گنجور

قصاید

 
قاآنی
قاآنی » قصاید
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع کافتاب دین و سایه حق شد امروز آشکار مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ر» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | د | ر | ز | ش | ع | ق | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

قصیدهٔ شمارهٔ ۱- در مدح پیامبر اکرم محمد مصطفی‌(‌ص‌): دوشم ندا رسید ز درگاه‌کبریا

قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح حضرت رضا علیه‌السلام : به‌گردون تیره ابری بامدادان برشد از دریا

قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش محمّد شاه : دوش‌که این‌گردگردگنبد مینا

قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح نواب شاهزاده فریدون میرزا فرمانفرما: ای رفته پی صید غزالان سوی صحرا

قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف نامۀ پادشاه‌گیتی ستان محمدشاه غازی انارلله برهانه‌گوید: شکسته خامهٔ آذرگسسته نامهٔ قسطا

قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طاب‌لله ثراه گوید: گسترد بهار در زمین دیبا

قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح حاجی اسدالله خان شیرازی : دوشینه چون‌کشید شه زنگ لشکرا

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - فی مدح سلطان العادل محمد شاه غازی رحمه‌الله علیه : عید شد ساقی بیا درگردش آور جام را

قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در شکایت از ممدوح گوید : گر تاج زر نهند ازین پس به سر مرا

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در مدح نواب شاهزاده علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه گوید: آراست عروس‌گل گلستان را

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در مدح سلالة‌السادت میرزا سلیمان : اگر مشاهده خواهی فروغ یزدان را

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طاب‌الله ثراه: چه مایه مایلی ای ترک ترک و خفتان را

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در مدح مقرب‌الخاقان معتمدالدوله منوچهرخان گوید: خیز ای غلام زین‌کن یکران را

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی انارالله برهانه گوید: در خواب دوش دیدم آن سرو راستین را

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ملکزادۀ بی‌نظیر شهزاده اردشیر فرماید: شاه ختن چو دوش نهان شد به مکمنا

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیرکبیر میرزاتقی‌خان رحمه‌الله گوید: نسیم خلد می‌رود مگر ز جویبارها

ب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح خاتم انبیا صلی‌الله علیه و آله: ازسروش وحدتم‌برگوش هوش‌آمدخطاب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در تهنیت عید مولود امیرالمؤمنین علیه‌لسلام و مدح پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه : خیمهٔ زربفت زد بر چرخ نیلی آفتاب

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در منقبت علی‌بن ابیطالب صلوات‌لله علیه فرماید: دوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خواب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - د‌ر مدح حاجی میرزا آقاسی فرماید: دو قلاع کفرند با هم مصاحب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - هنگام نهضت عباس‌شاه غازی طاب‌ثراه از خراسان و ماندن محمدشاه غازی نورالله مرقده فرماید: آنچه من بینم به بیداری نبیندکس به خواب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - د‌ر مدح حسین‌خان نظام‌الدوله فرماید : ای ترا در چهره آب و وی ترا در طره تاب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - وله ایضاً فی مدحه: بدا به حالت آن مجرمی‌که روز حساب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در تهنیت نظام‌الدوله هنگام آوردن خلعت شاهنشاه غازی در هنگام ولیعهدی: صبحدم کز جانب مشرق برآمد آفتاب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - مطلع ثانی: در همایون ساعتی فرخنده چون عهد شباب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در شکرانه سلامتی ذات اقدس شهریاری دام ملکه د‌ر فتنهٔ باب علیه‌اللعنه و ا‌لعذاب: ساقی امشب می پیاپی ده که من بر جای آب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - د‌ر مدح مهد کبری و ستر عظمی و تخلص در مدح شاهنشاه غازی ناصرالدین شاه خلدلله ملکه: شنیده بودم بیمار را نگیرد خواب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - د‌ر مدح شاهزاد‌هٔ ‌کیوان و ساده شجاع ‌السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرماید: گرفت عرصهٔ‌گیتی شمیم عنبر ناب

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - و‌له ایضاً فی مدحه: چه ‌جوهرست ‌که‌هست اعتبار آتش و آب

ت

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضاً ‌در ستایش شاهزا‌ه رضوان و ساده شجاع‌لسلطنه حسنعلی میرزا طاب ‌ثراه فرماید: ای به از روز دگر هر روز کارت

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - د‌ر ستایش و نیایش ابولملوک ثانی جمشید جهان ثانی فتحعلی شاه قاجار طاب ثراه فرماید: اگر نظام امور جهان به دست قضاست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله ایضاً فی مدحه: این خط بی‌خطا که به از نافهٔ ختاست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - د‌ر مدح محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسی فرماید: ای‌دل اقبال ‌و سعادت نه به سعی ‌و طلب است

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در تهنیت خطان و تطهیر شاهزاده آزاده عباس میرزا ثمره الفواد شهریار ماضی محمدشاه غا‌زی طاب ثراه فرماید: این چه جشنست ‌کزو جان جهان در طرب است

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه فرماید: در چشم منست آنچه به رخسار تو آب است

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - و‌له ایضاً مدحه: دارد اگرچه بر همه‌کس روزگار دست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - وله ایضاْ فی مدحه: باز این تویی شهاکه جهانت مسخرست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - ‌در ستایش کهف الادا‌نی و‌لاقاضی وزیر بی‌نظیر حاجی آقاسی طاب ثراه: بر دلم صدهزار نیشترست

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - و له ایضاً فی مدحه: عاشق بی کفر در شرع طریقت‌کافرست

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - د‌ر مدح سلطان ماضی محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسی: هستی دو وجه دارد مخفی و ظاهرست

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - د‌ر ستایش شاهزاده ی آزاد‌ه اعتضادالسلطنه علیقلی میرزا دام اقباله فرماید : تا لاله به باغ و گل به ‌گلزارست

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲: که جلوه‌ کرد که آفاق پر ز انوارست

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - د‌ر ستایش شاهزادهٔ علیین و ساد‌ه فرمانفرما فریدون میرزا طاب ثراه فرماید: گاه ط‌رب و رو‌ز می و فصل بهارست

