گنجور

 
واقف لاهوری

خداوندا ترحّم را بگو این سختگیران را

وگرنه پارهٔ صبری عطا کن ما اسیران را

ادا کن تا توانی ای پسر شکر توانایی

جوانی دستگیری کن ز پا افتاده پیران را

مه و خورشید و انجم پرتو از روی تو می‌گیرند

تکلّف بر طرف مرجع تویی روشن‌ضمیران را

 
 
نامبردگان شاهنامه
صائب

نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را

نیستان مانع از جولان جرأت نیست شیران را

منه انگشت بر حرف کسان، ایمن شو از آفت

که جز تخم عداوت نیست حاصل خرده گیران را

مگس را بی تردد عنکبوت آرد به دام خود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه