گنجور

 
حزین لاهیجی قاسم انوار

در این بخش شعرهایی را فهرست کرده‌ایم که در آنها حزین لاهیجی مصرع یا بیتی از قاسم انوار را عیناً نقل قول کرده است:


  1. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۲ :: قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۷

    حزین لاهیجی (بیت ۷): این جواب غزل قاسم انوار که گفت - می به مستان بده و توبه به هشیاران ده

    قاسم انوار (بیت ۱): ساقیا، عذر مگو، باده به سرمستان ده - می به مستان بده و توبه به هشیاران ده



در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروه‌های مجزا فهرست کرده‌ایم:


  1. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱ - نیایش و عرض شکوی:پرتو روی تو را نیست جهان پرده دار - امتلأ الخافقین شارق ضوء النهار


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۷:درد سری میدهد زحمت رنج خمار - زهد برون کن ز سر، ساقی جان را در آر


  2. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۴ - در وصف حضرت رسول اکرم(ص):جان تازه ز تردستی ابر است جهان را - آبی به رخ آمد، چه زمین را چه زمان را

    حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح امیر مومنان حضرت علی بن ابیطالب:در زیر لب آوازه شکستیم فغان را - گوشی بنما تا بگشاییم زبان را


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹:ساقی به من آور قدح پیر مغان را - تا تازه کند جودت او جوهر جان را


  3. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مدح حضرت امیر مؤمنان:ای موی تو را غالیه سا عنبر سارا - چون نافه سیه روزم از آن زلف شب آسا

    حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۸ - تجدید مطلع:ای نفس کجا بود تو را مولد و منشا؟ - بر تودهٔ غبرا چه کنی منزل و مأوا


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳:ای صبح سعادت ز جبین تو هویدا - این حسن چه حسنست؟ تقدس و تعالا

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹:گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا - از عشق بد این وحدت شمعون و مسیحا

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:«نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا - اجمال ز تفصیل مبرهن شد و پیدا


  4. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت امیر مؤمنان (ع) و شکوه از غربت:آمد سحر ز کوی تو دامن کشان صبا - اهدی السّلام منک عَلی تابع الهدا

    حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۰ - تجدید مطلع:کای آستان قصر جلال تو عرشسا - وی مهر ومه به راه توکمترز نقش پا

    حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۱ - تجدید مطلع:ای نور دیده را به غبار تو التجا - خاک درت به کعبهٔ دلها دهد صفا

    حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۲ - تجدید مطلع:گردی ز آستان تو یا مبدء النعم - چشم امیدوار مرا منتهی الرّجا


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷:بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریا - فریاد عشق زد که: منم عاشق خدا

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲:خوش خاطرم که یار مرا گفت: مرحبا - همراه مرحباست صفا در پی صفا


  5. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر مؤمنان (علیه السلام):بریده لذّت دردت ز دل تمنّی را - نموده شهد غمت تلخ، من و سلوی را


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱:بسوخت آتش عشق تو زهد و تقوی را - بباد داد ورقهای درس و فتوی را


  6. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۲۰ - مدح حضرت امیر مؤمنان (ع):زین ششدرم چو بال فشانی دهد گشاد - این هفت قله را، چو غباری دهم به باد


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۳:بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد - عشقست هر چه هست،دگر هرچه هست باد


  7. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۳۱ - در ثنای حضرت امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع):زده ام طبل عشق و رسوایی - شهرهٔ شهرتم به شیدایی


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۹:زلف را شانه زن، که رعنایی - چشم را سرمه کش که زیبایی


  8. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۴۳ - در مدح حضرت احمد بن موسی الکاظم علیه السّلام:از یمن سرفرازی مدح خدایگان - کلکم گذشته از علم شاه کاویان


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۱:جانم بلب رسید ز غم، ساقی، الامان - جانم ز دست غم بیکی جرعه واستان

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۱:«فوز النجات » می طلبی؟ جام می ستان - بستان و خوش بنوش، بشادی دوستان


  9. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۴۶ - قصیده در پند و اندرز و بی وفایی دنیا:هر چند که دنیاست رَه و ما همه راهی - افتاده مرا زورق هستی به تباهی


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۴:تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟ - حیران تماشای تو از ماه بماهی

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۶:در وصف جمال تو توان گفت که: ماهی - کس وصف جمال تو نداند بکماهی


  10. حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۴۸ - در بیان حال خود و نصیحت:چشمم گشوده است در فیض نوبهار - از داغ، ریخته ست دلم طرح لاله زار


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۲:اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار - این نکته را بدان و مثل را بیاد دار

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۵:جام جمست این دل بیچاره، گوش دار - تا در کشم بگوش تو این در شاهوار

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۶:در داستان عشق تفصی نمود یار - تکرار عشق کرد هزاران هزار بار

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۰:ساقی، بیار باده، که تلخست انتظار - چون من خمار می شوم، از بهر من خم آر

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۱:ساقی، بیار باده گل رنگ خوشگوار - ماییم و جام باده و گلبانگ گیر و دار

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۷:ماییم و جام باده و سودای آن نگار - هر کس مناسب گهر خود گرفت یار

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۹:مشکین کلاله را چو برافکند آن نگار - از هر طرف برآمد فریاد زینهار!