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - و له ایضاً فی مدحه: روز می و وقت عیش وگاه سرورست

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرماید: ترک من آفت چینست و بلای ختن است

بخش ۴۶ - و‌له ایضاً فی مدحه: ملک ز انصاف شه بهشت برین است

بخش ۴۷ - د‌ر فتح شهر یزد به اهتمام امیرزاد‌هٔ آزاد‌ه هلاکوخان بن شجاع‌السلطنه و تفنن به مدح حسینعلی میرزا ملقب به فرمانفرما و شجاع‌السلطنه رحمه‌لله علیهما: تا سلیمان زمان زندان اسکندر گرفت

بخش ۴۸ - در مدح شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرماید: باز با صعوه ندانم ز چه رو رام ‌گرفت

بخش ۴۹ - در ستایش حاجی آقاسی رحمه‌الله فرماید: شب ‌گذشته‌ که آفاق را ظلام‌ گرفت

بخش ۵۰ - د‌ر مدح محمد شاه غازی رحمه‌الله فرماید: عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

بخش ۵۱ - و له ایضاً فی مدحه: بهادر شه ای شهریاران ‌غلا‌مت

د

بخش ۵۲ - در ستایش حسین خان خازن شجاع السلطنه گوید: تا ابد چشم بد ازگنجور دارا دور باد

بخش ۵۳ - در مطایبه و تخلص به ستایش شاهنشاه فردوس آرامگاه محمد شاه طاب ثراه گوید: هر زمانم‌ که به آن ترک سر و کار افتد

بخش ۵۴ - در ستایش شاهنشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه غازی خلدلله ملکه گوید: دوش کانجم شد عیان بر این سپهر گرد گرد

بخش ۵۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه فرماید: عجبی عجب آن پسر به سر دارد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در ستایش امیر کامکار محمدحسن‌خان سردار فرماید: فلک‌ خورشید و جنت حور و بستان یاسمن دارد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در ستایش شاهزاده مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گوید: به کف هر آنکه سر زلف دلستان دارد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - د‌ر ستایش دبیر بی‌نظیر میرزا عبدالله منشی فرماید: هله نزدیک شد ای دل‌ که زمستان‌ گذرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در ستایش امیر د‌یوان میرزا نبی‌خان فرماید: عید آمد و آفاق پر از برگ و نواکرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در ستایش شاهنشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ا‌لله ثراه فرماید: الا تدارک ماه صیام بایدکرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - در ستایش امیر دیوان میرزا نبی خان فرماید: آن کیست که باز آمد و در بزم نظر کرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در ستایش نواب شاهزادهٔ رضوان جایگاه فریدون میرزا حکمران فارس طاب الله ثراه فرماید: ماهم ز در درآمد و بر من سلام کرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح شجاع‌السلطنه حسنعلی میرزا گوید: باد نوروزی شمیم عطر جان می‌آورد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه مروج ملت نبی حجازی محمدشاه غازی طاب ثراه‌ گوید: ساقی بده رطل گران زان می که دهقان پرورد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در ستایش نایب السلطنهٔالعلیه ولیعهد عباس شاه مبرور فرخ نیای پادشاه منصور و تفنن به مدح قایم‌مقام فرماید: چون خواست کردگار که گیتی نظام گیرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - د‌ر ستایش شاهزاده‌ ی کیوان سریر اردشیر میرزا ‌دام‌ اقباله فرماید: صبح آفتاب چون ز فلک سر زد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در ستایش مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن ابیطالب: بجز لب تو کزو گفت شکرین خیزد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در مدح شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا: ای صفاهان مژده کاینک شاه دوران می رسد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - د‌ر مدح شجاع ا‌لسلطنه حسنعلی میرزا طاب ‌ثراه گوید: مگر شرمنده از تیغ شه و ابروی جانان شد

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - د‌ر ستایش امیرزاد‌ه شیرد‌ل ارغون میرزا ابن شجاع ا‌لسلطنه گوید: به ‌گوش از هاتف غیبم سحرگه این ندا آمد

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - د‌ر ستایش شاهزاده ‌کیوان سریر اردشیر میرزا و تشبیب به مدح شاهنشاه اسلام ‌پناه: سحر بشیر ملکزاده اردشیر آمد

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - ‌در مدح ابوالسلاطین عباس شاه غازی نیای بیضا رای شاهنشاه ‌اسلام پناه خلدلله ملکه فرماید: هست ‌از دو کعبه ‌امروز دین‌ خدای خرسند

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ - د‌ر ستایش کهف الادا‌نی‌والاقاصی‌جناب‌حاج‌میرزا آقاسی رحمه ا‌لله فرماید: ازین‌سان کابر نیسانی دمادم گوهر افشاند

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ - ‌در ستایش شهنشاه ماضی محمد شاه غازی فرماید: سرین دلبر من سیم ناب را ماند

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السطنه حسنعلی میرزا طاب‌الله ثراه فرماید: غم و شادیست‌که با یکدگر آمیخته‌اند

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ - در مدح امیرالامراء نظام الدوله حسین خان در ایام حکومت فارس: دلی که هر چه کند بر مراد یار کند

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده قهرمان میرزا حکمران آذربایجان طاب‌ثراه فرماید: هر کرا ایزد اختیار کند

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ - در ستایش شاهزاده مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گوید: قضا چو مسند اقبال در جهان افکند

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر بی شبیه و عدیل سلیل جلیل خلیل منیع جود و سخا آقاخان متخلص به عطامه ظله فرماید: .آدمی باید به‌گیتی عمر جاویدان‌ کند

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در شکایت از ممدوح پیش و مدح یکی از احباء خویش که مکنی به ابوالفضل است فرماید: ن‌هرچون‌نیرگ‌سازد چرخ‌چون‌دستان‌کند

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ - در ستایش شاهزاده آزاده نواب فیروز میرزا فرماید: آنچه با برگ درختان ابر نوروزی‌کند

