گنجور

غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع اگر چه زنده باشد جان ندارد مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ج | چ | د | ر | ز | ش | ق | ک | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

غزل شماره ۱: رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را

غزل شماره ۲: چنان عشقش پریشان کرد ما را

غزل شماره ۳: اگر دل است به جان می‌خرد هوای تو را

غزل شماره ۴: ای رفته رونق از گل روی تو باغ را

غزل شماره ۵: تو را من دوست می‌دارم چو بلبل مر گلستان را

غزل شماره ۶: ای بدل کرده آشنایی را

غزل شماره ۷: ای سعادت ز پی زینت و زیبایی را

ب

غزل شماره ۸: ای خجل از روی خوبت آفتاب

غزل شماره ۹: ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لب

ت

غزل شماره ۱۰: ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبت

غزل شماره ۱۱: تبارک‌الله از آن روی دلستان که توراست

غزل شماره ۱۲: دلم بربود دوش آن نرگس مست

غزل شماره ۱۳: دل تنگم و ز عشق توام بار بر دل است

غزل شماره ۱۴: دلبرا عشق تو نه کار من است

غزل شماره ۱۵: یار من خسرو خوبان و لبش شیرین است

غزل شماره ۱۶: دوست سلطان و دل ولایت اوست

غزل شماره ۱۷: همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست

غزل شماره ۱۸: در سمن با آن طراوت حسن این رخسار نیست

غزل شماره ۱۹: کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست

غزل شماره ۲۰: چون تو را میل و مرا از تو شکیبایی نیست

غزل شماره ۲۱: آن نگاری کو رخ گلرنگ داشت

غزل شماره ۲۲: جانم از عشقت پریشانی گرفت

غزل شماره ۲۳: طوطی خجل فروماند از بلبل زبانت

ج

غزل شماره ۲۴: ای مه و خور به روی تو محتاج

چ

غزل شماره ۲۵: زهی با لعل میگونت شکر هیچ

د

غزل شماره ۲۶: حق که این روی دلستان به تو داد

غزل شماره ۲۷: دی یکی گفت، که از عشق خبرها دارد،

غزل شماره ۲۸: نگارا دل همی خواهد که عشقت را نهان دارد

غزل شماره ۲۹: نور رخ تو قمر ندارد

غزل شماره ۳۰: دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد

غزل شماره ۳۱: کسی کو همچو تو جانان ندارد

غزل شماره ۳۲: چشم تو کو جز دل سیاه ندارد

غزل شماره ۳۳: مه نکویی ز روی او دارد

غزل شماره ۳۴: در حلقهٔ زلف تو هر دل خطری دارد

غزل شماره ۳۵: نگار من چو اندر من نظر کرد

غزل شماره ۳۶: هر که در عشق نمیرد به بقایی نرسد

غزل شماره ۳۷: این حسن و آن لطافت در حور عین نباشد

غزل شماره ۳۸: قومی که جان به حضرت جانان همی برند

غزل شماره ۳۹: آه درد مرا دوا که کند

غزل شماره ۴۰: ای که در باغ نکویی به تو نبود مانند

غزل شماره ۴۱: دردمندان غم عشق دوا می‌خواهند

غزل شماره ۴۲: دوشم اسباب عیش نیکو بود

غزل شماره ۴۳: مشکل است این که کسی را به کسی دل برود

غزل شماره ۴۴: رفتی و نام تو ز زبانم نمی‌رود

غزل شماره ۴۵: دلم بوسه ز آن لعل نوشین خوهد

غزل شماره ۴۶: در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید

غزل شماره ۴۷: بیا که بی‌تو مرا کار بر نمی‌آید

غزل شماره ۴۸: حدیث عشق در گفتن نیاید

غزل شماره ۴۹: ای تو را تعبیه در تنگ شکر مروارید

ر

غزل شماره ۵۰: ای نامهٔ نو رسیده از یار

غزل شماره ۵۱: ایا نموده دهانت ز لعل خندان در

غزل شماره ۵۲: دوش در مجلس ما بود ز روی دلبر

ز

غزل شماره ۵۳: مست عشقت به خود نیاید باز

غزل شماره ۵۴: ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز

غزل شماره ۵۵: ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز

ش

غزل شماره ۵۶: جرعه‌ای می نخورده از دستش

