ماند دست آرزویم خالی از دنیای خشک
چشم تر چون آبله بردم ازین دریای خشک
با سر زلف بتان سودا ندارد هیچ سود
شانه دست خشک و خالی برد زین سودای خشک
دستگیری گر کند پیر طریقت میتوان
چون عصا طی کرد این راه بیابانهای خشک
هرکس از خشک و تر دنیا نصیبی برده است
قسمت ما شد همین چشم تر و لبهای خشک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.