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - د‌ر ستایش پا‌دشاه ماضی محمد شاه غازی طاب ا‌لله ثراه ‌گوید: هر دل اسیر زلف تو بیدادگر بود

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در ستایش نواب فریدون میرزا فرماید: هرکرا دل سپیدکار بود

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزا فرماید: هرجاکه پارسی بت من جلوه‌گر شود

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - د‌ر ستایش پادشاه جمجاه ناصرا‌لدین شاه غازی طال‌الله بقاه و تال اللّه مناه د‌ر زمان و‌لیعهدی فرماید: تمام‌ گشت مه روزه و هلال دمید

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - د‌ر مدح حسین‌خان صاحب‌اختیار فرماید: بهار آمدکه ازگلبن همی بانگ هزار آید

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - د‌ر جشن میلاد حضرت ظل‌ اللهی ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه ‌گوید: دوش برگردون بسی تابان شهاب آمد پدید

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - ‌در مدح یکی از علمای علّام و فضلای ذوی‌العزّ والاحترام گوید: مقتدای انس و جان آمد پدید

ر

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ - در ستایش‌ کهف ا‌لا‌دانی و الاقاصی وزیر بی‌نظیر جناب حاجی آقاسی: از شب نرفته دوش پاسی دو بیشتر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ - و له ایضاً مدحه: اقبال و بخت و نصرت و فیروزی و ظفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه غازی خلد الله ملکه فرماید: الا ای خمیده سر زلف دلبر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه ماضی محمد شاه غا‌زی طاب‌لله ثراه گوید: الحمد خدا را که ولیعهد مظفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - د‌ر ستایش پا‌دشاه ماضی محمد شاه غازی طاب‌الله ثراه گوید: الحمد که از موهبت ایزد داور

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ - د‌ر ستایش امیرکبیر میرزا تقی خان رحمه‌الله فرماید: امسال عید اضحی با نصرت و ظفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ - د‌ر ستایش نور حدیقه احمدی فاطمه اخت علی‌بن‌موسی علیه‌السلام: ای به جلالت ز آفرینش برتر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ - در ستایش زهره ی زهرای آسمان شهریاری عزیزالدوله که شاهنشاه ماضی را بهین د‌ختر و خسرو غازی را گرامی خواهر فرماید: ای طرهٔ مشکین تو همشیرهٔ قنبر

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - گریز این قصیده د‌ر نسخهٔ دیگر به‌ نام امیر دیوان میر‌زا نبی خان ‌دیده شد لهذا از محل تغییر تحریر شد: ای طرهٔ مشکین تو با مشک پسرعم

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گوید: بحمدالله که باز از یاری گیهان خدا داور

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گوید: بستم به عزم پارس چو از ملک ری ‌کمر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانی: کای ‌همچو ابر جود تو فایض به خشک و تر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - د‌ر تغزل و تشبیب: بس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مرثیهٔ امیرزادهٔ فردوس و ساده فاطمه‌سلطان صبیهٔ امیر دیوان طاب ثراه: به هر بهارکل از زیرکل برآرد سر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح جناب میرزا آقاسی گوید: پیک دلارام دی درآمدم از در

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - د‌ر ستایش و‌زیر بی‌‌نظیر کهف‌الادانی و الاقاصی جناب حاجی آقاسی گوید: چو حسن تربیت ‌گردد قرین با پاکی ‌گوهر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گوید: چو زآشیانهٔ چرخ این عقاب زرین‌پر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - ‌در ستایش امیرکبیر و وزیر بی‌نظیر میرزا تقی خان طاب الله ثراه‌گوید: چو عید آمد و ماه صیام ‌کرد سفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش امیر با احتشام عزیز خان سردار کل نظام فرماید: خرم بهار من‌که ز عیداست تازه‌تر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمد‌شاه غازی طاب‌الله ثراه گوید: در شب عید آن سمن عذار سمن‌بر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - د‌ر ستایش مهد کبری و ستر عظمی کافلهٔ‌الملک عاقلهٔ‌الدوله مام پادشاه: دلکا هیچ خبر داری‌ کان ترک پسر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش شاهزاده رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه و تخلص به معراج نبی صلعم گوید: دو سال بیش ندانم‌گذشت یاکمتر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع ثانی: شبی به عادت روز شباب عیش آور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در تهنیت عید غدیر و ستایش شاهزاده ی بی‌نظیر فریدون میرزا طاب ‌ثراه ‌گوید: دوش چو شد بر سریر چرخ مدور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع ثانی: از دو محمد زمانه یافته زیور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در ستایش نواب فریدون میراز طاب ثراه‌ گوید: دوشینه‌ کاین نیلی صدف‌ گشت ازکواکب پر درر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - من افکاره العالی: دی آمد از در من آن دلفریب پسر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش پا‌دشاه جمجاه محمدشاه غازی و فتح خوارزم‌ گوید: رسید چه‌؟ خبر فتح‌کی رسید؟ سحر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - د‌ر منقبت هژبرالسالب اسد الله الغالب علی‌بن بیطالب علیه السّلام و فتح قلعه خیبر گوید: سحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع ثانی: مباش غره دلا در جهان به فضل و هنر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه در زمان ولیعهدی گوید: سه هفته پیبشرک زین شبی به ماه صفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع ثانی: زهی‌گرفته تیغ و سنان چه بحر و چه بر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - من نتایج طبعه: سیه زلف از بر آن چهر دلبر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ - در ستایش امیر الامرا‌ٔ العظام نظام ا‌لدوله حسین ‌خان دام ‌مجده ا‌لعالی حکمران فارس فرماید: شادان رسید دوش نگارینم از سفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ - د‌ر ستایش پادشاه جمجاه محمدشاه غازی طاب‌ا‌لله ثراه‌ گوید: شباهنگام ‌کز انبوه اختر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ - در ستایش وزیر بی‌نظیر حاج میرزا آقاسی: شب‌ گذشته ‌که همزاد بود با محشر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در ستایش امیر الامرا النظام میرزا نبی خان رحمه الله فرماید: شد کاسه‌ام از باده تهی کیسه‌ام از زر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ - در تهنیت ورود قایم‌مقام طاب ثراه به خراسان: شکر که آمد ز ری به خطهٔ خاور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷ - وله ایضاً رحمه‌لله: صبح چون مهر سرزد از خاور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ - در ستایش شاهزاده فریدون میرزا: طراق سندان برخاست ای غلام از در

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه‌گوید: فرو بگرفته‌ گیتی را به باغ و راغ وکوه و در

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در تعریف کتاب باده بی‌خمار و ستایش خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه طاب‌الله ثراه گوید: لبالب کن ای مهربان ماه ساغر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ - در ستایش محمد شاه گوید: ماه رمضان آمد ای ترک سمنبر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ - ‌در ستایش امیرکبیر میرز تقی خان رحمه‌آلله فرماید: یازده ماه ‌کند روزه به هر سال سفر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ - د‌ر نعت خاتم‌الانبیا صلی‌لله علیه و آله و ستایش پادشاه غازی محمدشاه طاب ثراه فرماید: آفتاب و سایه می‌رقصند با هم ذره‌وار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ - د‌ر تعربف مصور و توصیف تصویر فرماید: آفرین برکلک سحرانگیز آن صورت‌نگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ - و له ایضاً فی مدحه: از خجلت تیغ ملک و ابروی دلدار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ - در ستایش شاهزاده ی رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گوید: از سر دوش دو ضحاک درآویخت دو مار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ - در منقبت مولانا اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام و ستایش شاهنشاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه گوید: اسم شد مشیّد و دین ‌گشت استوار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در ستایش ابولملوک فحتعلی‌شاه طاب لله ثراه و جعل الجنهٔ مثواه‌ گوید: افتتاح هر سخن در نزد مرد هوشیار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه: امروز از دوکعبه جهان دارد افتخار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ - در تهنیت ورود مسعود امیرکبیر حسین خان د‌ر ملک فارس‌ گوید: ای اهل فارس ، مژده که از فضل کردگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ - د‌ر مدح فریدون میرزا گوید: ای ترک می فروش ای ماه میگسار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ - و له ایضاً: ای زان دو سیه مار که جا داده به گلزار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - د‌ر ستایش امیر مبرور آ‌صف‌الدوله اللهیارخان‌گوید: ای طره و چهر تو یکی نار و یکی مار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان و به تهنیت تمثال همایون: ای همایون صورت میمون شاه‌ کامگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ - ‌در تهنیت تشریف پادشاهی و مدح علیخان والی گوید: باد میمون این بهین تشریف شاه‌کامگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ - در ستایش نظام‌الدوله حسین خان فرماید: با فال نیک بهر زمین‌بوس شهریار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - در ستایش امیربهرام صولت معتمدالدوله منوچهرخان فرماید: با فال نیک و حال خوش و بخت‌کامگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - د‌ر تهنیت تشریف قبای بیضا ضیای شهریاری د‌ر ستایش حسین‌خان نظام‌الدوله: بوده جای یک جهان جان این قبای شهریار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ - در ستایش وزیر بی نظیر صدر اعظم میرزا آقاخان گوید: بوی مشک آید چو بویم آن دو زلف مشکبار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح جناب حاجی آقاسی گوید: بهار آمد و دی را گرفت و کرد مهار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح صاحب ا‌ختیار: تا چه معجز کرده امشب باز عدل شهریار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - د‌ر ستایش شیراز صانه‌لله عن الاعواز و اعیان آن و تخلص به مدح معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه گوید: تبارک‌الله از فارس آن خجسته دیار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - در تهنیت نشان شمشیر و مدح امیر بی‌نظیر نظام‌الدوله طال‌ بقاه فرماید: تیغی گهرنگار فرستاده شهریار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - د‌ر مدح ناصرالدین شاه: چو چتر زرین افراشت مهر در کهسار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - مطلع ثانی: که باد تا ابد از فر ایزد دادار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در ستایش پادشاه رضوان آرامگاه محمدشاه طاب الله ثراه گوید: دوش اندر خواب می‌دیدم بهشت ‌کردگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ - در ستایش ‌کهف‌الادانی والاقاصی جناب حاجی آقاسی‌ گوید: دوش بگشودم ‌زبان تا درد دل گویم به یار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح حسین‌خان صاحب اختیار: راستی را کس نمی‌داند که در فصل بهار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ - مطلع ثانی: باده جان بخشت و دلکش خاصه از ‌دست نگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ - د‌ر مدح شجاع ‌السلطنه حسنعلی میرزا: زد به دلم ای نسیم آتش هجران یار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع ثانی: مژده که شد در چمن رایت گل آشکار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - مطلع ثالث: ای‌گهر اندرگهر تاجور و شهریار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ - در ستایش امیر بهر‌ام صولت معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه فرماید: ز شاهدی که بود رویش از نگار نگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان حکمران فارس فرماید: سوگند خورده‌اند نکویان این دیار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ - و له ایضاً فی مدحه: شه قبای خ‌ریشتن بخشد به صاحب اختیار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ - در ستایش امیرالامراءالعظام نظام‌الدوله حسین خان حکمران فارس فرماید: صبح چون خورشید رخشان رخ نمود از کوهسار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ - در ستایش حاج میرزا آقاسی: عطسهٔ مشکین زند هر دم نسیم مشکبار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - ممدوح این قصیده معلوم نیست‌،‌گویند قائم مقام است: قامت سروی چو بینم برکنار جویبار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در مطایبه و هزل و ملاعبه فرماید: کوهی به قفا بسته‌ای ای شوخ دلازار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ - در ستایش میرزا آقاخان صدراعظم: گفتم به یار فصل بهار آمد ای نگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در ستایش شاهزا‌دهٔ‌ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه‌ گوید: گنج پنهان بود یزدان خواست کاید آشکار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ - د‌ر مدح شجاع‌السطنه حسنعلی میرزا: منت خدای را که ز تأیید کردگار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - د‌ر مغازلت و تشبیب و اظهار عشقبازی و نسیب فرماید: هر سال به نوروز مرا بوسه دهد باز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ - در ستایش‌امیرالامر‌اء‌العظام‌نظام‌لدوله حسین‌خان حکمران فارس فرماید: همتی مردانه می‌خواهم‌که اسمعیل‌وار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح آقامحمد حسن پیشخدمت خاصه ی خاقان خلد آشیان: یار نیکوتر از آنست‌ که من دیدم پار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ - د‌ر تعریف بهار و شکایت از یار و ستایش امیر کامگا‌ر حسین ‌خان نظام‌الدوله: یک دو مه پیشترک زانکه رسد فصل بهار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در جواب قصیدهٔ حکیم سوزنی: آمد به برم دوش یکی ساده پسر بر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ - د‌ر مدح شجاع‌ السلطنه: بشارت باد بر اهل نشابور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - د‌ر مدح شجاع‌لسلطنه حسنعلی میرزا: حبذا از هوای نیشابور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در ستایش مدح خسروخان خواجه حکمران اصفهان: سه چیز هست‌ کزو مملکت بود معمور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزا نبی‌خان حکمران فارس فرماید: ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در ستایش شاهزادهٔ کیوان سریر اردشیر میرزا گوید: دوش از بر شهزاده اردشیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ - و له ایضاً فی‌ المطایبه: سحرگهان‌که ز گردون فروغ مهر منیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - د‌ر تهنیت عید غدیر و ستایش وزریر بی‌نظیر صدراعظم میرزا آقاخان دا‌م اقباله: شراب تاک ننوشم دگر ز خمّ عصیر

