همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
خاک ما خاک مراد دو جهان خواهد بود
گرد عصیان اگر از چهرهٔ جان افشانی
آستین کرمت را چه زیان خواهد بود؟
عکس بیرون نرود ز آینهٔ حیرت ما
دیده تا هست، به رویت نگران خواهد بود
لب لعلت به دل تنگ چه خونها که نکرد
غنچه تا هست ز خونابه کشان خواهد بود
نشود یک نفس از ذکر تو خاموش، حزین
همه دم نام خوشت ورد زبان خواهد بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تحسین و تمجید از محبوبیت و اهمیت معشوق میپردازد. شاعر میگوید که همت و تلاش جوانان و پیران برای نیل به آرزوها و معانی عمیق زندگی خواهد بود. خاک زمین نماد آرزوها و آرمانهاست. شاعر به معشوق اشاره میکند که حتی در زمان عصیان و نافرمانی، رحمت و کرامت او همواره جاری خواهد بود. همچنین تأکید میکند که عشق و زیبایی معشوق هرگز از دل و چشم دور نخواهد شد و ذکر او همیشه در زبانها جاری است. در کل، شاعر به عشق و رابطهای عمیق اشاره دارد که همواره زنده و پایدار است.
هوش مصنوعی: تلاش و اراده ما هم به کمک بزرگترها و هم به جوانترها خواهد بود و سرزمین ما به مرز خوشبختی و آرزوهای جهان دست پیدا خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر از چهرهٔ جان گناه و عصیان ببارد، هیچ آسیبی به محبت و رحمت تو نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو در آینه حیرت ما منعکس است، چشم ما از آن غافل نخواهد شد و همواره به تو خواهد نگریست.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و آرزوهایی میپردازد که از دل تنگی و غم به وجود میآید. لبهای مانند لعل و زیبا، به قلبهای عاشقان، دلتنگی و اندوه منتقل میکنند. این عشق و دلتنگی، همانند غنچهای است که برای ظهور و شکوفایی خود، به خاطر عشق و احساسات، خون دلهای بسیاری را تحمل میکند. در واقع، این احساسات عمیق و گاهی دردناک، بخشی از مسیر عشق و رسیدن به آرزوهاست.
هوش مصنوعی: هرگز لحظهای از یاد تو غافل نخواهم شد، و در هر لحظه نام نیکوت بر زبانم جاری خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
دل من طالب وصل تو به جان خواهد بود
بر من خسته نظر گر فکنی از سر لطف
اثر همت صاحب نظران خواهد بود
دیده تا بر قد آن سرو روان بگشایم
[...]
تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه
[...]
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود
ما درین دیر مغان بهر نیاز آمده ایم
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
«من ر آنی » و « رألحق » چه سخن می گوید؟
[...]
تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود
سرما خاک ره پیر مغان خواهد بود
تازقطنی و قدک نام و نشان خواهد بود
تنم از شوق شمط جامه دران خواهد بود
برزمینی که در وصندلی رخت نهند
[...]
خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
هرچه او بر سر ما خواست همان خواهد بود
جان من رفتی و چون صورت بیجان برهت
چشم من تا بقیامت نگران خواهد بود
میروی سرو من از دیده و جانی که مراست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.