دل حظ خویشتن ز رخ یار برگرفت
دیده نصیب خویش ز دیدار بر گرفت
شیرین من بیامد و تلخی هجر خویش
از کام من بلعل شکر بار برگرفت
ملک سکندرست نه آب آنکه جان من
ز آن چشمه حیات خضروار برگرفت
آن درد را که هیچ طبیبی دوا نکرد
عیسی رسید و از تن بیمار برگرفت
بنشین بگوشه یی بفراغت که لطف او
رنج طلب ز جان طلب کار برگرفت
بر در نشسته دید مرا پرده بر فگند
بر ره فتاده یافت مرا خوار برگرفت
وصلش بلای هجر ز عشاق دفع کرد
مطرب صداع زخمه از او تار برگرفت
هر بیش و کم که هست بیاور که آن نگار
رسم طمع از مال خریدار برگرفت
کاریست عشق صعب و اگر جان رود در آن
هرگز نمی توان دل از این کار برگرفت
عشق آمد و ز دل غم جان برد حبذا
این خستگی که از دلم آزار بر گرفت
دل خود نماند در دو جهان سیف از آنکه یار
رسم دل از میانه بیکبار برگرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربه عشق و تاثیر آن بر زندگی فردی است. شاعر با اشاره به شادی و غم ناشی از عشق، از زیبایی یار و تلخی هجر صحبت میکند. او بیان میکند که دیدار معشوق، درد و رنجهایش را کاهش میدهد و عشق، حتی در سختیها، ارزشمند است. در نهایت، اشاره میشود که عشق، تمام احساسات و دغدغههای زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد و فرد را به سمت معشوق میکشاند، حتی اگر این عشق سخت و دشوار باشد.
هوش مصنوعی: دل از روی یار لذت میبرد و چشمها هم بهرهمند میشوند از دیدار او.
هوش مصنوعی: عزيز من به نزد من آمد و تلخی دوری او از زندگیام گرفت و حالا شیرینی را به من هدیه داد.
هوش مصنوعی: ملک سکندر به قدرت و ثروت خود افتخار میکند، اما در حقیقت، آن چیزی که زندگی واقعی و جاودان را به من بخشید، نه آب آن چشمه، بلکه روح و صفای خضر است که از آن نشأت گرفته است.
هوش مصنوعی: دردی که هیچ پزشکی نتوانسته بود درمان کند، عیسی به آن بیمار نزدیک شد و بیماری را از او دور کرد.
هوش مصنوعی: بنشین در گوشهای و با آرامش استراحت کن، زیرا لطف و زیبایی او، رنج و سختی را از جان و دل انسان میگیرد و به دست میآورد.
هوش مصنوعی: بر در نشسته، مرا دید که پرده را کنار زدند و وقتی که بر زمین افتادم، مرا خوار و زبون یافت و از آنجا برداشتند.
هوش مصنوعی: وصل او درد فراق را از عاشقان دور کرد، و نوازنده با نواختن سازش، درد سر را به فراموشی سپرد.
هوش مصنوعی: هر چه هستی را با خود بیاور، چرا که آن معشوق، امید و آرزوی خریداران را از مال و دارایی گرفته است.
هوش مصنوعی: عشق کاری دشوار است و اگر در این راه جان انسان هم به خطر بیفتد، هرگز نمیتوان دل را از این عشق دور کرد.
هوش مصنوعی: عشق به دل من آمد و تمام غمها را از آن برد. چه خوب است که این خستگی که از دل من رنج میکشید، اکنون رفع شده است.
هوش مصنوعی: دل من در هیچیک از این دو جهان باقی نماند، زیرا یار ناگهان رسم دل را از میان برداشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشمت چو تیغ غمزه خونخوار برگرفت
با عقل و هوش خلق به پیکار برگرفت
عاشق ز سوز درد تو فریاد درنهاد
مؤمن ز دست عشق تو زنار برگرفت
عشقت بنای عقل به کلی خراب کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.