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - د‌ر مدح میرزا نبی‌خان: همی به‌ چشم‌ من آید که سوی حضرت میر

ز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ثراه گوید: رسید نامهٔ دلدار دوشم از شیراز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ - در ستایش امیرالامراء العظام مبرزا نبی خان رحمه الله فرماید: محمود ماه من‌که غلامش بود ایاز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گوید: ناصرالدین شاه ‌گیتی را منظم‌ کرد باز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹ - و له ایضاً فی مدحه: شیرین پسرا خیز و بساط دگر انداز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - د‌ر منقبت مظهرالعجائب اسدالله الغالب علی‌بن ابیطالب گوید: رساند باد صبا مژدهٔ بهار امروز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱ - د‌ر ستایش شاهزاد‌هٔ رضوا‌ن و ساد‌ه حسنعلی میرزا طاب ثراه ‌گوید: صباح عید که شد باغ و راغ عطرآمیز

ش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - د‌ر ستایش مر‌حوم محمدشاه غازی‌ گوید: کس مبادا چو من دلی زارش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه گوید: مبارک‌باد هر عیدی به‌خسرو خاصه نوروزش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ - در ستایش شاهزاد‌هٔ رضوان و ساده حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه گوید: ز چشمم خون فرو ریزد به یاد چشم فتانش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ - در ستایش وزیر بی‌نظیر جناب حاج میرزاآقاسی رحمه‌لله فرماید: فلک دوش از عروس خور تهی چون گشت دامانش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ - درستایش شاهزاده رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گوید: نگار من‌که بود جایگاه در جانش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷ - د‌ر ستایش مرحوم مبرور میرزا ابوالقاسم همدانی ‌ذوالریاستین فرماید: مرا ماهیست‌در مشکوکه مشکین زلف پرچینش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - المطلع الثانی من هذه القصیده: فلک‌ ژاژ است هنجارش جهان زشت است آیینش

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - مطلع الثالث: همانا فصل تابستان سرآمد عهد تسعینش

ع

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - د‌ر ستایش سید انبیاء صلی ا‌لله علیه و آله: چه ماه بود که از خانه کرد طلوع

ق

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - د‌ر ستایش رواق منور امام ثامن ضامن السلطان علی بن موسی الرضا علیه‌الآف التحیة و الثناء و تاریخ سال تعمیر و نگارش آن: زهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونق

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه‌ گوید: دوش دیدم یکی خجسته وثاق

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - د‌ر ستایش امیرکبیر میرز‌ا تقی‌خان رحمه‌الله فرماید: کرد چون خسرو منصور ز ری عزم عراق

گ

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴ - ‌در ستایش شاهزاده رضوان آرامگاه فریدون میرزا طاب ثراه گوید: ای زلف نگار ای حبشی‌زادهٔ شبرنگ

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ - در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه گوید: به عزم ری چو نهادم به رخش‌ زین خدنگ

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶ - مطلع ثانی: که فر خجسته بماناد شاه جم اورنگ

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ - د‌ر ستایش شاه‌زادهٔ رضوان و ساده شجاع‌السلطنه حسنعلی میرزا طاب‌ثراه: چیست آن اژدها نهاد نهنگ

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزانبی خان گوید: دلکی داری ای شوخ چو یک پارچه سنگ

ل

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۹ - در ستایش پادشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه غازی: ای زلف تو پیچیده‌تر از خط ترسل

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۰ - در ستایش نواب فریدون میرزا طاب ثراه گوید: ای فال سعید و بخت مقبل

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساد‌ه فریدون میرزا طاب ثرا‌ه گوید: ای رخش ره‌نورد من ای مرغ تیزبال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله گوید: بیا و ساغر می‌ کن ز باده مالامال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طاب الله ثراه: خسروا ای ‌کت ایزد متعال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۴ - ‌در ستایش ستر کبری و مخدرهٔ عظمی مهد علیا ‌دامت شوکتها: در ششم روز جمادی نخست اول سال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۵ - د‌ر ستایش ‌مرحوم میرزا تقی خان فرماید: رونده رخش من ای از نژاد باد شمال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح جناب حاجی آقاسی: دیشب به شکل جام نمود از افق هلال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷ - تتمهٔ قصیده: ای با خطاب مهر تو هر ذره‌یی سپهر