غزل شماره ۵۷: گر چه جان می‌دهم از آرزوی دیدارش

غزل شماره ۵۸: قند خجل می‌شود از لب چون شکرش

غزل شماره ۵۹: شبی از مجلس مستان برآمد نالهٔ چنگش

غزل شماره ۶۰: ترکی است یار من که نداند کس از گلش

غزل شماره ۶۱: آنچه ز تست حال من گفت نمی‌توانمش

غزل شماره ۶۲: چو شد به خنده شکر بار پستهٔ دهنش

غزل شماره ۶۳: چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش

غزل شماره ۶۴: من ز عشق تو رستم از غم خویش

ق

غزل شماره ۶۵: دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق

ک

غزل شماره ۶۶: مرا که در تن بی‌قوت است جانی خشک

ل

غزل شماره ۶۷: هلال حسن به عهد رخ تو یافت کمال

غزل شماره ۶۸: دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل

غزل شماره ۶۹: ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دل

غزل شماره ۷۰: تنی داری بسان خرمن گل

غزل شماره ۷۱: چو بیند روی تو ای نازنین گل

م

غزل شماره ۷۲: چو روی تو گل رنگین ندیدم

غزل شماره ۷۳: گر کسی را حسد آید که تو را می‌نگرم

غزل شماره ۷۴: تا نقش تو هست در ضمیرم

غزل شماره ۷۵: ای غم تو روغن چراغ ضمیرم

غزل شماره ۷۶: از عشق دل افروزم، چون شمع همی سوزم

غزل شماره ۷۷: ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم

غزل شماره ۷۸: ای منور به روی تو هر چشم

غزل شماره ۷۹: گر عیب کنی که زار می‌نالم

غزل شماره ۸۰: عشق تو زیر و زبر دارد دلم

غزل شماره ۸۱: مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم

غزل شماره ۸۲: ای گشته نهان از من پیدات همی جویم

ن

غزل شماره ۸۳: از لطف و حسن یارم در جمع گل عذاران

غزل شماره ۸۴: ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان

غزل شماره ۸۵: ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان

غزل شماره ۸۶: بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن

غزل شماره ۸۷: عشق را حمل بر مجاز مکن

غزل شماره ۸۸: بپوش آن رخ و دلربایی مکن

غزل شماره ۸۹: ای شکر لب نظری سوی من مسکین کن

غزل شماره ۹۰: ای چشم من از رخ تو روشن

غزل شماره ۹۱: ای لب لعلت شکرستان من

و

غزل شماره ۹۲: مرغ دلم صید کرد غمزهٔ چون تیر او

غزل شماره ۹۳: به رنگ خود نیم زان رو وز آن مو

غزل شماره ۹۴: چو هیچ می‌نکنی التفات با ما تو

غزل شماره ۹۵: ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو

ه

غزل شماره ۹۶: ای رقعهٔ حسن را رخت شاه

غزل شماره ۹۷: ای پستهٔ دهانت نرخ شکر شکسته

غزل شماره ۹۸: ای در سخن دهانت تنگ شکر گشاده

غزل شماره ۹۹: ای پیش تو ماه آسمان خیره

غزل شماره ۱۰۰: از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه

ی

غزل شماره ۱۰۱: از آن شکر که تو در پستهٔ دهان داری

غزل شماره ۱۰۲: ای که از سیم خام تن داری

غزل شماره ۱۰۳: ای ز آفتاب رویت مه برده شرمساری

غزل شماره ۱۰۴: جانا به یک کرشمه دل و جان همی بری

غزل شماره ۱۰۵: دلبرا حسن رخت می‌ندهد دستوری

غزل شماره ۱۰۶: ای رخ تو شاه ملک دلبری

غزل شماره ۱۰۷: ای که تو جان جهانی و جهان جانی

غزل شماره ۱۰۸: کیست درین دور پیر اهل معانی

غزل شماره ۱۰۹: ایا خلاصهٔ خوبان کراست در همه دنیی

غزل شماره ۱۱۰: دی مرا گفت آن مه ختنی

غزل شماره ۱۱۱: ای لب لعل تو را بنده بجان شیرینی

غزل شماره ۱۱۲: ای شده حسن تو را پیشه جهان آرایی

غزل شماره ۱۱۳: اگر خورشید و مه نبود برین گردون مینایی

غزل شماره ۱۱۴: زهی خورشید را داده رخ تو حسن و زیبایی

غزل شماره ۱۱۵: دل در غم چون تو بی‌وفایی

غزل شماره ۱۱۶: تو قبلهٔ دل و جانی چو روی بنمایی

غزل شماره ۱۱۷: الا ای شمع دل را روشنایی