گنجور

 
واقف لاهوری

همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را

کند می‌گردد درین دعوی زبان شمشیر را

نیست ممکن صلح دادن شعله و مو را به هم

بر کمر بستی نمی‌دانم چه‌سان شمشیر را

گر نه پیش ابروی او می‌کند اظهار عجز

خس چرا باشد ز جوهر در دهان شمشیر را

حرف پیچ و تاب چین ابروی خون‌ریز او

هست از جوهر مسلسل بر زبان شمشیر را

می‌کند بر سوزن مژگان برای کشتنم

چشم او هردم ز ابرو امتحان شمشیر را

 
 
نسکبان اندروید