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۸ - د‌ر مدح امیرالمومنین علی بن بیطالب صلواة لله علیه: مبال اگرت فزاید زمانه مال و منال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۹ - در ستایش جناب حاجی آقاسی رحمه ا‌لله: هر وجودی ‌را به ‌وهم اندر توان ‌جستن همال

م

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش امیرالامرا‌ء العظام حسین خان نظام‌الدوله: آمد چه خلعت‌؟ از کجا؟ از دکه شاه عجم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۱ - در ستایش ولیعهد رضوان‌مهد، عباس شاه غازی طاب الله ثراه و وزیر بوزرجمهر تدبیر قایم‌مقام: از تقویت رای دو سالار معظم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۲ - در ستایش ولیعهد رضوان مهد عباس شاه غازی طاب‌الله ثراه گوید: الحمد خدا راکه ولیعهد معظم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳ - در مدح صدر اعظم: چو شد ز اختران دوش این سبز طارم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۴ - د‌ر ستایش مرزا ابوالقاسم قایم‌مقام رحمه‌لله فرماید: شاعری امروز مر مراست مسلم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۵ - در ستایش پادشاه رضوان ارامگاه محمد شاه غازی طاب‌الله ثراه گوید: عید آمد و عیش ‌آمد و شد روزه و شد غم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶ - در ستایش جناب جلالت مآب صدراعظم گوید: ای بت سیمین بناگوش ای به تن چون سیم خام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۷ - در ستایش از اهل پارس و ستایش بعضی از آنها: ای رخش ره‌نورد من ای اسب تیزگام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۸ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا گوید: بامدادان ‌کآ‌فتاب خاوری سر زد ز بام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۹ - مطلع ثانی: حبذا زین جشن فرخ مرحبا زین عید عام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰ - در مطایبه فرماید: پگاه بام چو برشد غریو کوس از بام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱ - در ستایش جناب حاج میرزا آقاسی رحمه الله: بود مبارک هر عید خاصه عید صیام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۲ - مطلع ثانی: به‌ گاه بام‌ که خورشید چرخ آینه‌ فام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۳ - در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی: پی نظاره ی فرّخ هلال عید صیام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۴ - در ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمه‌الله گوید: پی نظارهٔ فرخ هلال عید صیام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب اللّه ثراه‌ گوید: در شهر ری امسال به هرسو که نهم گام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب ثراه گوید: شب دوشین دو پاسی رفته از شام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ - د‌ر ستایش نواب ملک آرا حاکم مازندران گوید: گشت دی آباد چون بغداد ویرانم ز شام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۸ - د‌ر ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله سلطانه‌گوید: من ازین پس می‌خورم می ‌گر حلالست ار حرام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۹ - د‌ر ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمه‌الله‌ گوید: هرآنچه هست مه و سال و هفته و ایام

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۰ - در ستایش شاهزاده فریدون میرزا: ایا غلام من امروز سخت پژمانم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۱ - مطلع ثانی: منم‌ که ازکف زربخش آفت‌ کانم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲ - در ستایش رستم خان فرماید: من آن نشاط ‌کز این بزم دلستان بینم

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳ - د‌ر ستایش عبدالله خان صدر فرماید: خیز ای غلام تا زین بر بادپا زنیم

ن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۴ - د‌ر مدحت جغتای خان بن ارغون میرزا می‌فرماید: آمد برم سحرگه آن ترک سیمتن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵ - در مدح امیرالامرا‌‌ء العظام شاهرخ خان قاجار می‌فرماید: انجمن پر انجمست از مهر چهر ماه من

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۶ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام‌الدوله گوید: اندر جهان دو چیز از دل برد محن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷ - د‌ر مدح فریدون میرزا: ای به مشکین موی تو مسکین دلم‌کرده وطن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۸ - و له فی‌المدیحه: بارک‌الله بارک‌الله زان بت پیمان‌شکن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۹ - در ستایش شاهزاده اباقاآن میرزا ابن شجاع السلطنه می فرماید: تیغ را دانی به استحقاق ‌کبوَد تیغ‌زن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۰ - د‌ر منقبت هژبر سالب علی بن ابیطالب علیه السلام گوید: چند خواهی پیرهن از بهر تن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱ - در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه: دلی مباد گرفتار عشق چون دل من

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۲ - و له فی ا‌لمدیحه: دوش مرا تافت نور عقل به روزن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۳ - د‌ر تهنیت خبر بهبو‌دی محمدشاه غازی به فارس و شادمانی حسین‌خان نظام‌الدوله فرماید: زآستان خواجهٔ اعظم چراغ انجمن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۴ - در مدح کامران میرزای مرحوم ابن فتحعلی شاه مغفور طاب‌الله ثراه گوید: ز یک غمزه ربوده دل ز من آن ماه سیمین‌تن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۵ - در مدح محمدشاه مبرور و لشکر کشیدن به سمت هرات گوید: سخن‌گزافه چه رانی ز خسروان‌کهن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶ - در مدح شاهزاهٔ آزاد‌ه هلاکوخان بن شجاع السلطنه: مخسب ای صنم امشب بخواه بادهٔ روشن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۷ - در ستایش جناب جلالت مآب نظام المک فرماید: مگر شقیق عقیقست و کوه ‌کان یمن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - و لی فی‌المدیحه: آن خال سیه بر لب جان‌پرور جانان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹ - ‌در ستایش ولیعهد مغفور عباس شاه طاب‌الله ثراه می‌فرماید: الحمدکه از تربیت مهر درخشان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ - در ستایش یکی از سرداران ولیعهد مبرور فرماید: امین داور و دارا معین ملت و ایمان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۱ - در ستایش شاهنشاه با داد و دین شاه ناصرالدین ‌ادام ا‌لله اقباله و اقام اجلاله فرماید: ای رخت خالق خورشید و لبت رازق جان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۲ - در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طاب‌الله ثراه فرماید: ای طرهٔ دلدار من ای افعی پیچان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳ - د‌ر مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور انارلله برهانه می‌فرماید: بارهاگفته‌ام ای ری به تو این راز نهان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۴ - ‌در مدح شاهزادهٔ آز‌اده هلاکوخان‌بن شجاع السلطنه می‌فرماید: بر یاد صبوحی به رسم مستان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۵ - در مدح شاهزادهٔ گردون و ساده فریدون میرزا فرمانفرمای فارس می‌فرماید: به عزم پارس دل پارسایم از کرمان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۶ - د‌ر ستایش شاه مبرور محمدشاه غازی طاب‌الله ثراه‌ گوید: به عید قربان قربان‌کنند خلق جهان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۷ - د‌ر مدح خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه مغفور و شجاع السلطنه فرماید: پدری و پسری سایه و نور یزدان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۸ - و من افکار طبعه فی‌المدیحه: تاج دولت رکن دین غیث زمین غوث زمان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۹ - در مدح جناب حاجی و شاهنشاه مبرور محمد شاه غازی: چو رای خواجه اگر پیر‌ گشته است جهان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ - و له فی المدیحه: خلق را چون آفرید از لطف خلاق جهان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۱ - د‌ر مدحت مرحوم مغفور حاج حسن‌خان شیرازی می‌فرماید: در دور دارای زمین در عهد خاقان زمان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۲ - د‌ر ستایش ‌دو شاهزاده آزاده حسینعلی میرزای فرمانفرما و حسنعلی میرزا شجاع السلطنه گوید: دو خورشد جهانگیرند از یک آسان نابان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۳ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام‌الدوله فرماید: دوش اندر خواب دیدم بر قد سروی جوان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۴ - فی‌المدیحه ایضاً: دوش چون شد رشتهٔ پروین عیان از آسمان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۵ - د‌ر مدحت جناب حاج میرزا آقاسی رحمه ا‌لله می‌فرماید: ز خلق خواجهٔ عالم ز رای مهتر دوران

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۶ - در ستایش مرحوم مبرو‌ر شجاع ا‌لسلطنه حسنعلی میرزا طاب‌الله ثراه می‌فرماید: ساقی در این هوای سرد زمستان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۷ - و له فی المدیحة: صبح برآمد به ‌کوه مهر درخشان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۸ - د‌ر ستایش صدر اعظم در باب فتنهٔ باب گوید: صدر اعظم شد چو بخت شهریار از نو جوان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۹ - بر سبیل تغزل و ترکیب‌بند گوید: گر خضر دهد آب بقایت به زمستان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۰ - در مدح د‌و شاهزاد‌هٔ آزاده محمد قلی میرزا الملقب به ملک‌آرا و شجاع السلطنهٔ مغفور طاب الله ثرا هما فرماید: گشته در برجی دو نجم سعد گردون را قران

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱ - د‌ر مدح پسرهای شجاع السلطنه مغفور طاب ا‌لله ثراه فرماید: مرا در شش جهت از پنج تن خاطر بود شادان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۲ - در مدح شاهزاده آزاده شجاع ا‌لسلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طاب‌الله ثراه فرماید: نادرترین اشیا نیکوترین امکان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۳ - و له فی المدیحه: نظام مملکت از خنجر بهادرخان

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۴ - در مدح هژبر سالب علی‌بن ابیطالب صلوات ا‌لله و سلامه علیه ‌گوید: رسم‌عاشق نیست با یک‌دل دو دلبر داشتن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۵ - در مدح حاج میرزا آقاسی طاب ا‌لله ثراه گوید: عید دان چیست لب چون عید خندان داشتن

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۶ - در ستایش شاهزادهٔ آزاد شجاع السلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طاب‌ لله ثراه فرماید: آوخ آوخ‌که شد پسرعم من

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۷ - در مدح شجاع السلطنه حسنعلی میرزا: رود آمون‌ گشت هامون ز اشک جیحون‌زای من

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۸ - د‌ر مدح شاهزادهٔ آزاده مؤیدالدوله طهماسب میرزا فرماید: از چه نگویم سپاس ایزد بیچون

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۹ - در ستایش پادشاه خلد آشیان محمدشاه غازی طاب‌الله ثراه فرماید: ای ترک من ای عید تو چون روی ‌تو میمون

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۰ - وله فی المدیحه: منجر چون تافت مهر ازکاخ‌گردون

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۱ - در هزل و مطایبه گوید: یازده ساله کودکی هست به کاخم اندرون

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۲ - د‌ر مدحت عمدهٔ الخوانین العظام شمس الدین خان افغان می‌فرماید: آفتاب زمانه شمس‌الدین

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۳ - د‌ر ستایش حاج میرزا آقاسی رحمه‌لله فرماید: از بوی بهار و فر فروردین‌

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۴ - در ستایش میرزا تقی‌خان امیرنظام‌ گوید: امسال ‌گویی از اثر باد فرودین

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۵ - د‌ر ستایش صدراعظم د‌ام اجلاله فرماید: به راغ و باغ گذرکرد ابر فروردین

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۶ - فی المدیحه: حبذا تشریف شاهشاه دریا آستین

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۷: خوش بود خاصه فصل فروردین

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۸ - در ستایش محمدشاه غازی طاب الله ثراه فرماید: در ملک جم ز شوق شهنشاه راستین

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۹ - و من نوادر طبعه: دوش چو سلطان چرخ ‌گشت به مغرب مکین

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۰ - وله ایضاً: دوش ‌که شاه اختران والی چرخ چارمین

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۱ - وله فی المدیحه: عیدست و آن ابرو کمان دلدادگان را درکمین

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۲ - د‌ر مدح محمد شاه غازی انارالله برهانه‌ گوید: ماه دو هفت سال من آن یار نازنین

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۳ - د‌ر مطایبه‌ گوید: ماه من دارد ز سیم ساده یک خرمن سرین

و

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۴ - د‌ر مدح هلاکو خان بن شجاع السلطنه مرحوم فرماید: آن خال سیه از بر آن نرگس جادو

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۵ - در مدح پادشاه خلد آشیان محمدشاه مغفور طاب الله ثراه فرماید: الحمدکه آمد ز سفر موکب خسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۶ - در مدح نجفقلی میرزای وا‌لی پسر حسینعلی میرزای فرمانفرما فرماید: ای ترک من ای مهر سپهرت شده هندو

