گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
قطران تبریزی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «از طعنه بدگوی و ز بیغاره دشمن» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ن» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
د
ر
س
ش
غ
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: بتی بروی چو لاله شکفته بر دیبا - تنم اسیر بلا کرد و دل اسیر هوا

شمارهٔ ۲: دلا تا کی همی جوئی منی را - چه داری دوست هرزه دشمنی را

شمارهٔ ۳: مرا بی وفا خواند آن بی وفا - که هرگز نگوید سخن بی جفا

شمارهٔ ۴: ای همیشه جان بدخواهان فکنده در بلا - بر تو بهروزی و پیروزی همیشه مبتلا

شمارهٔ ۵: ای مایه شده دیدن تو روزبهی را - بایسته و شایسته بهی را و شهی را

شمارهٔ ۶: نبود صعبتر از هجر بتان هیچ عذاب - که شب و روز جدا دارد از من خور و خواب

شمارهٔ ۷: اگر به بستان آسیب دید نار از سیب - بخانه باز پشیمان شده است از آسیب

شمارهٔ ۸: سر و بالائی که دارد بر سر گل مشگ ناب - آفت دلهاست و اندر دیده ام چون آفتاب

شمارهٔ ۹: ز اول اردی بهشت گشت جهان چون بهشت - از قبل آنکه درد شاه جهان را بهشت

شمارهٔ ۱۰: بسرای سپنج مهمان را - دل نهادن بممسکی نه رواست

شمارهٔ ۱۱: ای آنکه چون تو زیر فلک شهریار نیست - آمد بهار خرم و کس شاد خوار نیست

شمارهٔ ۱۲: ای آنکه مر ترا بجهان در نظیر نیست - آنکو خطر نیافت ز فیضت خطیر نیست

شمارهٔ ۱۳: چو باد خزان بگذرد بر درخت - کند پرنیان بر تنش لخت لخت

شمارهٔ ۱۴: شهریارا خرمی کن کاول شهریور است - با دلارامی که با هر شادئی اندر خور است

شمارهٔ ۱۵: تا نگارین من سرائی گشت - پیشه من غزل سرائی گشت

شمارهٔ ۱۶: مرغ وفا برون ز جهان آشیان گرفت - عنقا صفت ز عالم وحدت کران گرفت

شمارهٔ ۱۷: همیشه شاه شدادی ز بخت خویشتن شاد است - بملک اندر چو پرویز است و بد خواهش چو فرهاد است

شمارهٔ ۱۸: این جهان را سایه تو باد بر سر جاودان - زانکه چندانی که هستی این جهان جان پرور است

شمارهٔ ۱۹: گوشی که در حلقه او بود لفظ تو - مالیده سفاهت هر بدگهر شده است

شمارهٔ ۲۰: ای شهی کز مهر تو چون بهرمان گردد چمست - جام می بستان که عید فرخ و جشن جمست

شمارهٔ ۲۱: بهشت من بدو گیتی بجز سرای تو نیست - مرا بهشت و سرا هم بجز برای تو نیست

شمارهٔ ۲۲: تا ماه مرا رفتن با خیل و سپاه است - هر روز مرا دل بره و دیده براه است

شمارهٔ ۲۳: ای با خدای و با همه خلق خدای راست - از داد و راستی همه پیروزئی تراست

شمارهٔ ۲۴: بدست تو ملکا ملک خسروانی هست - بدین جهانت فرمان و کامرانی هست

شمارهٔ ۲۵: بار خدایا ز مرگ منت چه آید - بی گنهان را ز غم مکش که نشاید

شمارهٔ ۲۶: ملکان را ز آسمان کبود - چون تو هرگز کریم و راد نبود

شمارهٔ ۲۷: فراق دیدن جانان دل و جانم دژم دارد - دلم پر آب و چین دارد تنم پر تاب و خم دارد

شمارهٔ ۲۸: اسب طرب و عیش تو ای شاه بزین باد - جان و تن خصمان تو پیوسته بزین باد

شمارهٔ ۲۹: خدایگان جهان را طبیب دارو داد - موافق آمد از بهر آنکه نیکو داد

شمارهٔ ۳۰: ماهی دل من بر دو دل خویش بمن داد - من هستم از او خرم و او هست ز من شاد

شمارهٔ ۳۱: دل مسکین مرا کژدم دوری بگزید - تا برفت آن صنم دلبر و دوری بگزید

شمارهٔ ۳۲: رنگ زمین زرد گشت و طبع هوا سرد - رطل می سرخ گیر بر بهی زرد

شمارهٔ ۳۳: خدایگانا با تو زمانه ساخته باد - دلت فروخته باد و تنت فراخته باد

شمارهٔ ۳۴: خدایگانا چشم دلت فروخته باد - بآتش غم جان عدوت سوخته باد

شمارهٔ ۳۵: چو باد خزان بر درختان وزید - همه کس بموی خز اندر خزید

شمارهٔ ۳۶: تا جهان باشد بکام و نام شاهنشاه باد - آفتابش تاج باد و آسمانش گاه باد

شمارهٔ ۳۷: شاه شدادی همیشه تندرست و شاد باد - تا گل و شمشاد باشد با گل و شمشاد باد

شمارهٔ ۳۸: یاد نیاری ز قندهار وز نو شاد - نیز نگوئی حدیث بصره و بغداد

شمارهٔ ۳۹: جان بدخواهان تاج خسروی رنجور باد - گنج شادی را همیشه جان او گنجور باد

شمارهٔ ۴۰: دولت خورشید شاهان جاودان بر پای باد - ملکت امید میران سرمدی بر جای باد

شمارهٔ ۴۱: آنچه ایزد خواست کرد و آنچه مردم خواست داد - شاه را بالنده کرد و تن درستش کرد شاد

شمارهٔ ۴۲: کمان برم که درین روزگار تیره چو شب - بخفت چشم مروت بمرد مادر جود

شمارهٔ ۴۳: خدایگانا دائم ترا سلامت باد - همیشه از بر تو تاج بر علامت باد

شمارهٔ ۴۴: همیشه چشم دل و جان شاه روشن باد - بروز مردیش از فتح ترک و جوشن باد

شمارهٔ ۴۵: جایگاه شاه یا برگاه یا بر تخت باد - وز بداندیشان او روی زمین پردخت باد

شمارهٔ ۴۶: از بلای دهر جان شاه گیتی فرد باد - جان بدخواهان او جفت بلا و درد باد

شمارهٔ ۴۷: چو چرخ باد خزان را بباغ راه دهد - ببرگ سبز رزان باد رنگ کاه دهد

شمارهٔ ۴۸: بجز نشاط و طرب طبع تو طلب نکند - کسی بود که ترا بیند و طرب نکند

شمارهٔ ۴۹: خسروا طبع تو روز و شب نشاط آلود باد - دشمنانت را ز دیده روی خون پالود باد

شمارهٔ ۵۰: خسروا گر دون بتاج و تخت تو محتاج باد - کار تو با ناز جفت تخت و جام و تاج باد

شمارهٔ ۵۱: خدایگان جهان را ز بخت یاری باد - عدیل دولت و اقبال و بختیاری باد

شمارهٔ ۵۲: بر سبزه همی آب روان آب دواند - وز شاخ همی باد خزان برگ فشاند

شمارهٔ ۵۳: دولت شاه جهان پاینده چون خورشید باد - ملک وعمر او چو عمر و ملکت جمشید باد

شمارهٔ ۵۴: بباغ برگ بدینار جعفری ماند - ز برگ باغ بمنسوج ششتری ماند

شمارهٔ ۵۵: این چه بند است که بر من غم آن ماه نهاد - دل من بر دوره خون زد و دیده بگشاد

شمارهٔ ۵۶: اگر بمهر من آن ماه را نیاز آید - چنانکه زود برفتست زود باز آید

شمارهٔ ۵۷: آن را که همی جست و دلم بخت بمن داد - اکنون بستاند دلم از ناز و طرب داد

