دلی دیدم بسی تیمار دیده
فراوان سختی و خواری کشیده
به غم پیوسته وز شادی گسسته
رمیده زان و با این آرمیده
خریده انده و شادی فرخته
فرخته راحت و زحمت خریده
به بند زلفک دلبند بسته
به خار غمزه خوبان خلیده
بپرسیدم کسی را کاین دل کیست
مرا گفت ای بلای عشق دیده
چنان گشتی که نشناسی دل خویش
دل تست اینکه هست از تو رمیده
بنالیدم چو نام دل شنیدم
بباریدم به رخ بر آب دیده
چو من بیهوش و بی دل باشد آری
اگرچه عاشقی باشد شمیده
بورزم مهر خوبان تا توانم
ندارم تن به رنج اندر خمیده
که من بسیار خوبان را گزیدم
ندیدم چون تو خوبی را گزیده
نداند تلخی هجران کسی کو
نباشد تلخی هجران کشیده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به گذر زمان و تغییرات آن اشاره میکند. او به پیری جهان و جوانی باده اشاره میکند و بیان میکند که طبیعت و زیباییهای آن دیگر مثل گذشته نیستند. به جای لاله، نشانههایی از سیب وجود دارد و این تغییرات به نوعی نمادین به تصویر کشیده شدهاند. همچنین شاعر به شادکامی و لذتهای زندگی با اشاره به جوانی و نشاط اشاره میکند، و در نهایت به جوانی جاودان و خوشبختی در کنار باده و موسیقی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من دلی را دیدم که بسیار در رنج و سختی و آزار بوده است.
هوش مصنوعی: غم همواره همراه من است و شادی از من دور شده. من از غم فرار کردهام و با این غم به آرامش رسیدهام.
هوش مصنوعی: خوشحالی و آرامش را به دست آوردهاند و در عوض، تلاش و زحمت را به فروش گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: زلفهای دلبر که به زیبایی درهم پیچیدهاند، در میان بخار اشکهای غمناک خوبان، جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: پرسیدم از کسی که این دل متعلق به کیست، او گفت: "این دل، گرفتار بلای عشق است."
هوش مصنوعی: تو آنقدر دچار مشغله و درگیر مسائل شدهای که دیگر خودت را نمیشناسی. دلت از تو دور شده و احساس جدایی میکند.
هوش مصنوعی: وقتی نام دل را شنیدم، به شدت غمگین شدم و اشکهایم همچون باران از چشمانم جاری شد.
هوش مصنوعی: وقتی کسی مانند من بیحس و بیدل باشد، حتی اگر او را عاشق بدانند، واقعاً چنین نیست.
هوش مصنوعی: من تا زمانی که توان دارم در محبت زیباییها میکوشم و به عشق آنها پا بر جا هستم، حتی اگر دور و برم پر از مشکلات باشد.
هوش مصنوعی: من بسیاری از زیباها را انتخاب کردهام، اما هرگز کسی را مانند تو که خوب و زیبا باشد، ندیدهام.
هوش مصنوعی: کسی که خود درد جدایی را تجربه نکرده باشد، نمیداند چقدر جدایی میتواند تلخ و دردناک باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شود خون جگر از دل چکیده
که آب آتشین آید ز دیده
از اختر، کِی بُوَد روزِ گُزیده،
بَدِ بَهرام و کیوان زو بریده؟
ایازی خاص و از خاصان گزیده
ز مسعودی به محمودی رسیده
بحقّ چار یار برگزیده
که دورم مفگن ای نور دو دیده
ستوده شمس دین ای صبح لفظت
بمهر از مشرق معنی دمیده
هم از لفظت معانی فخر کرده
هم از معنیت دعوی بگرویده
مقالت همچو اخبارت ستوده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.