کردم ز عشق داغ سراپای خویش را
گلپوش ساختم همه اعضای خویش را
باید مرا نشست به آتش سپندوار
در بزم او شناختهام جای خویش را
گرد نگهداشتن خویش مشکل است (مشکل وزنی دارد)
در کارت ار کنم دم گیرای خویش را
با کج معامله نرود پیش آشتی
بر میزدم به زلف تو سودای خویش را
ناقدردان حسن مشو حرف من شنو
منمای بر کسی رخ زیبای خویش را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.