  11. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۰:سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را - نماید خانهٔ تاریک، روشن چشم عریان را

    حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۸:دل دریا گهر، سرمایه بخشید ابر مژگان را - نماند حسرتی در یاد، مهمان کریمان را

    حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۹۵:ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را - که داغ لاله کردم، مردم چشم غزالان را

    حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۴:مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را - چه محکم می کنی چون ابلهان دیوار زندان را؟

    حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۳:کشم خط از سواد خامه زلف عنبرافشان را - به داغ رشک سوزد خامهام ناف غزالان را


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸:دمادم می‌دهد ساقی لبالب ساغر جان را - مگر یک دم برقص آرد سبک‌روحان عرفان را


  12. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳:مشکل افتاد عجب کار من حیران را - دل مگر یاد دهد، مهر و وفا جانان را


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰:وقت آن شد که می ناب دهی مستان را - خاصه من بیدل شوریده سرگردان را


  13. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۱:درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا - دل افکندیم، بسم الله مجریها و مرسیها


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵:برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا - که می یابم ز بوی او نسیم جنت الماوا

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹:جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا - شبم تاریک و مرکب لنگ و در سر مایه سودا

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:شراب آتشین آمد ز دست ساقی جان‌ها - بنوش این جام آتش را، «توکلنا علی المولا»

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما - که ما مشتاق دیداریم و رند و عاشق و شیدا


  14. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۴:ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را - مستانه بگو رمزی، بگشای معمّا را


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را - آن روح مقدس را، آن جان معلا را


  15. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷:گذشته است ز گردون لوای رفعت ما - گرفته روی زمین، آفتاب شهرت ما


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:هزار بار نمک ریخت بر جراحت ما - بشیوهای ملاحت، زهی ملاحت ما!


  16. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۹:آب حیات در رقم مشک فام ماست - از خضر خامه، زندهٔ جاوید نام ماست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲:از لطف دوست سکه دولت بنام ماست - اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست


  17. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۳:بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست - از بادهٔ شبانه گذشتن، شعور نیست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۳:بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست - بی روی او بکعبه و بت خانه نور نیست


  18. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۵:خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست - عینک حجاب گردد، اگر دیده تار نیست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۰:در بزم یار باده ناخوشگوار نیست - از وهم درگذر، که درین گنج مار نیست


  19. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۰:دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست - این لقمه، به اندازه هر کام و دهان نیست

    حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۶:بار ستم یار، گران است و گران نیست - جانبازی عشاق، زیان است و زیان نیست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۰:از دولت دیدار تو دل را غم جان نیست - جان را ز غم عشق تو پروای جهان نیست


  20. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۱:عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست - در سینه اش اگر جگری همچو شیر نیست

    حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۱۶:طوفان فتنه است و کسی دستگیر نیست - ساقی بیار کشتی می را، گزیر نیست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵:دل را ز جان گزیر وز جانان گزیر نیست - غیر از هوای دوست نصیر و ظهیر نیست


  21. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۰:اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت - با کوردلان، نور تجلّا نتوان گفت


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۳:با عشق ز تسبیح و مصلا نتوان گفت - جز باده گل رنگ مصفا نتوان گفت


  22. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۳:سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شد - ما را رگ جان گشت و تو را موی میان شد


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱:آیینه سبب گشت که روی تو عیان شد - روی تو سبب بود که آیینه نهان شد


  23. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۳:گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند - آتش عشق مرا در دل دیوانه زدند


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۱:عاشقان را چو صلا جانب می خانه زدند - آتشی بود که اندر دل دیوانه زدند


  24. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳:همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود - خاک ما خاک مراد دو جهان خواهد بود


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۸:تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود - دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۹:هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود - خاطر اندر پی آن سرو روان خواهد بود


  25. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۵:در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود - خونابهٔ آغشته به لخت جگری بود


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۳:چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود - کار دل بیچاره من پرده دری بود


