ارباب قرب را که جگر آب میشود
از هیبت قضا و قدر آّ میشود
از حال مپرس که بیچاره در غمت
صدبار آب گشت و دگر آب میشود
جایی که حرف از لب و دندان او زنند
خون میشود عقیق و جگر آب میشود
آهندلی به کار نیاد به راه عشق
اینجا دل جرس ز خطر آب میشود
از خجلت عذار تو گل میشود گلاب
پیش لبت ز شرم شکر آب میشود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.