شمارهٔ ۵۸: تا آفریدگار مرا رای و هوش داد - بی کس ترم نیاید از خویشتن بیاد

شمارهٔ ۵۹: هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید - از جان و دلم انده دیرینه برآید

شمارهٔ ۶۰: شد اسیر آن بت کو دلبر و جنگ آور بود - شمع صد مجلس و پیرایه صد لشگر بود

شمارهٔ ۶۱: ای آنکه همیشه دل تو رادی جوید - طبع تو همه گرد در رادی پوید

شمارهٔ ۶۲: ملکا کار تو بسامان باد - کار اعدای تو پریشان باد

شمارهٔ ۶۳: خدایگانا چرخ برین زمین تو باد - بروز کوشش روح الامین امین تو باد

شمارهٔ ۶۴: مخالفان ترا گردن ای ملک زده باد - بتیر محنتشان دیده دل آژده باد

شمارهٔ ۶۵: هرکه را دهر از عمادالدین بدل دوری دهد - جانش را جاوید پیش دیو مزدوری دهد

شمارهٔ ۶۶: مرا رنج بسیار و کم روزگار - بشادی کسم نیست آموزگار

شمارهٔ ۶۷: آذر فرو زو می خور شاها بماه آذر - آیین ماه آذر بوی می است و آذر

شمارهٔ ۶۸: ای مکان سعد و کان جاه و ارکان ظفر - جشن فروردین فرخ بر جهان افکند فر

شمارهٔ ۶۹: ایا ز عز و شرف تاج برنهاده بسر - زمانه بر ده همه عمر دشمنانت بسر

شمارهٔ ۷۰: تا هست جان مؤمن بدخواه جان کافر - نوروز باد خرم بر میر ابوالمظفر

شمارهٔ ۷۱: برخیز و بمیخانه خرام ای بت کشمیر - می خور که بمی گردد اندوه جوان پیر

شمارهٔ ۷۲: ای وصل تو آب و هجر تو آذر - ماننده تو نزاید از مادر

شمارهٔ ۷۳: ای چون بهشت مجلس و چون آسمان حصار - تا روز حشر باد در او شاد شهریار

شمارهٔ ۷۴: ای افسر زمانه و ای شاه روزگار - از دولت آفرید ترا آفریدگار

شمارهٔ ۷۵: ای بسته جفا با دل و گشته ز وفا دور - کرده دل من زار بقول و سخن زور

شمارهٔ ۷۶: منم ز حسرت دیدار یار زار و نزار - همی بگریم چون ابر نوبهاری زار

شمارهٔ ۷۷: ای توئی بیچارگان را چاره و فریادرس - ایزد از هر دو بند و سختی مر ترا فریادرس

شمارهٔ ۷۸: بوصل اندرون یافتم کام خویش - رهاندم ز دام غم اندام خویش

شمارهٔ ۷۹: دلشاد نشستم بمقام پدر خویش - برغم نکند سرد دلم رهگذر خویش

شمارهٔ ۸۰: رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور - بخدمت آمد نیکو سگال و نیک اندیش