  26. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۲:ساقی چه شد که آتش موسی ز می کند؟ - مطرب کجاست تا دم عیسی به نی کند؟


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۳:هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند - عاشق کسی بودکه دل وجان فدی کند


  27. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۴:من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟ - سودازده زلف بتانم چه توان کرد؟


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۸:من رند خرابات مغانم چه توان کرد؟ - آشفته و رسوای جهانم چه توان کرد؟


  28. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۷:نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند - نه هر که تاخت به لشکر سکندری داند


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۴:چنانکه چشم تو در غمزه دلبری داند - سواد زلف سیاهت ستمگری داند


  29. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۳:از کمال خویش نالم نی ز جور روزگار - زیر بار خود بود دستم، چو شاخ میوه دار


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۲:سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قرار - دیده گریانست و جان مشتاق و دل امیدوار

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۶:لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار - نغمه ققنوس را با جقبق عقعق چه کار؟

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۸:مشربم عذبست و مطرب عشق و ساقی یار غار - وقت من خوش، بخت من خوش، جام می بی انتظار


  30. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۷:برخیز سوی عالم بالا برون رویم - از خود به یاد آن قد رعنا برون رویم


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۳:خوش وقت من، که آینه کردار روشنم - مرآت راست گویم و شانه نمی زنم

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۴:سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم - وقت سرود ماست، گهی زیر و گاه بم


  31. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۰:ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم - به جای مغز، مکتوب تو را در استخوان دارم


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۲:سرم سبزست و لب خندان و عیش جاودان دارم - مکانم را چه می‌پرسی؟ مکان در لامکان دارم


  32. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۰:محبّت برتر آمد از چه و چون - تعالی العشق عن نعت یقولون


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۶:جگر گرمست و آهم سرد و دل خون - خرد آشفته و جان مست و مجنون

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۷:دل آشفته دارم، چشم پر خون - تنم عورست و جانم گنج قارون


  33. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۶:این لاله نیست بر سر مشت غبار من - گل کرده است داغ کسی از مزار من


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۱:بیتی همی سرایم و زاریست کار من - تا یک نظر کند بمن آن یار غار من


  34. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۶:ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان - به آب خویش گردد آسیای گوهر غلتان


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۷:بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان - ازین سودا خبر داری، ز سودا آیتی بر خوان

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۳:حیات تن ز جان آمد، حیات جان ز جان جان - زهی حکمت،زهی قدرت، زهی سلطان جاویدان!

    قاسم انوار » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۹:تجلی می‌کند شاهد پس از چندین عجب بر ما - ولی از کثرت پرده کماهی دیدنش نتوان


  35. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۰:بی تو چسان به سر برد جان امیدوار من؟ - ای بت دلفریب من، صبر من و قرار من


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۲:ناوک غمزه می زند بر دل من نگار من - صد پی اگر جفا کند، صدق و صفاست کار من


  36. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۲:روضه خلد خدایا به نکوکاران ده - دولت وصل، جزای دل مشتاقان ده


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۷:ساقیا، عذر مگو، باده به سرمستان ده - می به مستان بده و توبه به هشیاران ده


  37. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۷:سحر آمد ندا ز میخانه - کای خرابات گرد دیوانه


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۵:می کشد آن حبیب فرزانه - چشم را سرمه، زلف را شانه


  38. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۲:ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی - کار دل ما این همه دشوار نبودی


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۴:گر جان بهوای تو گرفتار نبودی - جان و دل ما طالب دیدار نبودی


  39. حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۲:کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری - که زندان را نباشد بهتر از زنجیر، دیواری

    حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۳۲۰:گذشت آن دور کز ساغر، کند یاری مرا یاری - به اشک لاله گون زین پس، نمایم چهره گلناری


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۹:مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری - مرا از لمعه روی تو هر لمعه است انواری


  40. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۱ - در توسل به حضرت خاتم الانبیاء (ص):یا خاتم النبییّن، غمخوار عالمی تو - پیش تو چون ننالم؟ از جور آسمانی


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۴۸:با روی دل فروزت عیشیست جاودانی - ای منبع مکارم وی معدن امانی

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۸:خوشدل شدم که دادم دل را بدلستانی - ماییم در هوایش دردی و داستانی


  41. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۶ - قطعه دربارهٔ صبر و شکیبایی:شب گذشته، فتادم به خاک کوچهٔ غم - هزار مرحله، ز آرامگاه راحت دور


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۲:اگرچه خسرو عالم شوی و گر فغفور - بنام نیک توان بود در جهان مشهور


  42. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۷ - در وصف خود و انتقاد از بی هنران:ازچهل سال فزون شد که به شیرین سخنی - من چو خورشید در اقطار جهانم مشهور


