنوعی: برای اینکه دل شیفتگان مثل ما ناراحت نشود، هر لحظه با موهای تابدار و در هم برهم خود، ما را به آشفتگی نیانداز.
هوش مصنوعی: قطرهای از دل من بهطور عمیق به احساساتم اشاره دارد و وقتی که میگویم شبنم، به نوعی زیبایی و لطافت را نشان میدهد. در مقابل، رویت مانند خورشید است که نور و گرما میآورد. در اینجا میتوان گفت که زیبایی و درخشش تو چقدر قوی است که نمیتوان آن را با چیزهای کوچک و ناپایدار مقایسه کرد. شبنم، با تمام نازکیاش، نمیتواند با شکوه و درخشش خورشید برابری کند.
هوش مصنوعی: در دهانت فقط یک قطره است و در دل من دریاچهای از خون وجود دارد. جای تعجب است که این قطره نتواند دریای بزرگ را درک کند.
هوش مصنوعی: من با وجود تمام غمهای دنیا، عمری شاد زندگی کردهام تا دل محبوبم هرگز غم را احساس نکند.
هوش مصنوعی: اگر عشق فقط برای یک روز هم تاثیرگذار باشد، میتواند حتی قویترین و پرآوازهترین شخصیتها را به زحمت بیندازد و مانند کودک یک ساله ضعیف کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که اطفال به گهواره درون از ستمت
سور نادیده بجویند همی ماتم را
قفسی شد ز تو عالم به همه عالمیان
اینت زحمت ز وجود تو بنیآدم را
وه که تا روز قیامت پی آلایش ملک
[...]
گر بهم میزدم امشب مژهٔ پر نم را
آب میبرد به یک چشم زدن عالم را
سوز دیرینهام از وصل نشد کم چه کنم
که اثر نیست درین داغ کهن مرهم را
آن پری چهره مگر دست بدارد از جور
[...]
رشحه ای ابر کرم بادیه ای بی نم را
جرعه ای ماهی هجران زده زمزم را
عشق سازد ز هوس پاک، دل آدم را
دزد چون شحنه شود، امن کند عالم را
عالم آب چو بیرون برد از دل غم را
غم نداریم اگر آب برد عالم را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.