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۷ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزای فرمانفرما فرماید: دوش چو بنهفت نوعروس ختن رو

ه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۸ - د‌ر مدح شاهنشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه خلد لله ملکه و اقباله‌ گوید: باز سرسبز شد زمین ز گیاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۹ - د‌ر ستایش پادشاه رضوا‌ن جایگاه مغفور محمدشاه مبرور طاب ثراه فرماید: دو چشم باز و دوگوشم فراز مانده به راه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۰ - د‌ر مدح شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب ثراه گوید: روز آدینه شدم بر در خلوتگه شاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۱ - در مدح صدراعظم: دوش چون‌گشت‌جهان از سپه‌زنگ سیاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۲ - د‌ر مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غا‌زی طاب‌ا‌لله ثراه گوید: شد عید و مه روزه سفرکرد به اکراه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۳ - د‌ر ستایش جناب اشرف امجد صدراعظم دام‌ظله و جناب جلالت مآب نظام ا‌لملک دام شوکته ‌گوید: صدراعظم آفتابست و نظام‌الملک ماه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۴ - در ستایش وزیر بی نظیر میرزا ابواقاسم قائم مقام فرماید: مگوگناه بود بر رخ نگار نگاه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۵ - ایضاً د‌ر مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه قاضی طاب ثراه: شاها ز ساغر لب ساقی شراب خواه

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۶ - در مدح معتمدالدوله منوچهرخان ‌گوید: ماه من در جمع تا چون شمع چهر افروخته

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۷ - در مدح شاهزاده ی مبرور شجاع السلطنه مغفور حسنعلی میرزا فرماید: عبدس و ساقی در قدح‌، صهبا ز مینا ریخته

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۸ - و له فی المدیحه: عیدست و جام زرنشان از می‌گران‌بار آمده

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۹ - مطلع ثانی: جشنی ز نوروز عجم‌ کاراستش جمشید جم

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۰ - در ستایش پادشاه علیین جایگاه محمدشاه غازی: ای برده غمت تاب ز دل خواب ز دیده

ی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۱ - د‌ر مدح شاهزاد‌ه حسنعلی میرزای شجاع‌ا‌لسلطنه فرماید: بناز ای طوس بر راز و ببال ای خاوران بر ری

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۲ - در مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب الله ثراه گوید: سرو سیمین مرا از چوب خونین‌ گشت پای

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۳ - در مدح شاهزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرماید: ای دفتر گل از ورق حسن تو بابی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۴ - در نسبت ممکن و واجب و هژبر سالب علی بن ابی‌طالب علیه السلام گوید: حمد بیحد را سزد ذاتی‌که بی همتاستی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۵ - در توصیف زلف و تخلص بنام نامی مظهرالعجایب غالب کل غالب علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام گوید: تو ای نیلوفر بویا که خورشیدت دلیلستی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۶ - له من‌ کلا‌مه: نهانی از نظر ای بی‌نظیر از بس عیانستی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۷ - در مدح مقر بالخاقان معتمدالدوله منوچهر‌خان فرماید: ماه من ماند به سر و ار سرو جولان داشتی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۸ - و له من کلا‌مه: تبارک ای نگار خلّخی ای ماه نوشادی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۹ - و له فی المدیحه: گشودی زلف قیرآگین جهان را قیروان‌کردی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۰ - و له فی المدیحه: آوخا کز کین چرخ چنبری

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۱ - در مدح جناب شریعتمدار حجة‌الاسلام آقا محمد مهدی کلباسی گوید: ای زلف یار من از بس معنبری

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۲ - در ستایش شاهزاده آزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرماید: دوش درآمد از درم آن مه برج دلبری

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۳ - و له فی المدیحه: عقرب جراره دارد ماه من بر مشتری

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۴ - د‌ر مدح امیرالامراء حسن‌خان نظام‌الدوله و تاریخ حفر قنوات سته د‌ر مملکت فارس گوید: به‌ گیسو روی آن ترک تتاری

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۵ - و له فی المدیحه: ای زلف عزم سرکشی از روی یار داری

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۶ - در ستایش شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب‌الله ثراه گوید: ای زلف یار چرا آشفته و دژمی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۷ - و له من‌ کلامه: ترک کشتی‌گیر من میل شنا دارد همی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۸ - و له فی المدیحه: اگر هرکس نماید میش را در عید قربانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۹ - د‌ر مدح امیرالامراء ا‌لعظام حسین‌خان نظام‌الدوله فرماید: ای ترک سیه‌چشم سراپا همه جانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۰ - د‌ر تزکیهٔ نفس ناسوتی و توجه به عالم لاهوتی و اشاره به مدح خامس آل ‌عبا سیدالشهدا علیه السلام: ای دل چو تو حالی صفت خویش ندانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۱ - در ستایش امیر بی نظیر الله قلیخان ایلخانی قاجار فرماید: ای روی تو فهرست شادمانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۲ - و لی فی المدیحه: ای مار سیاه جعد جانانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۳ - و له فی المدیحه: به تار زلف دوتا چون نظرکنی دانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - د‌ر مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غا‌زی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید: بود این نکته در حکمت‌سر‌ای غیب برهانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۵ - در مدح شاهزادهٔ آزاده هلاکوخان بن شجاع ا‌لسلطنهٔ مرحوم فرماید: تعالی‌الله‌ که شد معمار انصاف جهانبانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۶ - در ستایش جناب جلالت مآب میرزا کاظم نظام الملک دام مجده گوید: چو دولت جمع ‌گردد با جوانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۷ - د‌ر مدح اسدالله الغالب علی‌بن ابیطالب علیه السلام و ستایش محمد شاه مرحوم: سروش غیبم‌گوید به‌گوش پنهانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۸ - د‌ر مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طاب‌الله ثراه گوید: دلکی هست مرا شیفته و هرجایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۹ - در مدح هژبر سالب و شهاب الله الثاقب اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام گوید: شبی‌گفتم خرد راکای مه‌گردون دانایی