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳:پیش ما قصه شوقست و شهودست و حضور - در نهان خانه وحدت همه نورست و سرور

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴:در کهن دیر زمان جمله فریبست و غرور - وقت آن شد که زنم خیمه بصحرای سرور


  43. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۱۰ - بثّ و شکویٰ:چون زادم از نتایج علوی به مهد خاک - عنقای قاف همّتم از عرش زد صفیر


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۶:امکان صبر نیست، ز سر گیرم این نفیر - دل رفت و صبر رفت، خدایا، تو دست گیر


  44. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۲۰ - در وصف قلم پرتوان خود سروده است:ریزد شکرین نکته حزین از نی کلکم - کام همه شکرشکنان ساخته شیرین


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۱:ای یار، ندانم که چه رسمست و چه آیین؟ - گه ساقی جانهایی و گه محتسب دین


  45. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۲۱ - و نیز در وصف خامهٔ خویش:لوحش الله خامه ام که به صدق - هست با معنیش وفا و وفاق


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۷:متمادی شدست یوم فراق - «کیف احوال؟ ایها العشاق »


  46. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۴۰ - مطایبه:پرسید دوش ساده دلی از من این سخن - با سینهٔ پرآتش و با دیدهٔ پرآب


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹:ای از جمال روی تو تابنده آفتاب - وز آفتاب روی تو خورشید در حجاب


  47. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۴۴ - تضمین از سعدی:بود بر محملم، دل چون درایی - مرنج از من، اگر سنجم نوایی


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۰:سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی - بگو: از دار ملک آشنایی


  48. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۴۷ - قطعه:دوش دلم چون کشید خنجر آه از قراب - پشت حواصل پدیدگشت ز پر عقاب


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۰:ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتاب - روی تو و جام می، عکس گل اندر شراب


  49. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۴۸ - صحبت ناجنس:دارم آزرده دلی، تنگ تر از دیدهٔ میم - شده ام داغ درین دایره چون نقطه جیم


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۵:مشرب عذب مرا هر نفس از خم قدیم - می رسد باده صافی ز کرمهای کریم


  50. حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۵۶ - در تاریخ تدوین چهارمین دیوان خود فرموده است:هزار و یکصد و پنجاه و پنج هجری بود - که گشت نسخه ی دیوان چارمین سپری


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۸:وصال یار بصد جان بخر، اگر نخری - یقین که از غم هجران دوست جان نبری


  51. حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۴:دانم که به جز خدای قهّاری نیست - بر خاطرم از ظلم کسی باری نیست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸:یک لحظه دلم را سر هشیاری نیست - با هشیاران مرا سر یاری نیست


  52. حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۸:از عمر عزیز رفته افزون از شصت - گاهی در کار و گه به کوتاهی دست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱:من بنده روی توام، ای باده پرست - وز نرگس مخمور تو جانم شده مست


  53. حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۶۰:از خصمی مردمان مرا حال نکوست - یاران همه دشمنند، خصمان همه دوست

    حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۶۱:آن دیده، که بازاری عشاقش خوست - روی طلب راه نوردان با اوست


    قاسم انوار » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶:گفتم:بهزار دل ترا دارم دوست - در خنده شد از ناز که:این شیوه نکوست


  54. حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۶:در راه خطیری که نشیب است و فراز - کورانه به پای خفتهٔ خویش مناز


    قاسم انوار » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۰:ای ساعد لطف شاه از روح تو باز - محبوب خدا،طایر عالی پرواز


  55. حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۲۵۶:ای آنکه به لافگاه دعوی چستی - واندر طلب گوهر عرفان سستی


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۶:چو با تست مقصود، هرجا که هستی - گرش باز دانی ز هجران برستی


  56. حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۸۷:آشفته چو من نبود، سنبل به گلستان‌ها - شوریده سرم دارند، این طرّه پریشان‌ها


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:ای چشم تو در شوخی سرفتنه دوران‌ها - خط خوش و رخسارت رشک گل و ریحان‌ها


  57. حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۱۳:بر لبم حرف دهان تنگ یار افتاده است - بخیهٔ راز نهان، بر روی کار افتاده است


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۴:دیده ام تا بر رخ آن گل عذار افتاده است - اشک سرخم بر رخ زرد آشکار افتاده است


  58. حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۳۷:تپش سینهٔ ما، بانگ درایی دارد - جادهٔ نالهٔ ما راه به جایی دارد


    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۶:جانم از دولت درد تو دوایی دارد - دلم از صیقل ذکر تو صفایی دارد

    قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۷:در ولای تو دلم حسن وفایی دارد - روی زیبای تو هر لحظه صفایی دارد