|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی یک بتی میپردازد که دیر به او پیوند خورده و حالا زود از او دلزده شده است. او به زیباییهای چهره و موی این معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند راز عشق او را پنهان کند. شاعر در نهایت از دوری معشوق ناله کرده و احساس بیدلی و بیتابی خود را بیان میکند و از معشوق میخواهد که او را در این درد یاری کند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که عشق من به تو به تأخیر افتاده و دل من به خاطر شمعی که برای تو روشن کردهام، زود خسته و دلزده شده است.
هوش مصنوعی: با مویی که از آن، عطر مشک به مشام میرسد و با چهرهای که از زیباییاش، ماه شرمنده میشود.
هوش مصنوعی: نمیتوان رازهای درونی را از دیگران پنهان کرد، همانطور که نمیتوان نور ماه را با گل مخفی کرد.
هوش مصنوعی: این بیت به وصف زیبایی و نور ماه اشاره دارد، به طوری که میگوید ماه در حال حاضر به اندازهای روشن و زیباست که از زمان شروع یک ماه کامل (سی شب) و ده قسمت از چهل روز گذشته است. به عبارتی، ماه در حال حاضر در اوج زیبایی خود قرار دارد.
هوش مصنوعی: ای کاش تو جان و دل مرا بگیری، ولی وای بر من اگر نتوانم از تو قدردانی کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرحبا موکب خاتون اجل
عصمةالدین شرف داد و دول
آنکه بردست نهایت به ابد
وانکه بردست بدایت به ازل
آن به جاه و به هنر به ز فلک
[...]
دوش دلبند من آن مهر گسل
آنکه زو ماه به خوبی است خجل
مست و مدهوش در آمد در شهر
شهر را ولوله زو شد حاصل
شمع در پیش و جهانی زن و مرد
[...]
چند خورم خون خود از دست دل
شستم از دوست بهفت آب و گل
زین شبش او داند و شمع ختن
زین قبل او داند و ماه چگل
بیدلی ار زانکه بدین چاشنیست
[...]
صبر ازو صعب و تسلی مشکل
خاصه وقتی که پی بردن دل
بگسل از پای خود این لنگر گل
گام زن شو به سوی کشور دل
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.