گنجور

 
واقف لاهوری

دستگیری گر امید از هیچ‌کس می‌داشتم

دست بر سر می‌زدم تا دسترس می‌داشتم

بی‌اثر شد حرف من از بس که دم بیجا زدم

می‌شدم عیسی اگر پاس نفس می‌داشتم

ناله زان دارم که بر محروم مانده از چمن

می‌زدم تن گر ز چوب گل قفس می‌داشتم

نارسایی دارم و ناکام زان تنگ شکر

کاش پا چون مور یا پَر چون مگس می‌داشتم

 
 
نسکبان اندروید