دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای
تنم بغربت و دل با تو مانده اندر وای
بلای تن ز دلم هست کاشکی همه سال
تنم بنزد تو بودی و دل بدیگر جای
دعا کنم بخدای جهان همه شب و روز
مگر رسد بمن آن روی و موی شهر آرای
ز دود و تف دلم روی آسمان بنهفت
دعای من نرود زین سپس همی بخدای
مکوش بار خدایا بخون بنده خویش
که بندگان بفزایند جاه بار خدای
سرای من بتو آراسته است مالامال
که سرو کبک خرامی و ماه جنگ سرای
اگر تو نیز نیائی همی چه کمتر از آن
که چون پیام فرستی بمن که خیز و بیای
بجان بخرم پیوند مهر تو نه بدل
بسر بیایم نزدیک تو همی نه بپای
اگر ببینی بخشودنی ز من بجهان
اگر کسی را بخشودئی مرا بخشای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای شاهی میپردازد که درخشان و بینقص است. آفتاب شاهان به معنای روشنایی و قدرت اوست و او را از تمام بدیها و مشکلات پاک میداند. این شاه با راستگویی و دوستی با مردم شناخته میشود و تمامی شاهان دیگر را به دلیل خرد و کاریزمایش تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر به بلندی همت و دانایی او اشاره کرده و از او به عنوان نماد درستکاری و بخشش یاد میکند. در نهایت، او را به عنوان برترین شاه و حقیقتجو معرفی میکند که با زیارتکنندگان با محبت و خواستههای حقیقی برخورد میکند.
هوش مصنوعی: دل من در جایی دیگر است و بدنم در جایی دیگر. بدنم در غربت به سر میبرد و دل من همچنان با تو مانده و در این شرایط به شدت ناراحت و غمگین است.
هوش مصنوعی: درد و رنج من از دل است، کاش هر سال جسمم پیش تو بود و دل من جای دیگری.
هوش مصنوعی: هر شب و روز برای خداوند جهان دعا میکنم، امید دارم که آن چهره زیبا و موهای دلانگیز به من برسد.
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که دارم، دلام را به آسمان میسپرمو از خدا میخواهم که دعاهایم بیجواب نماند.
هوش مصنوعی: ای خدا، برای بندگانت تلاش نکن و به خاطر خون آنها فساد به بار نیاور، چرا که اگر چنین کنی، بندگان بیشتری به عذاب میافتند.
هوش مصنوعی: خانه من به زیبایی تزیین شده و پر از نعمت است، چرا که مانند سرو بلند و زیبای گلادیوس و ماه در شگفتی در آن جا پایکوبی میکند.
هوش مصنوعی: اگر تو هم به من نیایی، پس چه تفاوتی دارد با این که پیام بدهی که بیایم و تو را ببینم؟
هوش مصنوعی: من برای حفظ پیوند عشق تو جانم را فدای تو میکنم، نه اینکه به خاطر نفعی به تو نزدیک شوم، بلکه به خاطر عشق و محبت حقیقیام به توست که میخواهم نزدیکت باشم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دنیا به خاطر من ببخشد، پس تو هم مرا ببخش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپید برف برآمد به کوهسار سیاه
و چون درونه شد آن سرو بوستان آرای
و آن کجا بگوارید ناگوار شدهست
و آن کجا نگزایست گشت زود گزای
چو آفرید بتا روی تو ز دوده خدای
مجوی فتنه و روی ز دوده را مزدای
بعارض تو آن گرد مشک سوده بسست
بچشم سرمه مکن ، خلق را بلا منمای
بلای تافته جعدت بسست بر دل خلق
[...]
همی سراید چنگ آن نگار چنگسرای
نبید باید و خالی ز گفتگوی سرای
غذای روح سماعست و آن شخص نبید
خوشا نبید کهن با سماع طبع گشای
نبید تلخ و سماع حزین و روی نکو
[...]
به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
نبود خواهم ساکن دو روز در یک جای
دو پای دارم چار دگر بباید از آنک
به هفت کشور نتوان رسید بیشش پای
چنان زندگانی کن ای نیک رای
[...]
بفر صاحب دولت نصیرالدین خدای
بهشت وار بیاراست این خجسته سرای
بهشتوار شود هر سر او هر مجلس
که کرد دیدن او صدر دین و دینارای
بجاه صاحب عادل شد اینسرای بهشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.