ز امید وصالش گرچه دل خشنود میگردد
ولی از بیم هجران تو جان نابود میگردد
ببوسی زان لب شیرین مرا بنواز پیش از خط
که این جلوه پس از چندی سراسر دود میگردد
دم فرصت غنیمت دان و کام تلخکامان ده
که خط چون سبز شد این شیشه زهرآلود میگردد
سر و سرمایهٔ خود را زیان کرد از سر زلفش
هنوز این دل ز سودا در هوای سود میگردد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.