عمر بگذشت و ندیدم از تو گاهی روی دل
کاش پیکان تو بنشیند دمی پهلوی دل
آن هم اکنون شد ز ضعف طالع ما خرج راه
قاصد آهی که گاهی میرسید از کوی دل
دردسر کمتر برو برخیز از پهلوی من
گفتهام صدبار یک پهلوست ناصح خوی دل
آنکه دل برداشت از دستم سراغش میکنم
هست این آوارگیهایم به جستوجوی دل
نی ز شوق گل وطن شد خاکپای گلبنم
در مشامم میرسد از غنچه گاهی بوی دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.