ای بند بلا دیده و از بند بجسته
مردانه شده آمده بر شهر خجسته
بنشین و طرب کن بمین و مطرب و معشوق
کز جستن تو هست عدو زار نشسته
از دست عدو راست چنان آمده اینجا
کز دست رود باز گرسنه سوی مسته
مات از قبل خویش بدست نسپردیم
یزدان جهان داد بما باز بدسته
خود کردی شیری و دلیری که بجستی
جز تو بجهان نیست کس آنجای بجسته
نگشاد در شادی تا تو نگشادی
کز بستن تو بود در شادی بسته
زانست قوی شیر بگردون که بهرگاه
از خود بتن خویش رسولست فرسته
آنکس که نمی خواست شکسته دل تو شاد
از گرز تواش زود شود پشت شکسته
آن باد پس رنجت و آن باد پس غم
خصمان همه آواره و ضدان همه خسته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف شخصی میپردازد که پس از رهایی از درد و رنج، با شجاعت و غرور وارد شهر شادی و خوشبختی شده است. او به جشن و سرور میپردازد و نشان میدهد که دشمنان او از پیروزیاش ناامید و خسته شدهاند. شاعر تأکید میکند که این فرد با دلیری و قدرت خود، در واقع سبب شادمانی دیگران شده و هیچکس به اندازه او در این جایگاه شجاع نیست. سرانجام، به تأثیر مثبت رهایی او بر محیط اطراف اشاره میشود و اینکه دشمنانش اکنون در عذاب و پریشانی هستند.
هوش مصنوعی: ای کسی که به سختیها و بلاها دچار شدهای و از آنها رهایی یافتهای، با شجاعت به این سرزمین خوشبخت آمدهای.
هوش مصنوعی: به آرامی بنشین و لذت ببر، به تماشای نوازنده و معشوق بپرداز، چرا که کسی که از تو دوری میکند، در حالی که در ذلت و زاری است، از تو دور شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که شخصی به دلیل فشار و تهدید دشمنان به جایی پناه آورده و حالا در این موقعیت، مانند کسی است که از دست رود فرار کرده و به خاطر گرسنگی به سوی کسی که میتواند به او کمک کند، میرود. این تصویر، ناکامی و ناچاری فرد را در مواجهه با مشکلات و در جستجوی نجات و امنیت نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ما از قبل به خودمان اجازه ندادیم که خود را به تقدیر واگذار کنیم، بلکه خداوند دنیا را به ما بازگرداند.
هوش مصنوعی: تو با شجاعت و قدرتی مانند شیر، خود را از دیگران متمایز کردهای و هیچکس در دنیا به اندازه تو برجسته و بینظیر نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در شادی را نگشایی، من هم در شادی را باز نخواهم کرد، زیرا بسته بودن شادی من به بسته بودن تو بستگی دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر آن است که شیر در آسمان قوی و توانمند است، زیرا در هر زمان که بخواهد، پیامبر خود را از وجود خود به سوی دیگران میفرستد.
هوش مصنوعی: کسی که نخواست تو را ناراحت ببیند، به زودی از ضربهای که به او زدهای، دلش میشکند.
هوش مصنوعی: آن باد که تو را زحمت و ناراحتی داده، اکنون به دشمنانت نیز زحمت و درد میدهد. همه آنها در حال آوارگی و خستگی هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آنکه تو را پیشه پرستیدن مخلوق
چون خویشتنی را چه بری پیش پرسته ؟
گویی که به پیرانه سر از می بکشم دست
آن باید کز مرگ نشان یابی و دسته
آبی چو یکی جوژک از خایه بجسته
چون جوژگکان از تن او موی برسته
مادرش بجسته سرش از تن بگسسته
نیکو و باندام جراحتش ببسته
قلب سپه ماست به یک حمله شکسته
با غمزه بگو تا نزند تیغ دو دسته
پیکان ز جگر جسته و زخمی شده جان هم
وین طرفه که تیرت ز کمانخانه نجسته
امید من از طایر وصل تو بریدهست
[...]
بس مرکب صحرائی بیصاحب خسته
بودند دوان هر طرف افسار گسسته
وان قوم بماننده افواج شکسته
هر سوی روان سوی عدم دست به دسته
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.