به کوی که خوارند آنجا عزیزان
چرا میروی ای دل افتان و خیزان
بخند ای کهن زخم افسرده کامد
صبا از سر زلف او مشک بیزان
به مطلب ظفریاب آسان نگشتیم
که یک عمر بودمی از خود گریزان
ازان گشت در عشق مجنون غلامم
که لیلی است حسن تو را از کنیزان
نشیند به اغیار هر شام آن شمع
نمیترسد از آن ما صبح خیزان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.