گنجور

 
قطران تبریزی
 

آن کس که گشت ایران ویران بدست او

بسپرد جان بدولت بر شهریار نو

همچون فراسیاب کهن بود جان بداد

بر شهریار پور سیاوش بنار تو

آید چنو سوار دگر بر زمین اگر

آید در آسمان کهن کردگار نو

بگذار روزگار بشادی و خرمی

خسته شود ز غم دل خصمت بخار نو