شمارهٔ ۸۱: خزان ببرد بهاء همه بهار ز باغ - ز برگ زرد بدینار زرد ماند راغ

شمارهٔ ۸۲: دیر پیوند بتی زود کسل - روی بر تافته زین تافته دل

شمارهٔ ۸۳: ایا چراغ شهان جهان امیر اجل - بدست مایه پیروزی و بتیغ اجل

شمارهٔ ۸۴: به او رمز دو مه تیر ای امید کرام - نبید خوردن بر خویشتن مدار حرام

شمارهٔ ۸۵: ای بکریمی چو ابر دختر شاه کریم - ماهت خاک قدم ملکت واصلت قدیم

شمارهٔ ۸۶: هرگه که من از طلعت تو دور بمانم - چون ماه ز روی خور بی نور بمانم

شمارهٔ ۸۷: زان زرد شد از داغ و درد رویم - زیرا که بوصل تو نیست رویم

شمارهٔ ۸۸: آرزومند روی جانانم - برود زار زو همی جانم

شمارهٔ ۸۹: هرگه که من بزلف وی اندر نگه کنم - شادی و خرمی ز دل خویش برکنم

شمارهٔ ۹۰: از دوست بمن دوش نشان آمد و پیغام - پیغام دل افروز و نشانهای غم انجام

شمارهٔ ۹۱: نهادم بر جدائی دل نهادم - نیایی تا تو باشی نیز یادم

شمارهٔ ۹۲: خدای داند کز غم چگونه رنجورم - غمان گیتی گنج است و من چو گنجورم

شمارهٔ ۹۳: هان صائم نواله این سفله میزبان - زین بی نمک ایا منه انگشت بر دهان

شمارهٔ ۹۴: سرنگون مانده است جانم زان دو زلف سرنگون - لاله گون گشته است چشمم زان دو لعل لاله گون

شمارهٔ ۹۵: فراز و نشیب است روی زمین - متاز ای برادر گشاده عنان

شمارهٔ ۹۶: به تبریز خانه برین بر زمین؟ - بکردم بدینار و در ثمین

شمارهٔ ۹۷: آن کس که بیک چشم زدن برد دل من - زد آتش افروخته در آب و گل من

شمارهٔ ۹۸: ای زدوده دل و زدوده سخن - تازه گشت از تو روزگار کهن

شمارهٔ ۹۹: بوستان زرد شد ز باد خزان - تا هوا سرد شد ز باد بزان

شمارهٔ ۱۰۰: گر ندیدی بهشت و حورالعین - اینک این مجلس امیر ببین

شمارهٔ ۱۰۱: آرامش جان من آرام روان من - روشن بتو چشم من شادان بتو جان من

شمارهٔ ۱۰۲: آواره شد از مسکن و مأوا صنم من - از طعنه بدگوی و ز بیغاره دشمن

شمارهٔ ۱۰۳: از یار بریدن بسزا وار گزیدن - مستم ز بنفشه بسمن برگ گزیدن

شمارهٔ ۱۰۴: ای دل ترا بگفتم کز عاشقی حذر کن - بگذار نیکوان را وز مهرشان گذر کن

شمارهٔ ۱۰۵: بر گرد مه ز عنبر ما هم زده سماطین - چندین هزار خوبی پنهان بزیر زلفین

شمارهٔ ۱۰۶: ایا شده ز تو مدحت گران و زر ارزان - هنر نمائی و سرمایه هنرورزان

شمارهٔ ۱۰۷: ای آفتاب روشن تابان میان گلشن - آرام شهر مائی نام تو شیر اوژن

شمارهٔ ۱۰۸: آن کس که گشت ایران ویران بدست او - بسپرد جان بدولت بر شهریار نو

شمارهٔ ۱۰۹: خداوندا بپیروزی همه گیتی گشادی تو - ز بخت و دولت پیروز ماه و سال شادی تو

شمارهٔ ۱۱۰: اکنون دهند خصمان ای شاه کام تو - واکنون کنند جان جهان را بنام تو

شمارهٔ ۱۱۱: ای شهریار یار تو بس کردگار تو - اندیشه نیست گر نبود خلق یار تو

شمارهٔ ۱۱۲: ای خسرو جوان و جوانبخت گاه نو - در خور چو اول شب شوال ماه نو

شمارهٔ ۱۱۳: ایا خسرو راد آزاده خو - ترا داده ایزد همه آرزو

شمارهٔ ۱۱۴: شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تو - وز فراق روی تو بگداختم چون موی تو

شمارهٔ ۱۱۵: امیر ابر تو فروردین فرخ باد فرخنده - مبراد از دلت شادی مبراد از لبت خنده

شمارهٔ ۱۱۶: شد از بهار خجسته سپاه برد شکسته - بر اوستاد موفق بهار باد خجسته

شمارهٔ ۱۱۷: ای بند بلا دیده و از بند بجسته - مردانه شده آمده بر شهر خجسته

شمارهٔ ۱۱۸: ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله - خصم تو روبهست و حسام تو بنگله

