ای سر رادان و راستان بدرستی
روی زمین از بلای بخل بشستی
سرو نشاطی بباغ دولت رسته
نیک زدی شاخ و بیخ و نیکو رستی
تا تو بدی جز بکام شاه نرفتی
تا تو بدی جز مراد میر نجستی
هرچه تو خواهی همان بود بحقیقت
هرچه تو گوئی همان بود بدرستی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای سر رادان و راستان بدرستی
روی زمین از بلای بخل بشستی
سرو نشاطی بباغ دولت رسته
نیک زدی شاخ و بیخ و نیکو رستی
تا تو بدی جز بکام شاه نرفتی
تا تو بدی جز مراد میر نجستی
هرچه تو خواهی همان بود بحقیقت
هرچه تو گوئی همان بود بدرستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یک عشق ناچیز و دردناک میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق و احساسات متناقض خود صحبت میکند. عشق او باعث شده که دلی غمگین و زار داشته باشد و در عین حال، زیبایی معشوقش دل او را به وجد میآورد. او از جفا و بیوفایی معشوق گلایه میکند و به این نکته میپردازد که عشق واقعی و عشق به خوبان را نباید به سادگی از دست داد. شاعر در پایان ابراز امیدواری میکند که بختش تغییر کند و بتواند دل خود را به معشوق بسپارد.
هوش مصنوعی: ای بزرگواران و درستکاران، به درستی بر روی زمین از آفت بخل رهایی یافتهاید.
هوش مصنوعی: در باغ خوشبختی، درختی سرزنده و شاداب رشد کرده که به خوبی از زمین و ریشههای خود تغذیه کرده است.
هوش مصنوعی: هرگز به جز در پیشگاه پادشاه نیامدی، و هرگز به جز برای برآورده کردن آرزوی میرنجمید.
هوش مصنوعی: هر چه تو بخواهی، همان واقعیت است و حقیقت آنچه که تو میگویی، همان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای همه رادی و راستی و درستی
یافتی از روزگار آنچه که جستی
زود بمستی رسد ز دست زمانه
هرکه ترا خواهد از زمانه بمستی
دولت تو محکم است و بخت تو پیر است
[...]
گفتی مستم، بجان من گر هستی
مست آن باشد که او نداند مستی!
تا بر سر کبر و کینه هستی پستی
تا پیرو نفسِ بت پرستی مستی
از فکر جهان و قید و اندیشهٔ او
چون شیشهٔ آرزو شکستی رستی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.