شمارهٔ ۱۱۹: ای جان بدسگالان جفت گداز کرده - وی طبع نیک خواهان انباز ناز کرده

شمارهٔ ۱۲۰: دلی دیدم بسی تیمار دیده - فراوان سختی و خواری کشیده

شمارهٔ ۱۲۱: شد پیر جهان و شد جوان باده - وز نقش و نگار باغ شد ساده

شمارهٔ ۱۲۲: ای نیکخوی مردم ای نیک خوی شاه - تو نیکخواه شاه و ترا بخت نیکخواه

شمارهٔ ۱۲۳: شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده - تا من نیم آن روی دلارام تو دیده

شمارهٔ ۱۲۴: ای بگرد روز از شب قمر آورده - گرد مشگین بگرد قمر آورده

شمارهٔ ۱۲۵: بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به - زلفین تو ببوی ز مشک سیاه به

شمارهٔ ۱۲۶: مشوش است دلم از کرشمه سلمی - چنانکه خاطر مجنون ز طره لیلی

شمارهٔ ۱۲۷: مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب - چه آب جویم از جوی خشک یونانی

شمارهٔ ۱۲۸: ای درم یافته از دست تو ارزانی - ای کرم داشته ایزد بتو ارزانی

شمارهٔ ۱۲۹: ای همه از رادی و از راستی - جان و دل از راستی آراستی

شمارهٔ ۱۳۰: ای گشته یادگار ز کردار تو شهی - دیدار تو مبارک و گفتار تو بهی

شمارهٔ ۱۳۱: ای شاه جهانگیر جهاندار جهانجوی - عید است و لب یار و لب جام و لب جوی

شمارهٔ ۱۳۲: خدایا بر جهانم کام و فرمان روان دادی - بمدح و آفرین من زبان خلق بگشادی

شمارهٔ ۱۳۳: ای همه رادی و راستی و درستی - یافتی از روزگار آنچه که جستی

شمارهٔ ۱۳۴: شاه زمینی و پادشاه زمانی - جز بفریدون با هیچ خلق نمانی

شمارهٔ ۱۳۵: خدایگانا کار جهان شناخته ئی - بتیغ سر ز همه مهتران فراخته ئی

شمارهٔ ۱۳۶: بپیروزی شدی شاها که باز آئی بپیروزی - سر هرکس تو افرازی دل هرکس تو افروزی

شمارهٔ ۱۳۷: خداوندا تن خصمان برنج اندر بفرسودی - معادی بر زیان از تو تو از تائید بر سودی

شمارهٔ ۱۳۸: ای پیشه تو رامش و پیروزی و بهی - گل رفت و لاله رفت و ترنج آمد و بهی

شمارهٔ ۱۳۹: ای طبع تو سرشته ز رادی و راستی - دور از روان تو کژی و نارواستی

شمارهٔ ۱۴۰: ای سر رادان و راستان بدرستی - روی زمین از بلای بخل بشستی

شمارهٔ ۱۴۱: همی گذشت بکوی اندرون بت مشکوی - ز روی او شده جای نشاط و رامش کوی

شمارهٔ ۱۴۲: دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای - تنم بغربت و دل با تو مانده اندر وای

شمارهٔ ۱۴۳: ای آفتاب شاهان شاهی و بی قرینی - پاک از همه بلائی چون گیتی آفرینی

شمارهٔ ۱۴۴: کجائی تو این راحت جان کجائی - کجائی که هر چند خوانم نیائی

شمارهٔ ۱۴۵: چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی - دادند بمن خط بملک دو جهانی

شمارهٔ ۱۴۶: آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی - از روی او دلم نشکیبد به هیچ روی

شمارهٔ ۱۴۷: ای میر اگر تو قصد بخان حرم کنی - اطراف او برتبت باغ ارم کنی